دو كلمه بيشتر در جواب آن زن و شوهر جوان نگفت:”با هم بسازيد”! آمده بودند تا آن مشاور پير، رهتوشه اي براي خوشبختى در آغاز زندگى به آنها بدهد.او هم همين را گفت و سكوت كرد.بعدها هر وقت يكى آهنگ ناسازگارى مى زد ديگرى به ياد سخن مشاور پير مى افتاد و با شريك زندگى سازگارى مى كرد و مى ساخت.هر دو كوتاه آمدن در هنگام اختلاف را آموخته بودند و اين رمز خوشبختى آنها شده بود.امروز هم در پيچ و تاب هاي مشكلاتى كه فرا روي زوج هاي جوان است ،همين را بايد گفت.همديگر را تحمل كنيد، اگر يكى عصبانى شد و پرخاش كرد،ديگرى با پرخاش پاسخ ندهد و سكوت و سازگارى كند تا اهريمن خشم او فروكش كند و دوباره زبان مهربانى جارى شود…
يا خود مشاور امين خويش باشيد و يا براي رسيدن به يك زندگى مشترك نمونه،به مشاورى امين مراجعه كنيد.فردمهربان و با تجربه اى را مشاور خود كنيد تا در مواقع اختلاف به او رجوع نموده و با حكميت او اختلاف ها را مرتفع سازيم. حقوق يكديگر را محترم شماريم.خويشاوندان همسر بويژه والدين او را احترام كنيد و چون والدين خود گرامى داريد. چون لباس ،عيوب هم را بپوشانيد و موجب زينت هم باشيد چنانكه خداوند در قرآن فرمود: “هنّ لباس لكم و أنتم لباس لهنّ(زنان شما لباس شمايند و شما نيز لباس هستيد براى آنها).سرمايه محبت كه خدا در شما نهاد، پاسدارى كنيد (جعل بينكم مودة و رحمه). امور داخل و خارج خانه را با هم تقسيم كنيد و خلاصه، چون يك روح شويد در دو بدن!
هر دو، بخشى از وقت خود را به فعاليت هاي خدمتگزارى دينى اختصاص دهيد و سهمى در مرزبانى مهدوى داشته باشيد.اطراف شما بسيار زمينه خدمت هست و بسيار كسان نيازمند تلاش و يارى رسانى شما هستند كه بايد به وظيفه عمل كنيد. به تربيت فرزندان خود كمال اهتمام را داشته باشيد كه چون شما يا حتى بهتر از شما خدمتگزار مولا شوند.همين كه سرتان به خدمت مشغول باشد زندگى تان به لطف و عنايت امام چنان بركتى مى گيرد كه مورد غبطه ديگران كه در اين وادى ها نيستند واقع مى شويد و نمى فهميد سال هاى زندگى چگونه طى شد و ايام به چه سان گذشت؟از هرچه غافل مى شويد از عبادت و دعا غافل نشويد كه دعا و عبادت هم شما را ارتقاء مى بخشد و هم در طوفان هاي زندگى حفظتان مى كند.در گفتگو با همسر و فرزندان، ادب را زينت سخن كنيد كه “بى ادب محروم ماند از لطف حق”…
براي خود در خانه با تابلوها يا تراكت هاي زيبا، يادآورهائى بگذاريد تا چون نگاه شما به آنها افتد،آن پيام را به يادتان آرد و دلتان را بسوي آن متمايل نمايد.بعضى اين آيت خدا را در منظر نهاده اند:اَلَم يعلم بأنّ الله يرىٰ؟(آيا نمى داند كه خدا او را مى بيند؟!)و يا اين آيه: اليس الله بكافٍ عبده(آيا خدا براي بنده اش كافى نيست؟!) بعضى نيز يادكردى از صاحب ولايت امير مومنان و اهلبيت و خمسه طيبه عليهم السلام نهاده اند و نيز تراكت هاي مهدوى چون “يابن الحسن روحى فداك،متى ترانا و نراك؟!” و اللهم عجل لوليك الفرج و “كى به هم مى رسد اي يار نگاه من و تو؟!” و “پايان شب سيه سپيد است”؛ و”ما بر آن عهد كه بوديم بر آنيم هنوز”؛و”سرو جان بها ندارد كه كنم فداى مهدى”؛و”اینم قبول بس که بمیرم بر آستان/ تا نسبتم کنند که خدمتگزار اوست”...
