عصمت

 
 
 
 
 
براى سفر به يك منطقه گردشگرى خاص از سازمان گردشگرى ،درخواست راهنمائى دانا و بى خطا كردم زيرا بدون راهنما هرگز قادر به پيداكردن راه نبودم.اما چرا دانا و بى خطا؟! تصور كنيد فردى را به عنوان راهنماى سفر به شما معرفى كرده اند تا شما را سلامت به مقصد برساند؛ اما در طول مسير متوجه مى شويد او فردى نا آگاه و عامى و داراى خطا و اشتباه است و امكان دارد با راهنمائى هاى غلط، حادثه ساز شود كه نه تنها به مقصد نرسيد بلكه به سقوط و هلاكت شما بيانجامد.همسفرم گفت:يادت هست در مورد عصمتِ انبيا صحبت مى كرديم؟ شما براي يك سفر كوتاه، هرگز فردى خطاكار را به عنوان راهنما نمى پذيريد؛چطور مى شود كه خداوند متعال، فردى خطاكار و داراى اشتباه را مأمور هدايت انسانها كند؟! هرگز خداوند،پيامبرى غير معصوم را براى راهنمائى مبعوث نمى فرمايد كه با خطا و اشتباهش مردم را به گمراهى كشاند.نه، همه راهنمايان الاهى از عصمت برخوردار بوده اند…
 
گفتم:آيا قرآن هم بر عصمت انبياء اشاره اى دارد؟ گفت:البته،در سوره نجم مى فرمايد:همانا دوست و يار و مصاحب شما (محمّد صلى الله عليه و آله)، نه گمراه شده و نه از روى هواى نفس سخن مى‌گويد. سخن او جز وحى كه بر او نازل مى‌شود، نيست(ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى‌ وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‌ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى‌).بدين ترتيب عصمت بيانى و گفتارى را براى تمامى فرموده هاى پيامبر،مورد تأكيد قرار مى دهد.در جاى ديگر نيز پيامبر و اهل بيت او عليهم السلام را داراى طهارت و پاكى از همه آلودگى ها معرفى مى نمايد كه از سوى خدا به اين ويژگى اختصاص يافته اند:همانا خداوند اراده كرده است كه پليدى (گناه) را از شما اهل بيت (پيامبر) دور كند و كاملًا شما را پاك سازد(إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً).اين طهارت خاص،همان عصمت است كه پيامبر و امامان از آن برخوردارند و با اراده الاهى از هر گناهى پاك شده اند و مراد از «رجس» هر گونه ناپاكى ظاهرى و باطنى است…
 
گفتم: آيا مراد از «أَهْلَ الْبَيْتِ» همه‌ى خاندان پيامبر و همه همسران ايشان نيست؟ گفت :نه مقصود علىّ و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام است. حتّى از عايشه و امّ سلمه نقل شده كه آنان از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند: آيا ما هم جزء اهل بيت هستيم؟ پيامبر فرمود: خير.در روايات متعدّدى مى‌خوانيم: پيامبر عبايى بر سر اين پنج نفر كشيد (كه يكى از آنان خود حضرت بود) و فرمود: اين‌ها اهل بيت من هستند و اجازه‌ى ورود ديگران را نداد(حديث كساء) و نيز  براى آنكه اختصاص اهل بيت را به پنج نفر ثابت كند، مدّت شش ماه (و به گفته‌ى بعضى روايات هشت يا نه ماه) به هنگام نماز صبح كه از كنار خانه‌ى فاطمه عليها السلام مى‌ گذشت مى‌فرمود: «الصلاة يا اهل البيت انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا».در كتاب احقاق الحق بيش از هفتاد حديث از منابع معروف اهل سنّت درباره اختصاص اين آيه‌ شريفه به پنج نفر ذكر شده و در كتاب شواهد التنزيل كه از كتب معروف اهل سنّت است بيش از يكصد و سى روايت در همين زمينه آمده است…

و ادامه داد:مقام عصمت براى انبياء،و امامان موجب مى شود خيال پيروان آنها كاملاً راحت باشد كه هرچه آنها بگويند و انجام دهند مورد تاييد خداست و خطا و اشتباهى در سخن و فعل ايشان نيست و با اطمينان از آنها تبعيت نمايند.لذا در زيارت جامعه هم در توصيف ايشان آمد:”عَصَمَكُمُ اللّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهِّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ “يعنى خداوند ، شما را از لغزش ها حفظ فرمود و از فتنه ها در امان داشت و از پليدى ، پاك گردانيد و آلودگى را از شما ـ خاندان پيامبر،برداشت. بنابر اين وجود ملكه عصمت براي راهنمايان الاهى امرى ضرورى است.البته اين عصمت،توفيقى الاهى است كه نصيب آنها شده و با اختيار آنها منافات ندارد.يعنى با اختيار خود،خطا و گناه را انتخاب نمى كنند نه اينكه مجبور باشند كه اگر اجباراً معصوم باشند مزيتى برايشان محسوب نمى گردد…گفتم:راهنماي سفر منتظر ماست،با او قرار گذاشتم،بايد او را سر راه سوار كنيم؛آماده اى برويم؟گفت:آرى، برويم…

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *