خلوت اُنس

 
 
 
 
 
شبى از شب هاى رمضان بود،بعد از نيمه شب به سراغم آمد تا با هم به دعاى ابوحمزه رويم…خسته بود؛خسته و گريزان از جنجال ها و هايهوى ها و شلوغى هاى روزمره و دورهمى هاى غفلت آور و تشويش ها و التهابات دنياى مادى،به دنبال خلوت و تنهائى بود.گوشه اى آرام كه در خود فرو رود و كمى بينديشد ،خلوتى از جنس اعتكاف ،از جنس مناجات، از جنس أُنس ،به دنبال خلوت اُنسى بود با مهربان خالقش،خدايش،محبوبش…رفتيم و تا نزديكاى اذان صبح با مناجاتيان،از عطر مناجات هاى سيدالساجدين،كمى معطر شديم و توشه اى گرفتيم.گفتم چه خوب كردى دنبالم آمدى.بى خود نيست كه خداوند ،پيامبرش را هرشب به اين خلوت أُنس ها فراخواند و فرمود:”و پاسى از شب را بيدار باش وتهجّد و عبادت كن، و اين وظيفه‌اى افزون براى توست، باشد كه پروردگارت تو را به مقامى محمود وپسنديده برانگيزد(وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‌ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً) و فرمود: بيشتر شب را براى عبادت قيام كن(قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا)…
 
به دنبال نسخه اى بود براى اين درد بى درمان غفلت كه به اسم تمدن جديد،چون اختاپوس بر سراسر زندگى امروزى ما چنگ انداخته است.گفتم:راه و نسخه همان است كه تو به فراست دريافتى و به آن پرداختى:خلوت و مناجات با خدا…همه انبياء و امامان و صالحان،پاسى از شب را به مناجات مشغول بوده اند و از اين نجواهاى شبانه و خلوت أنس به مقام ها رسيده اند.قيام به نماز و دعا و ابتهال و تسبيح و تقديس و نيايش،آن هم به دور از اغيار در ساعات آخر شب و سكوت سحرها…نماز ،خود بهترين نجواست كه فرمودند”المصلّى مناجٍ ربّه”يعنى نمازگزار،مناجات كننده با خداى خويش است…نجوا با خدا از طريق تلاوت آيات مباركات قرآنى و نيز خواندن دعاها- آن هم دعاهائى كه از زبان حضرات معصومين كه عارف ترين انسانها به معارف توحيدى بوده اند-از بهترين ها در اين خلوت أنس به شمار است و البته همراه با توبه و إنابه و اشك و آه و  دل شكسته و جانِ آويخته و متضرع و امان خواه از آتش… 

 

گفت:ساعات شب نيز چون ساعات روز است،چه سرّى در شبهاست كه در روزها نيست؟! گفتم:در ساعات پايانى شب، رازها نهفته است.بى خود نيست كه ساعات پايانى شب اينقدر ارج يافته است و خداوند سه بار به عبارات «وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ»و «وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ» و «وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ»(يعنى سوگند به شب هنگام تمام شدنش)به آن سوگند ياد كرده است و استغفار در سحرها را بزرگ شمرده و در حالات نيكان فرموده سحرگاهان به استغفار مى پردازند «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» و به پيامبرش فرموده شبها را به تهجد و بيدارى بگذران تا به مقام محمود(كه گفته اند مقام شفاعت است)برسى.در اين همه تاكيد بر قيام شبانه و تهجد و عبادت و استغفار در سحرگهان،رازها نهفته است…

 

گفت:من اگر به خودم باشم در مناجات كم مى آورم.گفتم:همه كم مى آوريم!براى همين است كه پيشوايان ما به كمك آمده اند و با مواريث جاودانه دعاهاى خويش،زبان ما را در گفتگو با خدا باز كرده اند.چه كسى مثل آنها مى تواند به ما ياد دهد كه اينگونه با خدا راز و نياز كنيم:خدايا،اگر ببخشى و عفو كنى،چه كسى از تو سزاوار تر است به عفو و بخشش(الهى إن عفوت فمن اولى منك بذلك)؟! ای آرزویم، ای مرادم. ای خواسته و امیدم. به عزت و شوكتت سوگند كه برای گناهانم آمرزنده‌ای جز تو نمی‌یابم. و برای دل‌شستگی‌هایم جبران کننده‌ای جز تو نمی‌بینم(یا أَمَلِی وَ بُغْیتِی وَ یا سُؤْلِی وَ مُنْیتِی فَوَعِزَّتِک ما أَجِدُ لِذُنُوبِی سِوَاک غَافِرا وَ لا أَرَی لِکسْرِی غَیرَک جَابِرا) و: مهربان خداوندا، منم که بدی کردم، مرتکب خطا شدم، تصمیم به گناه گرفتم، نادانی نمودم،دچار غفلت و سهو شدم، به خویشتن تکیه کردم، تعمد در گناه داشتم، وعده کردم و تخلف نمودم، عهدشکنی کردم، اقرار به خطایم کردم، اعتراف به نعمت نمودم ولى بار دیگر مرتکب معصیت ها شدم؛ عفو و مغفرت خود را شامل حالم فرما(دعاى عرفه)…

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *