در مشاغل غير فرهنگى چگونه مى توان به تبليغ و هدايت اهتمام نمود؟ آيا در محيط هاي توليدى و خدماتى و تجارى و فنى و صنعتى و ورزشى و تفريحى و… كه در فضاي ديگرى هستند مى شود به مسائل فرهنگى پل زد؟ آيا اصولاً چنين اقداماتى جواب مى دهد و تأثير مى بخشد؟ پاسخ ما اين است كه آرى اگر هنرمندانه عمل شود، تأثير گذار است.گاهى سخن كوتاه فرهنگى از يك مديرعامل،يك مهندس فنى،يك تكنسين ماهر در كارمندان از سخن يك خطيب مذهبى بيشتر اثر مى بخشد.گاهى ارسال يك پيام تبريك يا كارت پستال براي مناسبت مذهبى به دوستان شغلى و همكاران تجارى با يكى دو جمله كوتاه حاوى يك پيام معنوى و هدايتى،در دل افراد نفوذ پيدا مى كند…
كافى است باور كنيم كه شغل و كسب و كار و معيشت براي تامين مخارج زندگى خانواده هم عبادتى همطراز مجاهدان راه خداست(الكادّ لعياله كالمجاهد فى سبيل الله).پس از اين عبادت مى توان به عبادت ديگرى پل زد.وقتى كسب معيشت جز از طريقى كه خدا فرموده حلال و مجاز نيست،چرا نتوان به همين فرهنگ در ابعاد ديگرش تذكر داد.محيط شغلى نبايد نسبت به آنچه فرهنگ عمومى كارگزاران است بيگانه باشد.نمى شود درهاي نورانى رمضان به روي مهمانان الاهى باز شده باشد و هيچ اتفاقى در محل كار نيفتد و بي تفاوتى حاكم باشد.قشنگ نيست شور حسينى در رگ هاي محيط كار در عاشورا و اربعين جارى نشود.البته افراط و تفريط در هيچ كارى از جمله همين موضوع روا نيست اما نكته اينجاست كه ما نه فقط در عبادت و معيشت بلكه در كل زندگى فرهنگ را ارج مى نهيم…
گاهى يك همكار زودتر از هرفرد ديگر حتى خانواده اش،متوجه لغزش يا بريدگى فكرى همكار خود مى شود.روا نيست دوستان همكار بي تفاوت باشند و اقدامى نكنند.نبايد گذاشت شبهه ها در جان افراد ماندگار شود كه بيرون راندن آنها سخت و دشوار گردد.اينكه كى و كجا و چگونه اقدام شود بايد ماهرانه و با برنامه باشد.حفظ شأن ،آبرو و موقعيت شغلى و نحوه گفتگو بسيار مهم است.گاهى دزدان فكرى در لباس همكار در مى آيند و خوره اعتقادات افراد مى شوند.اين ويروس ها را بايد از جسم محيط كار بيرون راند يا بى اثر نمود.بايد با تقويت معنوى و معرفتى از طرق مختلف بويژه هسته هاي مطالعاتى،مناسبت هاي مذهبى و مراقبت هاي دوستانه،فرصت تأثير گذارى را از دست نداد…
سفيران آگاهى و معرفت ،در هر لباس و جايگاهى مى توانند نقش آفرين باشند.همان گونه كه از خانواده خود در برابر ويروس گمراهى مراقبت مى كنيم بايد مواظب اين بيماري بدخيم در مورد همكاران و همراهان شغلى خود باشيم.گاهى بيمارى چنان خاموش است كه نه تنها همكاران بلكه خود افراد هم متوجه آن در جسم و روح خود نمى شوند.در اينطور مواقع بايد پيشگيرانه عمل كرد و فرض را بر اين گذاشت كه افراد در معرض اين هجمه ها قرار مى گيرند لذا پيشاپيش افراد را در برابر آن شبهات واكسينه نمود.نشست ها يا گفتگوهاي حضوري يا مجازي و استفاده بهينه از ابزارهاى اطلاع رسانى و ارتباطى براي اين هدف قابل توصيه است.اهداي بسته هاي فرهنگى، كتاب هاي مناسب و روزآمد،دعوت به جشن هاى مناسبتى مثل نيمه شعبان و غدير و مبعث و…و نيز پيوند قلبى آنها با صاحب و مولاشان امام عصر ارواحنا فداه آنها را در برابر امواج انحرافات، بيمه خواهد نمود…
