آن روز هم خطابه اش در باره پيامبر بود:”…مردم ! به خدا هيچكس دلسوزتر و غمخوارتر از پيامبر براى شما نيست؛اين را من نمى گويم،بلكه خدايش در قرآن فرموده است : پيامبرى از ميان خودتان به سوى شما آمده كه آنچه شما را برنجاند بر او سخت و ناگوار است (لقد جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ)يعنى غمخوار شماست؛دلسوز شماست.آخر او جلوه اى از مهربانى خداست، او رحمة للعالمين است؛او پدر امّت است؛كدام پدر است كه رنجورى و بيمارى فرزندانش او را نيازارد ؟ كدام پدر است كه بتواند غم فرزند را ببيند و متألّم نشود؟ او جلوه ی تام رحمت و مهربانى خداست و روش تربيتى او با محبت و مهربانى گره خورده است؛آخر خدای متعال آن حضرت را چنین معرفی می کند:« و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» يعنى “و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم”…حقيقت اين است كه اگر مربى ،متربى را دوست نداشته باشد و دلسوز و غمخوارش نباشد براى او جانفشانى نمى كند…
خطابه اش را اينگونه ادامه داد: لازم است داستانى براى شما بگويم تا ببينيد كه جنس پيشوايان الاهى،جنس محبت است و قلب آنها براى مردم مى تپد.مردی به نام رمیله تب دار بود؛ هنگام نماز رسید و به سختی غسل نمود و برای نماز جماعت به مسجد رفت، بعد از نماز جماعت تا از درب مسجد بیرون آمد، امیرالمومنین علی علیه السلام را دید که دست مبارکشان را بر روی شانه های رمیله گذاشتند و فرمودند: رمیله! دچار تب شدیدی بودی ولی باز هم برای نماز جماعت به مسجد آمدی! رمیله متحیر و متعجب شد و عرض کرد: بله سرورم ، اما شما چطور متوجه شدید!؟ امیرالمومنین امام علی علیه السلام لبخندی زدند و فرمودند: ای رمیله، هیچ زن و مرد مومنی نیست که مریض شود ،مگر اینکه ما بخاطر مریضی او مریض می شویم و هرگاه محزون می شود ما بخاطر او محزون می شویم و هر زمان دعا کند ما به او آمین میگوییم و وقتی ساکت باشد مابرای او دعا میکنیم و در هرکجا در مشرق و مغرب ، مرد و زن مومنی باشد ما با او هستیم …
به سبك مخصوص خودش با صداى خوش و محزونش ،مستمعان را به يك تكه آواز مهمان كرد: فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش/گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش/ دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند/خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش…آرى عزيز من،جانِ من :خواجه آن است كه باشد غم خدمتكارش …آنها امت خود را زير نظر دارند، اگر امت غمگين و غصه دار شود،آنها از غم او اندوهگين شده براى او دعا مى كنند.آيا مى شود كه شما عضوى از خانواده خود را فراموش كنيد يا غم و شادى او شما را مغموم و مسرور نسازد؟مى فرمايند ما با بيمارى شما بيمار مى شويم ؛ديده ايد كه مادر ،هنگام بيمارى فرزندش،ملتهب مى شود و سر از پا نمى شناسد و او را تيمار دارى مى كند تا اينكه بهبود يابد؟ پيشوايان الاهى نيز چنين هستند…
على عليه السلام در مورد پيامبر (ص)مى فرمايند:رسول خدا دلسوز ترین و مهربان ترین مردم بود پس خدای تبارک و تعالی فرمود برای شما پیغمبری از خودتان آمد که… با مؤمنان دلسوز و مهربان بود .تا آنجا پیامبر غم امت را میخورد که گاه جان او در معرض خطر قرار میگرفت چنان كه قرآن مى فرمايد (فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا)گوئی میخواهی به خاطر اعمال آنان خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند(لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ)گوئی میخواهی خود را هلاک کنی که چرا اینها ایمان نمیآورند.”باخع” از ماده بخع به معنای هلاک کردن خویشتن از شدّت غم و اندوه و به تعبیر دیگر دق مرگ نمودن است.این دو آیه گویای حرص شدید پیامبر بر هدایت مردم و جانفشانی حضرت در این مسیر است و گویای اينكه پیامبر به جهت سرنوشت و پایان بدکافران در تأسف و رنجی عمیق بود و غمخوارشان بود و دعا مى كرد و تلاش مى نمود تا بهبود يابند…
