هميشه مى توانى شعله ايمان را در قلبشان و برق اميد را در چشمانشان ببينى.با دستان خالى و ياران كم و كثرت دشمنان در اين منطقه افريقا ،عزم آن كردند كه نام آل الله را با جان مردم محروم اينجا (نيجريه)پيوند زنند كه زدند و موفق شدند و امروز عليرغم همه زجر ها و زندان ها و شكنجه ها و كشتارهائى كه از آنها توسط مزدوران شيطان شده،مسير را ادامه مى دهند و اگر خودشان در اسارتند،راهشان توسط مليون ها نفر ادامه دارد.پشتشان گرم بود به اين آيه نورانى كه «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ»“يعنى اگر خدا را يارى كنيد،او نيز شما را يارى خواهد نمود.مگر خداوند آن يتيم قريش (حضرت محمد صلى الله عليه و آله )را بر صاحبان زور و زر و تزوير و اصحاب كفر و نفاق و شرك، يارى نكرد و پيروز نفرمود؟! مگر او خود وعده نداد كه:“وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ”يعنى قطعاً خداوند كسى كه (دين) او را يارى كند، يارى مىدهد، همانا خداوند نيرومند و عزيز و شكست ناپذير است…
گزارشگرى كه از تلاش هاى تبليغى و عمرانى آنها پيش از حمله مزدوران دولتى و وهابى، فيلمى تهيه مى كرد از اراده سترگ زكزاكى و همسر و فرزندان و يارانش در يارى دين خدا در آن شرايط سخت،عقب مى ماند و نمى توانست همه را به تصوير كشد، اما مى توانست اين آيه قرآن را از تلاش هاى آنان به نمايش گزارد كه :”چه بسا گروهى اندك كه با اذن خدا بر گروهى بسيار پيروز شدند و خداوند با صابران و استقامت كنندگان است(كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ).اصولاً ما با تلاش هاى امثال اينان توانسته ايم بمانيم و تكثير شويم و حقانيت خود را براى جهانيان، اثبات كنيم.در سايه مجاهدت هاى گوناگون نسل اهلبيت باور،امروز منطق آل الله را بيشتر از هرزمان ديگر براي حقيقت پژوهان جهان،برفراز مى بينيم و گرايش به آن را پرشمارتر و افزونتر…
از خود پرسيدم راز اين غلبه اقليت بر اكثريت ،امداد و نصرت و يارى الاهى است،اما سهم مردم چيست؟فراز پايانى آيه جواب مرا داد: “وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ”يعنى خدا با صابران است.بله ! عنصر صبر و پايدارى و استقامت در مسير است كه پيروزى را تكميل مى كند.به خود كه نگاه كردم ديدم چه بسيار كارها كه نيمه كاره رها كرده ام يا در وسط راه از رفتن باز مانده ام يا استقامت نورزيده ام.در كار گروهى هم صبر و استقامت و نبريدن و ماندن و ادامه دادن تا وصول به نتيجه،شرط نصرت خدا و پيروزى است.اين اصل نبايد دست كم گرفته شود:صبر بر زخم زبان ها، بى مهرى ها،ضربه خوردن از خودى ها، تهديدهاى دشمن،عدم امكانات مالى و منابع انسانى،جهل مخاطبان و ده ها مانع ديگر…
چقدر زيباست اگر هر روز صبح كه به ماموريت خود مى انديشيم و كارهاى آن روز را با خود مرور مى كنيم اين آيات نصرت الاهى را با خود زمزمه كنيم كه «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ» و “وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ” و «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ»…و به خود يادآورى كنيم كه وقتى نصرت الاهى همراه ما شود،افواج انسان هاى مشتاق به راه ما خواهند پيوست و قلت ما به كثرت تبديل خواهد شد چنانكه براى پيامبر(ص)در فتح مكه اتفاق افتاد و براي صاحب الزمان(ع) در هنگام ظهور.بخوانيم با خود اين سوره اميد بخش را:بسم الله الرحمن الرحيم إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً :هنگامى كه نصرت الهى فرا رسيد، مردم را ديدى كه گروه گروه در دين خدا وارد مىشوند؛ پس بايد سپاسگزارانه، پروردگارت را تسبيح گوئى و از او آمرزش بخواهى كه او (قصورها و تقصيرها را مى بخشد و)توبه پذير است…
