خدماتى

 
 
 
 
 
كمتر كسى است كه در طول شبانه روز به مشاغل خدماتى  نيازمند نباشد:تاكسى ها و اتوبوس ها و پيك موتورى و حمل و نقل بار و لوازم در شهر، رستوران ها، آژانس هاى مسافرتى و خدمات گردشگرى، فروشندگان سيّار و دستفروش ها، راهنمايان تلفنى و اينترنتى،خدمات كتابخانه اى و كتابدارى و اطلاع رسانى،استارتاپ ها و فروش هاى اينترنتى، مشاوران املاك و اتومبيل و امور حقوقى و تبليغاتى و خدماتى براى امور شخصى يا منزل و محل كار ، مراكز مختلف تعميراتى لوازم مورد نياز همگان و صدها عنوان ديگر كه هريك گونه اى از خدمات را به شهروندان ارائه مى كنند.اين شغل ها همگى مورد نياز مردم اند و به همين لحاظ، شريف اند زيرا هركدام گره و مشكل و نيازى را از مردم برطرف مى نمايند و به نوعى ، عبادت به شمارند…
 
آيا اين شغل هاى خدماتى مى توانند بار فرهنگى داشته باشند؟طبيعى است كه جواب مثبت است. يك گفتگوى ساده و تأثيرگذار در تاكسى،يك پيام فرهنگى در صفحه اول سايت يا كانال،يك جمله زيبا و سازنده و اميد بخش در سربرگ يا فاكتور يا رسيد پول يا تراكت يا بروشور تبليغاتى، گفتن خالصانه يك “يا على”، “يا مهدى” در نشست و برخاست و سلام و خداحافظى و در اول و پايان كار و خلاصه يك تبليغ عملى با ارائه خدمت خوب و بعد كه خواستند تشكر كنند ، بگوئى:”من كه كارى نكردم،انجام وظيفه كردم ،ممنون ولى نعمت مان باشيد كه همه چيز از اوست”…گاهى اصلاً پول نگيرى يا تخفيف بدهى و بگوئى:مهمان آقا باشيد، برا سلامتى آقا صلوات بفرستيد…
 
يك بار در روز نيمه شعبان، به يكى از شهرها،پرواز داشتم،وسط پرواز خلبان طبق معمول از بلندگو شروع به صحبت كرد تا از مشخصات پرواز و مسافت و آب و هوا بگويد، اما اين گونه شروع كرد:”خلبان پرواز صحبت مى كند؛افتخار دارم از طرف خودم و كادر پرواز اين روز فرخنده را كه روز ميلاد مسعود موعود جهانى و رهاننده بشريت از ظلم و نابسامانى و برپا كننده عدالت و صلح و آبادانى است، خدمت شما مسافران و همه انسانها تبريك و تهنيت عرض كنم و دعا كنم كه از ياران او باشيم.ما اكنون در ارتفاع ٢٢هزار پائى هستيم هواى بيرون كابين …” و بعد همين مطلب را به انگليسي گفت…آنقدر از اين پيام چند ثانيه اى خلبان كه تأثيرش از سخنرانى يك ساعته يك مبلغ مذهبى بيشتر بود خوشحال شدم كه تصميم گرفتم در پايان پرواز جلو بروم و اگر اجازه دادند بر دست خلبان به پاس اين ادب و معرفتش بوسه  زنم…
 
اين طور نيست كه ما خدماتى ها نتوانيم به طور مستقيم يا غير مستقيم در شغل خويش ،كار فرهنگى به ويژه دينى و مهدوى انجام دهيم.اتفاقاً دشمنان دين و آئين و فرقه هاى گمراه از همين طريق،تأثيرگذارى فرهنگى مى كنند.يعنى در قالب يك كار خدمتى يا خيريه يا عام المنفعه ظاهر مى شوند و وقتى در دل طرف مقابل راه پيدا كردند سموم فكرى و فرهنگى خويش را به مراجعان تزريق مى كنند.مگر ميسيونر هاي كليسا از طريق همين خدمات پزشكى و آموزشي مسيحيت را به قلب كشورهاي فقير افريقائى نبردند؟ و مگر فرقه هاي ضاله هم اكنون با همين شيوه به روستاها و مناطق محروم نمى روند و سعى در تبليغ مستقيم يا غير مستقيم افكار ضاله خود ندارند؟ آنها براي باطل خويش اين گونه عمل مى كنند چرا ما كه كارمان خدمت به مردم است از اين شيوه بهره نبريم؟اما بايد اين كار،عالمانه و ماهرانه باشد كه رنگ تظاهر يا اجبار يا القاء به خودش نگيرد كه اثر معكوس خواهد داشت.كار مهدوى،كارى عالمانه است…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *