خانه دار

 
 
 
 
 
من خانه دارم -حتى اگر آن را شغل به حساب نياورند- به خود مى بالم كه محور خانه و موجب مهر و همبستگى و دوام خانواده ام .من از مادر و مادر بزرگ هاى خود آموخته ام و ديده ام كه چگونه آنها رشته مهر خانواده و نخ تسبيح زندگى همسر و فرزندان و عروس ها و دامادها و نوه و نتيجه ها و فاميل بودند.تمام روز كار مى كردند و آرام نداشتند.خانه دار كسى است كه مهرش را بى دريغ و بى توقع نثار يكايك افراد خانواده مى كند و حواسش به همه هست . چون يكى بيمار شود، تيماردار است؛چون يكى غمگين شود،غمخوار است؛ شادى ها را با همه تقسيم مى كند؛هم مشاور است و هم مادر و هم همسر و ياور و همراه و همدم و مونس و هم كانون ارتباط و پيوند و همبستگى. چند روز كه نباشم هم خودم در پيچ و تابم و هم بچه ها و همسر و ديگران.به نقش خود افتخار مى كنم….
 
من خيلى خوب مى دانم كه معنويت و دعا و ارتباط با خدا و اولياى او، اصل بنيادين موفقيت و دوام و سعادت خانواده است، لذا نه خود آن را وامى نهم و نه از خانواده غافلم كه مباد از آن غافل شوند.تلاش مى كنم در فرايند مهمانى ها و ديد و بازديد ها اين روحيه آسيب نپذيرد و بعضى عادات مغاير اخلاق و معنويت،از معاشران وارد زندگى و روح خود و بچه هايم نشود.من با امام زمانم هر روز چند نوبت پيوند دارم.غير از دعاها و زيارات مهدوى كه توفيق مداومت بر آنها را دارم،حل هر مشكل ناگشودنى را از ايشان مى خواهم و با ايشان درد دل مى كنم و آن بزرگوار نيز هماره عنايت داشته اند و نتيجه گرفته ام و به فرزندانم هم توصيه كرده ام او را پدر مهربان خويش بدانند و به او تكيه كنند…
 
افتخار دارم كه همسرم هم در اين زمينه همراه من است؛ ما موقع ازدواج با هم پيمان بستيم خدمتگزار آستان مهدوى باشيم و فرزندان خود را هم بر همين شيوه تربيت كنيم.خرسندم كه اكنون فرزندان و همسرم در اين راهند و من افتخار مى كنم كه در خدمت خدمتگزاران آستان مهدوى هستم.نمى دانيد چه لذتى دارد وقتى به نيت غذا پختن براي خدمتگزاران آستان مهدوى،به آشپزخانه مى روم و غذا مى پزم و بعد شاهد غذاخوردن آنها هستم تا توان ادامه مسير را داشته باشند! نمى دانيد چه حالى دارم وقتى خانه را به اين نيت پاكيزه مى كنم كه اگر آن بزرگوار بخواهند ميهمان ما باشند،همه چيز تميز و زيبا و پاك باشد…وقتى جلسات مهدوى در خانه ما تشكيل مى شود از شور و شعف سرشار شده و همه گونه خدمت و پذيرائى از خدمتگزاران را به نيت شادى دل مولا انجام مى دهم…
 
نمى گذارم به بهانه مسئوليت هاي بيشمار خانه دارى، خودم نيز از رشد علمى و معرفتى باز مانم.هم كلاس مى روم تا معرفت خويش افزون كنم و هم براي ديگران اعم از بچه هاي فاميل يا ديگران كلاس مى گزارم.گاهى هم قلم را بر مى دارم و دلنوشته هائى مى نويسم و از طريق شبكه هاى اجتماعى به اشتراك مى گزارم.دلم مى خواست مهارت هاي بيشترى براى تبليغ مى داشتم تا موثرتر باشم.در فكرم كه براي مهارت نويسندگى و سخنورى و ارتباط موثر به كلاس بروم.در خانه به نوارهاي اساتيد در حوزه هاي مختلف – حتى وقتى مشغول كارهاى خانه هستم -گوش مى دهم و بهره مى برم…مى دانم امير بزرگوار هستى و آقاى آفرينش نگاه عنايتش را از ما خانه دارها دريغ نكرده و نخواهد كرد…
 
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *