در اين پژوهش ها به جمله اى از حضرت على(ع) در یکى از خطبه هاى نهج البلاغه رسيد كه خطاب به مردم فرمود: “شما گفتید پروردگار ما الله است اکنون بر سر این سخن پایمردى و استقامت کنید: بر انجام دستورهاى کتاب او، و در راهى که فرمان داده، و در طریق پرستش شایسته او، استقامت به خرج دهید، از دایره فرمانش خارج نشوید، در آئین او بدعت مگذارید و هرگز با آن مخالفت نکنید”. در حدیثى ديگر که امام رضا (ع) نقل شده در پاسخ سؤال از تفسیر استقامت فرمود: “هى و الله ما انتم علیه”؛ يعنى استقامت، همان روش ولایتى است که شما بر آن مستقيم ايستاده ايد و پذيرفته ايد زيرا پذیرش رهبرى ائمه اهل بیت عليهم السلام ضامن بقاء خط توحید و روش اصیل اسلام و ادامه عمل صالح است. در حدیثى از پیامبر (ص) آمده که شخصى خدمتش عرض کرد: دستورى به من ده که به آن چنگ زنم و در دنیا و آخرت اهل نجات شوم». پیغمبر (ص) فرمود: “قل ربى الله ثم استقم”؛ يعنى بگو پروردگار من الله است و بر این گفته خود بایست! سپس مى پرسد: خطرناکترین چیزى که باید از آن بترسم چیست؟ پیامبر (ص) زبانش را گرفت و فرمود: این!
استقامت
باورش نمى شد چيزى توانسته باشد اينقدر بر پيامبر (ص) تأثير بگذارد كه بفرمايد:”اين موضوع، مرا پير كرد”! داشت در مورد اين آيه قرآن در سوره هود تحقيق مى كرد:پس (اى پيامبر!) همان گونه كه مأمور شدهاى، استوار و مستقيم باش و (نيز) هر كس كه با تو، به سوى خدا آمده است، و سركشى نكنيد كه او به آنچه مىكنيد بيناست (فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ).در روايات ذيل اين آيه خواند كه پيامبر فرمود: سورهى هود مرا پير كرد و مراد آن حضرت اين آيه از سوره هود بوده است. عبارت«فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ» يعنى “استوار و پايدار و مستقيم باش آنگونه كه خداوند به تو دستور داده است”، مسئوليت سنگينى است كه صاحب رسالت را پير كرده است چنانكه در حدیث معروفى از ابن عباس چنین مىخوانیم: «هیچ آیهاى شدید و مشکل تر از این آیه بر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله نازل نشد و لذا هنگامى که اصحاب از آن حضرت پرسیدند چرا به این زودى موهاى شما سفید شده و آثار پیرى نمایان، گشته، فرمود: مرا سوره “هود” و “واقعه” پیر کرد…
از خود پرسيد: راستى استقامت به چه معناست كه اين مقدار خطير و بزرگ است؟ به كتب لغت مراجعه كرد و ديد بنابر آنچه که در معناى این ماده و مشتقات آن گفته شده معناى آیه «فاستقم کما أمرت» این مى شود: بر راه دین ثابت و مستقيم باش و حق آن را طبق دستورى که گرفته اى ایفاء کن. و آن دستور همان است که در آيات ديگرى با عباراتى چون ” فأقم وجهک للدین حنیفا” و نيز “فلذلک فادع و استقم کما أمرت و لا تتبع أهواءهم و قل آمنت بما أنزل الله من کتاب و أمرت لأعدل بینکم الله ربنا و ربکم لنا أعمالنا و لکم أعمالکم لا حجة بیننا و بینکم الله یجمع بیننا و إلیه المصیر”؛ پس به همین خاطر تو نیز آنان را به سوى این آیین واحد الهى دعوت کن و آن چنان که مأمور شده اى مستقيم باش و پايدارى كن، و از هوى و هوس هاى آنان پیروى مکن، و بگو: به هر کتابى که خدا نازل کرده ایمان آورده ام و مأمورم در میان شما عدالت برقرارکنم؛ خداوند پروردگار ما و شماست نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شماست، خصومت شخصى در میان ما نیست و خداوند ما و شما را در یک جا جمع مى کند، و بازگشت (همه) به سوى اوست!
با اين جستجوها در معناى استقامت ،دانست معنای «و استقم کما أمرت و لا تتبع أهواءهم» این است که: آن طور که مامور شده اى عمل کن، یعنى راه میانه را پیش بگیر، و هواهاى ایشان را پیروى مکن. و منظور از جمله «ثم استقاموا» در آیه «إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا»كه بيان ويژگى هاى مومنان است ،این است که ملازم راه ميانه و وسط راه باشند، و دچار انحراف نگردند، و بر سخنى که گفته اند استوار باقى بمانند. و نيز معناى آيه «فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم؛ يعنى تا زمانى كه با شما [بر سر عهد] پايدارند با آنان پايدار باشيد» این است که ما دام کفار با شما معتدل بودند، شما هم براى آنان اعتدال داشته باشید و از راه اعتدال و ميانه منحرف نگردید. البته استقامت نيز داراى درجاتى است و بعضى از انواع آن بسيار خطير است اما همه استقامت ها هم از نظر کمیت و کیفیت و مدت و خصوصیات دیگر باید منطبق بر دستور و برنامه الهى باشد كه عبارت “كما أُمرت”يعنى همچنانكه به تو امر شده،ناظر به اين معناست…
