موضوع ميزگرد ، “معيار هاي انتخاب مدير در نگاه پيامبر ما” بود.مجرى گفت:بحث انتخاب مدير و حاكم بسيار چالش برانگيز است و قدمتى به طول تاريخ دارد و اشكال گوناگونى هم داشته است:روزگارى قدرت سالارى است، هركس زور بيشترى دارد، حاكم مى شود؛روزگارى،پول و امكانات ،افراد را قادر به تكيه زدن بر كرسى رياست مى كند؛زمانى ديگر،تحزب و لابى گرى و جذب آراء به هر طريق ممكن،زمينه ساز تسلط بر جمع مى شود و پس از تسلط بر مردم،بر اساس رابطه،داد و ستد با رقبا،نزديكى يا دورى با حاكميت،سفارش بزرگان و…مقام ها و مديريت ها تقسيم مى شود.خردمندان در مقابل همه اين گزينه ها،شايسته سالارى را پيشنهاد كرده اند كه در آن صورت زير بحث هائى چون تخصص و تعهد ، جوان گرائى ، پاكدستى ، مستقل بودن و تجربه داشتن و ديگر معيارها هم مطرح مى شود.امروز مى خواهيم بعضى از سرفصل ها را با حضور اساتيد از نگاه پيامبر اكرم(ص)و سيره ايشان به بحث و نظر گذاريم.از استاد صادقى شروع مى كنيم…
-: ببينيد در نگاه پيامبر(ص)،شايستگى مطرح است كه جامع همه ويژگى ها مثل ايمان و كفايت و تخصص و تعهد و امثال آن است. و جوان بودن و پير بودن يا انتساب مطرح نيست.پيامبر ما با اينكه نسبت به همه مردم خوشبینی و نظر لطف و مرحمت داشت و همه را مورد عنایت قرار میداد اما این امر سبب نمیشد که در واگذاری مسئولیت ها دقت و وسواس لازم را به خرج ندهد و هر کسی را به هر کاری بگمارد؛ بلکه به شایستگی و توان نیروها دقت کافی مبذول مى داشت، هرچند در این راستا، باورهای قومی و قبیلهای نادیده گرفته شده و موجب اعتراض واقع شود. آنگاه که پیامبر اكرم(ص) مکه را فتح کرد و کارهای اولیه را سامان داد، خواست عازم جنگ حنین شود، در اين هنگام “عتاب بن اسید”را که جوان هجده ساله اى بود از هر جهت شایستگى داشت برگزید و به فرمانداری مکه منصوب نمود. حضرت در این انتخاب، شایستگی را ملاک عمل قرار داده بود، نه سالمندی و ریاست قبیله و یا دیگر امتیازات جاهلی را؛ بنابراین از سوی عدهای مورد اعتراض واقع شد. حضرت ضمن بیان صلاحیت و شایستگی عتاب برای این امر، فرمودند:”هیچ یک از شما جوان بودن او را نمیتواند بهانه مخالفت قرار دهد؛ زیرا هرکس که سالمندتر باشد، برتر نیست بلکه آنکه از دیگران برتر و با فضیلتتر باشد، بزرگ تر خواهد بود(و لا یحتج محتج منکم فی مخالفته بصغر سنه، فلیس الاکبر هو الافضل، بل الافضل هو الاکبر)…
مجرى گفت: از استاد برزگر مى خواهم بحث را پي بگيرد. -: در تاييد بحث شايسته سالارى بگويم در همين مكه ،بعد از انتخاب عتاب،با همه شایستگی که برای فرمانداری و مدیریت دارد، اما پيامبر شايد بدليل كم تجربگى او در بحث تبليغ برای آموزش قرآن و بیان فقه معاذ بن جبل را برمیگزیند.آن حضرت در رابطه با صلاحیت و توان مبلغان هیچ مسامحه و گذشتی روا نمیدانست. او به افرادی که صلاحیت کاری نداشتند، مسئولیت واگذار نمیکرد، هرچند انسان هاى خوب و یاران نزدیک آن حضرت بودند. یکی از این نمونه ها جناب ابوذر است؛ هرچند او از یاران وفادار پیامبر(ص) و از جهت زهد و صداقت مورد تأیید آن حضرت و جزو معدود چهره های با ارزش و با تقوىٰ بود ولی با این حال وقتی سخن از مسئولیت میشود، نه تنها پیامبر(ص) به او مسئولیتی واگذار نمیکند، بلکه میفرماید: “من تو را در کار اجرایی، ضعیف میبینم، بنابراین تو نباید فرماندهی و ریاست را حتی بر دو نفر بپذیری و یا تولیت مال یتیم را به عهده بگیری…
استاد برزگر ادامه داد:پيامبر امر تبلیغ را به افراد شایسته و دارای صلاحیت واگذار میکرد، از این رو برای تبلیغ در مدینه مصعب را که شخصی خوشبیان، خوشچهره، مطلع، عالم به احکام دین و از خانوادهای اصیل و بافرهنگ بود برگزید و برای یمن مولای متقیان علی(ع) و براى حبشه، جعفر بن ابیطالب را برگزيد تا از اسلام و قرآن دفاع میکنند.در مواردی نیز برای تعیین مبلغ شایسته، وحی به کمکش میآمد، مانند ابلاغ سوره برائت به مشرکین مکه. در آغاز ابوبکر مأموریت یافت، ولی قبل از ابلاغ، فرشته وحی نازل شد و با دستور توقف این مأموریت، اينگونه به پيامبر ابلاغ نمود:این ابلاغ را کسی جز تو یا علی نباید انجام دهد(انه لا یودی عنک الا انت او علی)…که پيامبر(ص)مأموریت ابوبکر را لغو و علی(ع) را مأمور ابلاغ سوره برائت نمود.نمونه ديگر هم اعطاي فرماندهى سپاه براى مقابله با روم در سال دهم هجرى به أسامة بن زيد نوزده ساله بود تا همچون پدرش زید که در جنگ موته فرماندهی سپاه را بر عهده داشت و به شهادت رسید به جهاد رود. اسامه در جُرف نزدیکی مدينه اردو زد و مسلمانان به سوی او میشتافتند؛اگرچه در اين آزمون تعداد كمى از اصحاب به بهانه جوان بودن اسامه به او نپيوستند و در اطاعت از پيامبر مردود شدند…
