مفيد، نماد مرزباني


چنين مشهور شده است كه قطب عالم امكان حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه در اوج تأثر و تألم از مرگ مرزبان بزرگ دين فقيد سعيد شيخ مفيد رضوان الله عليه ، با دستان خويش اين چند شعر را بر خاك مزار آن عالم فرزانه نوشتند:
سفيران مرگ ، خبر درگذشت تو را نياورند كه چنين روزي بر خاندان پيامبر، روز مصيبتي بزرگ است.اگر تو در ميان خاك پنهان گشتي گوئي دانش توحيد و عدل با تو در خاك پنهان گشت.خرسند و شادمان مي شود (وليّ خدا ) مهدي قائم (عليه السلام) هرگاه كه درس هاي تو خوانده و مرور مي شود١…

همين جايگاه بلند مرزباني مفيد است كه حضرتش او را در توقيعاتشان با القابي همچون “برادر استوار” و “دوست رشيد ” و “ولايتمداري با اخلاص در دين و سرشار از يقين” ، “ياور حق و دعوت كننده به سوي او” ستوده اند٠چرا چنين نباشد كه مفيد تمام زندگيش و عمر هشتاد ساله اش وقف روشنگري و ارشاد و هدايت و تعليم و تأليف و تبيين مباني مكتب اهل البيت عليهم السلام و دفع شبهات منكران و مناظره با معاندان و راهنمائي گمگشتگان بود. وآن چنان اوقاتش فشرده و برنامه ريزي شده بود كه از تنگي وقت، بعضي مناظراتش با دگر انديشان را در ساعات پيش از سحر مي نهاد٢…

اين بود كه “مفيد” نام گرفت و نماد مرزباني گشت براي همه كساني كه مي خواهند در آستان مولايشان مرزباني كنند و اگر نه شيخ مفيد گردند اما “مفيد” باشند براي دفاع از برج و باروهاي دين و قرآن در برابر اضلالات منكران و محكم وبا اخلاص باشند در ياوري حق و دعوت به سوي يگانه دهر و امام برحق حضرت حجت(ع) ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء كه اگر اين “مفيد” ها نباشند كه دستگيري كنند از گمگشتگان و مرزباني كنند در برابر هجمات دشمنان،خسارات سنگيني خواهد رسيد كه جبرانش دشوار خواهد بود.

———————

١.لا صـوّت النـاعـي بـفـقـدك إنّــه / يوم على آل الـرســول عظـيم
إن كنت قد غُيِّبت في جدث الثري/ فالعدل والتوحيـد فيـك مقيــم
والـقائم المهـدي يـفـرح كـلّــمـا/ تليت عليك من الدروس علـوم….
بحار الأنوار: ج53، ص256 ، به نقل از السيد القاضي نور الله الشوشتري (956- 1019هـ) در (مجالس المؤمنين) إنّه وجد هذه الأبيات بخط الإمام المهدي عجّل الله تعالى فرجه مكتوبة على قبر الشيخ المفيد رحمه الله.
٢.يقول العالم الباحث آية الله المرعشي النجفي قدّس سره: لقد نذر الشيخ المفيد نفسه للبحث والمناظرة، فكانت له مناظرات مختلفة مع علماء جميع الأديان، حتى لقد حضرته مجموعة من العلماء وطلبت منه موعداً لمناظرته، فقال الشيخ: لا وقت عندي، فقالوا: يا شيخ، لقد حضرنا من مكان بعيد، ونريد العودة، فتأمّل الشيخ قليلاً وقال: ليس عندي مجال سوى ساعتين تسبقان أذان الصبح، فباستطاعتكم الحضور في هذا الوقت لعدّة مرات، فقالوا: لا بأس نهجع في النهار ونأتي سحراً للمناظرة.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *