در بهائيت ، بسيار از حقوق بشر استفاده ابزارى كنند و آن را نتيجه تعليم خويش يعنى وحدت عالم انسانى شمرند.اما ببينيم آيا زير ساخت هاى احترام به ارزش و حقوق نوع بشر را در بنيادهاي فكرى ومعتقدات خويش نشان مى دهند يا خير؟ از نظر نظر جناب باب، هیچکس جز بابیان حق زیستن روی زمین را ندارد و دگر اندیشانباید قتل عام شوند ودر پنج قطعه زمین نباید غیر مومنین به بیان زندگی و سکونت کنند!(ص۱۹۳ بیان فارسی)ایشان همچنين دستور میدهند سلطان بیان، همه دگر اندیشان و غیر بابیان را نابود گرداند و اجرای این امر واجب هم فقط بهعهده سلطان بابی نیست بلکه بر خود افراد بابی هم این موضوع واجب است و باید هر غیر بابی را از روی زمین بردارند و نابود نمایند.عبارت او چنين است:«الباب السادس و العشر من الواحد السابع فی ان الله قد فرض علی کل ملک یبعث فی دین البیان ان لایجعل احد علی ارضه ممن لم یدن بذلک الدین و کذلک فرض علی الناس کلهم اجمعون»(بیان فارسی صفحه ی ۲۶۲)پس شهروندان غیر بابی، حق حیات ندارند و باید برای مرگ آماده شوند…
همچنين انسان هاي غیر معتقد به بیان، حق هیچ مالکیتی ندارند و اهل بیان باید اموال هر کسی که به شریعت بیان ایمان نیاورده، مصادره نمایند و استثنای این قانون فقط در جاهائی است که اهل بیان به قدرت نرسیده باشند ولی اگر قدرت یافتند حکم همان مصادره اموال است (ثم الخامس فلتاخذن من لم یدخل فی البیان ما ینسب الیهمثم ان آمنوا لتردون الا فی الارض التی انتم علیها لا تقدرون.بیان عربی صفحه ی ۱۸).اين ويژگى آئين باب مورد تاييد غبدالبهاء هم قرار گرفته و درکتاب مکاتیب- جلد۲ صفحه۲۶۶مى گويد(در یوم ظهور حضرت اعلی (میرزاعلی محمد) منطوق بیان (عبارت بود از:) ضرب اعناق (گردن زدن غیر بابی ها) حرق کتب ( سوزاندن کتابها) و اوراق و هدم بقاع (خراب كردن همه عبادتگاه ها) و قتل عام الا من امن و صدق ( كشتن غیر بابیان مگر كسانى كه ايمان آورند) بود)…
اما در آئين بهائى اگرچه ادعا كنند شرايط عوض شده اما همچنان افراد دگر انديش ارزشي ندارند.از نظر جناب بهاءالله، فقط بهائیان انسان محسوب می گردند و غیر بهائیان، از بهائم و حیوانات شمرده می شوند.او در کتاب بدیع صفحه ۲۱۳ مى نويسد: (نفوسی که از امر بدیع معرضند از رداء اسمیه و صفتیه محروم و کل از بهائم بین یدی الله محشور و مذکور).بنا بر نصوص بهائی هرکس غیر بهائیان را انسان بنامد یا برای آنها رتبهای قائل شود، از همه فیوضات و مراحم خداوندی محروم خواهد بود(الیوم هر نفسی بر احدی از معرضین من اعلاهم او من ادناهم ذکر انسانیت نماید، از جمیع فیوضات رحمانی محروم است تا چه رسد که بخواهد از برای آن نفوس اثبات رتبه و مقام نماید.كتاب بديع ص ١٤٠)ملاحظه می فرمایید که جناب بهاءالله نه تنها غیر بهائیان را از دایره انسانیت خارج میداند، بلکه به فتوای ایشان هرکس که آنها را آدم بداند، او نیز از جمیع فیوضات رحمانی محروم است..
بهاء الله در جای دیگر غیر بهائیان را سنگریزه های بی ارزش می شمرد(احبائی هم لئالی الامر و من دونهم حصاة الارض.» یعنی : (دوستداران من درّ و جواهر و ما بقی ایشان سنگ ریزه های زمين اند.مائده آسمانی، ج ۴ چاپ جدید ص۱۴۰ و چاپ قدیم ص ۳۲۷).او همچنين به همه غير بهائيان و كسانى كه بغض او را داشته باشند ،تهمت زنازادگى داده و مى گويد:(من ینکر هذا الفضل الظاهر المتعالی المنیر ینبغی له بان یسئل عن امه حاله فسوف یرجع الی اسفل الجحیم» و نيز(قل من کان فی قلبه بغض هذا الغلام (بهاءالله)فقد دخل الشیطان علی فراش امه.گنج شايگان ص٧٩) يعنى هرکس در قلبش دشمنی این غلام (بهاءالله) را داشته باشد قطعا شیطان در بستر و رختخواب مادرش رفته است!
جالب است مدعيان وحدت عالم انسانى دستور گرفته اند كه :برای بهائیان ابر رحمت و برای کافران و مشرکان عذاب محتوم باشید(انتم یا احباء الله کونوا سحاب الفضل لمن آمن بالله وبآیاته و عذاب المحتوم لمن کفر بالله و کان من المشرکین.مجموعه الواح ص٢١٦)و نيز نبايد با دشمنان بهائيت و مشركان نشست و برخاست و معاشرت كنند: (ایاک ان لا تجتمع مع اعداء الله فی مقعد ولا تسمع منه شیئاً و لو یتلی علیک من آیات الله العزیز الکریم.همان ص ٣٦٠) و (لاتعاشری مع المشرکات کذلک یأمرک منزل الایات.مائده، ج ۴، ص ۳۶۵) و (انا قطعنا حبل النسبة من کل ذی نسبة الا لمن آمن بالله و اعرض عن المشرکین. ان یا عبادی لو یسمع احد منکم بان اعرض اخوه او اخته عن الله ینبغی له بان یعرض عنه و یقبل الی محبوب المخلصین.همان ج ٨ مطلب ٥٢ ص٣٨)…شواهد بسيار ديگرى در ديدگاه حقوق بشرى اين آئين هست كه تفصيل ان را به مقاله اى ديگر وا مى گذاريم…
