امام را از آن جهت “مغيث” ناميده اند كه فرياد رسى مى كند.چطور است كه گفته اند:هر مسلمانى آنگاه كه فرياد مسلمانى ديگر را براى دست گيرى بشنود ،بايد برخيزد و اجابتش كند، آنوقت،امام كه حجت خداست،وقتى استغاثه مومنان را بشنود، به فرياد رسى آنان بر نخيزد و اجابت نكند؟! هرگز چنين نخواهد بود.امام “سفينه نجات ” خوانده شده است و ماموريتش آن است كه در درياى جامعه،به فرياد كسانى كه اسير امواج شده و در خطر مرگ قرار گرفته اند برسد و دست گيرى نموده ، به كشتى درآورد و به ساحل نجات رساند.بخشي از اوقات امام به اين كار و ماموريت مى گذرد و در اين راه، كارگزارانى از فرشتگان و انسان ها نيز او را همراهى و مساعدت مى نمايند…
دست گيرى ها نيز در همه زمينه هاست:عالمان را در علم، محتاجان را در تدارك مايحتاج،خائفان را در رفع هراس، گمشدگان را در وصول به مقصد،بيماران را شفا و خلاصه ،درماندگان را رها از غم و برخوردار از لطف و كَرَم مى نمايد.و اين مختص حيات شان نيست كه حتى پس از رحلت شان ،چنين كارهائى را انجام دهند آن گونه كه هرسال مليون ها انسان به مشاهد مشرفه آنان رفته و حاجت خواسته و از طريق توسل به ايشان، حاجت روا شده اند. وقتى دفتر كرامت هاى آنان را در زندگى هر دوستدار آنان بگشائى مى بينى هيچكس از عنايت آنان محروم نبوده و از خوان كرامت شان متنعم بوده و نمونه هائى را نام مى برد.اين است كه آستان آنان را رها نكرده زيارت از راه دور و نزديك را ترك ننموده و چون كبوتران حرم، هرجا پرواز كنند نهايتاً بر آستان آنان ا فرود آيند…
اگر كسي كاهلى كند و خود را از كرامت آنان محروم سازد، مشكل از خود اوست نه كريمان كه گفته اند: گر گدا كاهل بود تقصير صاحبخانه چيست؟! و فرمودند:زبان بجنبانيد و از آنان بخواهيد تا بگيريد و گفته اند نوميد مشويد و بر در زنيد تا پاسخ گيريد: گفت پيغمبر اگر كوبى درى/لاجرم زان در برون آيد سرى!( من قرع باباً و لجّ،ولج)…
خواستن البته آدابى دارد كه آن آداب را هم خودشان لطف نموده و تعليم فرموده اند چه در دعاهاى مأثور همچون كميل و سمات و مشلول و…چه در زيارات خاص همچون زيارت جامعه و زيارت غديريه و زيارت پيامبر از بعيد و… ترديد نكنيد كه هرچه هست در آستان آنان است و هر خيرى به كسى رسد از خوان كرامت ايشان برسد كه واسطه فيوضات حق اند…
چه غم دارى زطوفان چون تورا نوح است كشتيبان! چه كم دارى به دوران چون تورا مهدى است پشتيبان!
راستى را كه وقتى امام دست گير است چرا دستت را از دست او بيرون كشى كه دست ديگر مشكل گشا نيست. دست مشكل گشاى او ، در طول اين دوازده قرن،مشكل گشائى ها نموده است از خواص تا عوام،نه فقط از ياران كه حتى از اغيار…كافى است او را به ديگران معرفى كنيد و از الطافش بگوئيد .آنان چون به او با هر زبان و آدابى از سويداى دل،التجا كنند،دست گيرد و از لطف عميم خويش بهره مند فرمايد. او راست كمالات محمدى و علوى و فاطمى و حسنى و حسينى و…او وارث همه انبياء و رسولان و امامان است؛گوهر يگانه اين روزگار است،خود را از او جدا نكنيد تا با وجود او به هيچكس ديگر احتياج پيدا نكنيد كه دست دستگيرش،دست خداست…
