براى يك شبكه راديوئى اينترنتى صحبت مى كرد و موضوع برنامه “معجزه “بود : او اين گونه شروع كرد: معجزه (يعنى كارى كه ديگران از انجام آن عاجزند)،دليل و برهان حقانيت رسالت و نبوت پيامبران الاهى بوده است.مردم به مدعى پيامبرى مى گفتند از كجا بدانيم تو از جانب خدا هستى،نشانه اى بياور تا دليل صدق ادعاى تو باشد. موسى، عصاى خود را افكند و اژدها شد،عيسى مرده اى را زنده نمود و بيماران لاعلاج را شفا داد؛پيامبر ما،قرآن را آورد و گفت اگر مى توانيد سوره اى همانندش را بياوريد كه نتوانستند.يعنى امورى را آوردند كه نشانه و روشنگر صدق دعوتشان شد.از اين امور،در قرآن با عنوان آيه و بيّنه(نشانه و دليل و برهان روشنگر) ياد شده و واژه معجزه به اين مفهوم در قرآن وجود ندارد.اين حق مردم است كه از مدعى پيامبر آيه و نشانه و برهانى بخواهند تا با ديدن آن يقين كنند او واقعاً از سوى خداست.خدا هم به همين منظور فرمود:ما سفيران خود را با نشانه ها و دلائل روشن فرستاديم( لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ )…
مجرى سوال كرد:آيا گزارشى از امور خارق العاده در انبياى گذشته داريم؟ استاد گفت:قرآن مى فرماید:”[فرعون] گفت: “اگر نشانه اى آورده اى، نشان بده اگر از راستگویانى” [موسى] عصاى خود را افکند؛ ناگهان اژدهاى آشکارى شد و دست خود را [از گریبان] بیرون آورد؛ سفید و نورانى براى بینندگان بود”؛مى بینیم فرعون به عنوان یک امر مسلّم به خود حق مى دهد که مطالبه “آیه” و نشانه کند؛ و موسى نیز این پیشنهاد را بدون چون و چرا مى پذیرد؛ و دو نمونه از معجزات خود را ارائه مى دهد.در جائی دیگر اشاره به بيّنات حضرت مسیح شده، و از آنها به عنوان “آیت” یاد کرده است: “…من نشانه اى از طرف پروردگار شما، برایتان آورده ام؛از گِل، چیزى به شکل پرنده مى سازم؛ سپس در آن مى دمم و به اذن خدا، پرنده اى مى گردد و به اذن خدا، کور مادر زاد و مبتلا به پیسى را بهبودى مى بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى کنم؛ و به شما خبر مى دهم از آنچه مى خورید و آنچه را در خانه هاى خود ذخیره مى کنید، به یقین در این [امور]، نشانه اى براى شماست اگر ايمان داشته باشید…”
مجرى پرسيد: تفاوت بيّنه يا معجزه با كرامات اولياء الله يا خوارق عادات مرتاضان يا سحر و جادوى جادوگران در چيست؟استاد گفت: كرامات اولياء الله با ادعاى نبوت همراه نيست اما بيّنه پيامبران در برابر ادعاى پيامبرى ايشان است.اما خوارق عادات مرتاضان و جادوگران مبتنى بر رياضت ها و تمارين آنهاست و يك صنعت محسوب مى شود كه هركس آن راه را برود مى تواند آن كارها را انجام دهد مثل كار مرتاضان كه با رياضت و تمرين و تكرار، به وقوع مى پيوندد؛ يا همانند كارى كه ساحران يا جادوگران در دوره حضرت موسى انجام مى دادند كه مبتنى بر يك سلسله فنون يا تردستى و چشم بندى بوده است .اما بيّنات و آيات پيامبران هرگز از اين نوع نبوده لذا اصحاب آن صنعت و ساحران با ديدن معجزه موسى، متوجه تفاوت شده،بلا فاصله ايمان آوردند يا همچون بيّنه جاويد پيامبر ما(قرآن)كه در طول چهارده قرن،كسى نتوانست مانندش را بياورد و لذا صدق دعوى رسالت آن بزرگوار است…
آخرين سوال مجرى در مورد گوناگونى معجزات پيامبران در زمان هاى مختلف بود.استاد مهمان آن تفاوت ها را ناشی از تفاوت مردم در معلومات و معارف در زمان های مختلف دانست و گفت: حكمت الاهى اقتضا دارد که در هر دوره و زمان معجزه پیغمبرانش نظیر همان زمينه اى باشد که مردم در آن مهارت دارند يا در آن دوره شايع است. چنانچه در زمان حضرت موسی که فنّ جادو رواج کامل داشت و اهل فنّ، سحر را از غیر سحر به خوبی تشخیص میدادند،معجزه آن حضرت را عصا قرار داد تا جادوگران از آوردن شبیه آن ناتوان بمانند و به معجزه بودن آن اقرار کنند و بدین وسیله حجت بر دیگران تمام شود. همچنین در زمان حضرت که طب رونق ویژهای داشت،معجزه حضرت عیسی را مرده زنده کردن و شفا دادن کر و کور مادرزاد و بيمارى پيسى قرار داد تا برتری وی بر سایر پزشکان آشکار شود و اقرار آنان به خارق عادت بودن کارهای عیسی(ع) شاهدی بر راستی ادعای وی باشد و حجت را بر آنان تمام کند و در زمان پيامبر ما كه براى عرب فصاحت و بلاغت گفتاری مطرح بود، اعجاز بيانى قرآن ارائه گرديد تا همه در برابر آن خاضع شوند و علوم آن بتواند براي همه عصرها و دوره ها راهنماى مردم باشد…
