بازرگان

 
 
 
 
 
تجارت هاي فرامرزى را پيشه خود ساخته ايم.صادرات و واردات و جذب مشاركت هاي سرمايه گذارى و نيز جذب تكنولوژى هاي جديد و مورد نياز براي كشور در راستاى خدمت به هموطنان،هنر ماست.كشور هماره به سربازانى كه  اين ماموريت ها را به عهده گيرند نيازمند است.صادرات محصولات كشور و جذب سرمايه و سرمايه گذار، موجب رونق توليد و اشتغال و ارز آورى است و واردات هم در مواقع و موارد خاص ،نيازها را برطرف مى كند.بازرگانى قدمتى همپاي تاريخ دارد.بازرگانان تا مرزهاي دور دست مى رفته اند و كالا مى برده اند و با كالا بر مى گشته اند.جاده ابريشم،براى قرن هاى متمادى راه طولانى اين تجارت و ارتباط بوده و فرهنگ هاى گوناگون را به هم پيوند مى داده است…
 
بازرگانان مسلمان فقط حامل كالا نبودند بلكه حامل فرهنگ غنى خود براي ملت هاي ديگر در كشورهاي دور دست نيز بودند.اين بازرگانان بودند كه براي نخستين بار اسلام را به جنوب شرق آسيا يعنى اندونزى و تايلند و مالزى بردند و آنها را با اين فرهنگ آشنا كردند به نوعى كه امروز صدها مليون انسان در اين كشورها،مسلمان هستند و از اهالى قبله به شمارند.سلوك انسانى و اخلاق و منش اسلامى بازرگانان ، در قلب كسانى كه با آنها در ارتباط بودند،نفوذ كرده و از اين طريق فرهنگ جديد را مى پذيرفتند و به آئين اسلام مى پيوستند.بازرگان مسلمان بلحاظ ارتباط اقتصادى براحتى مى توانسته اند راه گفتگوى فرهنگى را باز كنند اگرچه رفتار و عملكرد آنها نيز در جذب بى تأثير نبود…
 
ما در ارتباطات بازرگانى خويش ابتدا به سود بردن طرف تجارى خويش فكر مى كنيم سپس سود خود را در نظر مى گيريم.اين است كه هميشه طرف هاي تجارى از معاملات با ما راضى بوده و تجارت با ما را تداوم بخشيده و ديگران را نيز به كار با ما توصيه كرده اند.وقتى مى شنيدند كه اين دستور دين ما بوده و امامان ما اين توصيه ها را داشته اند به مذهب اهل البيت علاقه پيدا كرده و مى خواستند بيشتر بدانند و ما هم با علاقه آنها را با بخش هائى از فرهنگ شيعى آشنا مى كرديم و علاقه آنها بيشتر مى شد تا اينكه بعضاً به آئين تشيع مشرف مى شدند…
 
از زيباترين جلوه هاى فرهنگى ما براى آنها سخن از موعود رهائى بخش و جامعه آرمانى ظهور بود.اگر مسيحى بودند معناى منجى و مسيح را خوب مى فهميدند و همراهى مسيح عليه السلام با موعود اسلام حضرت مهدى عليه السلام براي آنها كاملاً قابل درك مى بود و اگر فرهنگ هاى ديگرى داشتند باز هم با موعود و منجى بيگانه نبوده و به نوعى همسانى با فرهنگ خود احساس كرده و جذب مطالب ما و ويژگى هاي دوران ظهور و جامعه آرمانى بعد از ظهور مى شدند.وقتى سخن از دعا براي تعجيل ظهور مى كرديم مى ديديم كه از صميم قلب در حاليكه اشك بر چهره داشتند دعا مى كردند و من حتم دارم خداى بزرگ و نيز مولاى ما از اين ياوران گمنام و نو دين بسيار خرسند بوده و عنايات ويژه خود را بر آنها معطوف داشته و خواهند داشت…
 
 
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *