بديعه گفت:خاتم علاوه بر معنى پايان،معنى زينت هم دارد آيا خاتم النبيين نمى تواند معناى زينت پيامبران داشته باشد؟روشنا گفت:بعضى واژه ها معناى فرعى هم دارند اما تا دليلى براى اعراض از معناى اصلى نداريم نبايد معناى اصلى را رها كنيم.معناى اصلى ختم و خاتميت و مختوم و ساير ريشه هاى آن پايان بخشي است و همه مفسران و اهل لغت اين معنا را در طول چهارده قرن براى خاتم النبيين انتخاب كرده اند ضمن آنكه به غیر از آیه یاد شده، دستهای از آیات وجود دارد که به صورت ضمنی اشاره به خاتميت دارد. مثل آیاتی که رسالت پیامبر را از نظر مکانی و زمانی، عام و گسترده و جهانى معرفی میکند كه همگى مؤيد خاتمیت است.روايات نيز بر خاتميت تصريح دارد:در حدیث منزلت ،پيامبر(ص)نسبت علی(ع) به خود را همانند نسبت هارون به موسى دانسته و در ادامه می فرماید: “با این تفاوت که پس از من پیامبری نخواهد بود”و در حديثى ديگر فرمود:”پیامبری بعد از من و سنّتی پس از سنّت من و امتی بعد از امت شما نیست و اگر کسی پس از من ادعای نبوت کرد دروغگوست”؛اامام صادق(ع) فرمايد:”حلال محمد تا روز قیامت حلال و حرام او نیز تا قیامت حرام است”…
بديعه پرسيد:نيازهاى انسانها در زمان هاى مختلف تغيير پيدا مى كند،دستورات اسلام چگونه مى تواند پاسخگوى همه زمان ها باشد؟اين بار شيرين جواب داد:انسانها يك نيازهاى ثابتى دارند كه ربطى به زمان ندارد مثل باورها و معارف مبدئى و معادى و مبانى اخلاقى و عبادات و …كه اينها در اسلام به كامل ترين شكل آمده و فرمودند هر مدعى جديد پيامبرى دروغگوست.اما ،نيازهاى متغير او هم كه مرتبط با تغييرات زمانه است از طريق فقه و اجتهاد، تأمين شده و وظيفه فقها بيان دستورالعمل هاى شرعى براى رويدادهاى جديد بر مبناي كتاب و سنت و اجماع و عقل است كه فقيهان اين ماموريت را انجام داده و خواهند داد.بديعه گفت:اشكالى دارد خدا فيض ارسال انبياء را دائماً ادامه دهد و قطع نكند؟شيرين گفت: ارسال انبياء به منظور ارائه دستور العمل براى زندگى است، وقتى بشر به رشدى رسيده كه مى تواند دستور العمل كامل را دريافت كند ديگر ارسال رسل ضرورتى ندارد ضمن آنكه امامان براى تبيين و راهنمائى همان شريعت،معين شده اند و فيض ارسال حجت و راهنما و امام هيچگاه قطع نشده و زمين هيچ زمانى بدون حجت نخواهد بود…
روشنا رو كرد به بديعه و گفت :من در مورد مدعيان دروغين پيامبرى تحقيق كرده ام،همه آنها مدعى هستند اسلام دين الاهى است.اگر راست بگويند كه اسلام را قبول دارند،با اين شواهد در مورد خاتميت ، بايد بدانند كه هر مدعى جديد پيامبرى دروغگوست.ثانياً كتاب ها و آثارشان سرشار از تناقض است ثالثاً وعده شان براى آينده همه دروغ درآمده رابعاً حرف جديدى كه به درد مردم اين عصر بخورد نياورده و صرفاً كلماتى تكرارى و كليشه اى گفته اند كه قبل از آنان هم ديگران گفته اند؛خامساً هر روز يك ادعا كرده اند يك روز بابيت،يك روز قائميت، روز ديگر نبوت،روز ديگر ادعاى خدائى و گاهى هم ادعاى خدا آفرينى نموده اند! گاهى هم با با مختصر تنبيه،از همه ادعاهاى خود برگشته و توبه نامه نوشته اند و خلاصه با نام دين و آئين و شريعت بازى كرده و مردم را فريب داده اند.شايسته شما نسل با هوش نيست به دعوى آنها گوش دهيد…بديعه به فكر فرو رفت و شادى از حضور و بحث دوستانش تشكر كرد و خواست اين نشست ها تكرار شود…
