از نخستين آموزه هاي اجتماعي كه به فرزندان آموزش مي دهيم احترام به حقوق ديگران ( حق الناس) است. يكي از مصاديق حق الناس ، رعايت نوبت است.
امروزه ، رعايت نوبت در صف هاي خريد و بانك و ويزا ومطب پزشكان و دريافت انواع خدمات، امري عادي و نشان بلوغ اجتماعي است .هر نوبتي دير يا زود سرانجام فرا مي رسد و مي توانيم حقي يا خدمتي را دريافت كنيم يا مصرف نماييم و سپس نوبت به ديگري مي رسد. چرخه نوبت ها،دائماً افراد جديدي را بر مي كشد و قديمي ها را كنار مي زند. اديبان و مربيان ما از اين مطلب ساده اجتماعي، به مسائل معنوي و تربيتي و اخلاقي پل زده اند و اندرز داده اند كه مواظب باشيد در نوبت خود ، عدل و تقوي را رعايت نماييد زيرا عمر و زندگي ما، همان نوبت حضور ما در اين دنياست و گفته اند هركه هستي بدان كه روزي نوبت توست و بايد خود را نشان دهي؛ شاه باشي يا رعيت يا وزير ، امير يا اسير، كدخدا يا دهقان، بدان كه نوبتت به پايان مي رسد و تنها عمل توست كه معرف توست:
به نوبت اند ملوك اندر اين سپنج سراي/كنون كه نوبت توست اي ملك به عدل گراي!
و ياد آوري كرده اند كه اين نوبت ها هم به سرعت برق و باد خواهد گذشت و بايد توشه برداشت:
اين يك دو سه روز نوبت عمر گذشت / چون آب به جويبار و چون باد به دشت!
و يا : دور مجنون گذشت و نوبت ماست/هركسي پنج روزه نوبت اوست!
سخن در اين است اكنون كه نوبت به ما رسيده است ، فرصت را غنيمت شمرده نقشي در خور ايفاكنيم و خدمتي به بشريت نماييم و به مأموريتي مقدس مشغول شويم و در راستاي اهداف والاي الاهي و معنوي عزم خدمت كنيم آن هم خدمت بي منّت، كه هر چه داريم از خداست و او برما منت دارد كه با اعطاي توفيق، شرايط خدمت را براي ما فراهم آورده است و بهترين خدمت در اين روزگاران، خدمت زير پرچم ولي الله الاعظم ارواحنا فداه و تلاش در راه تحقق آرمان هاي مهدوي است . تا هستيم خدمتي كنيم چون معلوم نيست تا چند دقيقه يا ساعت ديگر فرصت خواهيم داشت زيرا
“ناگهان بانكي برآمد خواجه مُرد
خوش نگر جانم كه او با خود چه برد!
