گفت:از مهر و لطف و كرامت امام بسيار گفتى،بگو دامنه اين لطف و مهر تا كجاست؟گفتم :محدود به اين دنيا نيست و تا قيامت امتداد دارد.گفت:چگونه؟ گفتم:يكى ديگر از پنجره هاى رحمت و كرامت شان،شفاعت است.در روز حساب كه پرونده ات ،كاستى ها يا نقاط سوئى دارد،نزد خداوند از آبروى خود مايه گذارند و شفيع تو شوند و تو را به بهشت رسانند.همچنان كه پيامبر داراى مقام شفاعت است آنها نيز از اين مقام بهره مندند.اين است كه در زيارت جامعه خطاب به امام عرض مى كنى:اى ولىّ خدا،همانا بين من و خداى عزّ و جلّ گناهانى است كه آنها را جز رضايت شما پاك نمى كند،پس به حقّ خدايى كه شما را امين بر راز خود قرار داد، و نظارت بر امور مردم را به عهده شما گذاشت و اطاعت خود را به اطاعت از شما مقرون ساخت ،پس بخشش گناهانم را از خدا بخواهيد و شفيعان من شويد،كه من فرمانبردار شمايم…
گفت : معناى درست شفاعت چيست؟ گفتم: شفاعت در اصطلاح يعنى كسى را در پناه لطف خود گرفتن و مشمول بخشش ساختن است.خداوند اين مقام را به خود اختصاص داده و فرموده: مجموعه شفاعت در اختيار خداست(قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمیعاً) اما سهمى از اين مقام را براى اولياى خود نيز قرار داده و فرموده بعضى به اذن و رضايت او مى توانند شفاعت كنند چنانكه در آياتى از قرآن بر آن تاكيد نموده است (آياتى همچون : ما مِنْ شَفیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ/ یوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِی لَهُ قَوْلاً/ لا یشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضی /لا تُغْنی شَفاعَتُهُمْ شَیئاً إِلاَّ مِنْ بَعْدِ أَنْ یأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ یشاءُ وَ یرْضی).طبيعتاً شفاعت پيامبر و امامان عليهم السلام كه سفيران و حجت هاى خدايند،قطعى است و در روايات فراوانى بر اين موضوع تأكيد شده است…
گفت :اين بسيار زيباست كه ما به شفاعت امامان و نيز مولامان امام عصر ارواحنا فداه،اميدوار باشيم. گفتم: البته، براى همين است كه در دعاها و زيارت از ايشان در خواست شفاعت مى كنيم و عرضه مى داريم:”خدايا اگر من شفيعانى را به درگاه تو نزديك تر از محمّد و اهل بيتش-آن خوبان و پيشوايان و نيكان -مىيافتم،آنها را شفيعان خود قرار مىدادم پس به حقشّان كه براى آنان بر خود واجب كرده اى،مرا در گروه عارفان به آنها و آشناى به حقّشان،و در شمار رحمشدگان به شفاعت آن بزرگواران وارد كن،به درستى كه تو مهربانترين مهربانانى”.همچنين خطاب به امام زمان عرض مى كنيم:و تويى شفاعت كننده اى كه كسى در اين موضوع با تو نزاع نكند( وَ أَنْتَ الشَّافِعُ الَّذِي لا تُنَازَعُ )…
و نيز مى گوئيم:گواهى می دهم كه به وسيله ولايت شمااعمال پذيرفته مى شود و كردار پاك مى گردد و خوبي ها چند برابر گردد و بدي ها از بين مى رود؛ پس هركه ولايتت را دارا شد و به امامتت اعتراف نمود، اعمالش پذيرفته شود و گفته هايش مورد تصديق قرار گيرد و خوبي هايش چند برابر گردد،و بدي هايش محو شود و هركه از ولايتت منحرف شد و به شناختت جهل ورزيد و تو را با ديگرى عوض كرد خدا او را با صورتش به آتش دراندازد، و عملى را از او نپذيرد…و در زيارتى ديگر خطاب به ايشان مى گوئيم:و من به شفاعت شما اعتماد كرده ام و به دوستى و شفاعت تان اميدوار شده ام، به خاطر محو شدن گناهانم، و پرده پوشى عيب هايم، و آمرزش لغزش هايم، پس براى دوست خود اى مولاى من، در مقام تحقق آروزيش ،يار باش و آمرزش لغزشش را از خدا بخواه، كه او به ريسمان محبّتت آويخته، و به ولايتت تمسّك جسته، و از دشمنانت بيزارى نموده ام(وَ قَدِ اتَّكَلْتُ عَلَى شَفَاعَتِكَ وَ رَجَوْتُ بِمُوَالاتِكَ وَ شَفَاعَتِكَ مَحْوَ ذُنُوبِي وَ سَتْرَ عُيُوبِي وَ مَغْفِرَةَ زَلَلِي فَكُنْ لِوَلِيِّكَ يَا مَوْلايَ عِنْدَ تَحْقِيقِ أَمَلِهِ وَ اسْأَلِ اللَّهَ غُفْرَانَ زَلَلِهِ فَقَدْ تَعَلَّقَ بِحَبْلِكَ وَ تَمَسَّكَ بِوِلايَتِكَ وَ تَبَرَّأَ مِنْ أَعْدَائِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْجِزْ لِوَلِيِّكَ مَا وَعَدْتَهُ…)
