زينت تلاشگران

 

 

 

هفتمين امام ما به چند لقب مشهور است:كاظم،عبد صالح،باب الحوائج و نزد مردم مدينه به زين المجتهدين(زينت تلاشگران).امام موسى بن جعفر(١٢٧-١٨٣)،پدر همه سادات موسوى،در عمر ٥٥ساله خويش ،مدت ٣٥ سال امامت منصوص را بر عهده داشت.در ادامه تلاش هاى علمى پدر،شاگردان بسيارى چون يونس بن عبدالرحمن، صفوان بن يحيى، محمدبن ابى عمير،عبدالله بن مغيره،حسن بن محبوب،بزنطى،على بن يقطين ،داود رقى ،ابن خلاد و…تربيت نمود كه بسيار منشأ اثر بودند؛ مناظرات و گفتگو با برخی عالمان یهودی و مسیحی و پاسخ به پرسش هاى آنان، ميراث احاديث علمى(نقل ٣٠٠٠حديث در مسند الامام الكاظم )،گسترش سازمان وكالت ؛سرآمدى در عبادت و بخشندگى و بردبارى و فرو خوردن خشم نسبت به جفاها و ستم ها و نيز دستگيرى از حاجتمندان( كه موجب شد حضرتش را به كاظم و عبد صالح  و باب الحوائج لقب دهند)،مبارزه با عقائدانحرافى چون مذهب اعتزال و غاليان؛مقبوليت نزد علماى عامه،تحمل سالها زندان و شكنجه حاكمان جائر و بى رحم كه سرانجام به شهادت انجاميد،از ويژگى هاى آن امام همام است…

گفتم: شرايط زمانى و سياسى دوران امام چگونه بود؟گفت: امام با چهار تن از خلفای عباسی (منصور،مهدى،هادى و هارون الرشيد)معاصر بود که همگی در ضدیت با تشيع و علويان مسابقه گذاشته و اختناق و فشار بسیاری را متوجه امام و اصحابشان نموده بودند.اين دوران مصادف با نخستين مرحله ستمگرى حكّام عباسى و دوران بسيار سختى براى شيعيان بود لذا حركت هاى اعتراض‌آميز متعددى چون قيام حسين بن على(شهيد فخّ)  در زمان حكومت هادى عباسى و نيز جنبش يحيى و ادريس در زمان هارون رخ داد.امام اما راه تقيه در پيش گرفته تا هسته تشيع را حفظ نموده و فرهنگ آن را بگسترد؛ضمن آنكه عدم مشروعيت حكومت را به افراد گوشزد مى نمود مانند آنچه به صفوان بن مهران كه شتران خود را براى حج به هارون كرايه مى داد فرمود:آيا دوست دارى آنها تا انقضاى مدت كرايه و پس دادن شترانت زنده بمانند؟ صفوان گفت: آرى. امام فرمود: هر كس بخواهد آنها زنده بمانند، در صف آنان قرار مى‌ گيرد و هر كس كه از آنها باشد داخل جهنم مى ‌شود! اما هم ايشان در راهبردى ديگر به يكى از شاگردانش به نام على بن يقطين اجازه داده بود در حكومت هارون نفوذ كند تا بتواند مشكل شيعيان را حل نموده توطئه مخالفان عليه آنها را خنثى نمايد و به او فرمود:اى على! كفّاره گناهان شما همانا نيكى به برادرانتان است…

 

گفتم:از سيره عبادى و اخلاقى امام بگو.گفت:امام به سيره پدران و اجدادش پيشواى سخاوت و جود و كرم بود و امكانات مالى خود را كه محصول دست رنج خود او بود و از راه كشاورزى و زراعت عائدش مي شد در اختيار نيازمندان و بيچارگان واقعى اجتماع قرار مي داد بطورى كه سخاوتش ضرب المثل شده بود.بسيار به سراغ فقرا مي رفت. شب ها در ظرفی پول و آرد و خرما مي ريخت و به وسايلی به فقرای مدينه مي رساند، در حالی که آن ها نمي دانستند از ناحيه چه کسی است.از برنامه هاى عبادتى امام خريدن و آزاد كردن هزار برده و غلام در مدت عمر خويش بود.امام بسیار اهل عبادت بود آن چنان که زندانبانان او نیز تحت تأثیر قرار می‌گرفتند.حتی هنگامی که به دستور هارون به زندان منتقل شد، خدا را سپاس می‌گفت که فرصتی برای عبادت یافته است: «خدایا همواره از تو فراغتی برای عبادتت طلب می‌کردم و تو آن را برایم فراهم کردی؛ پس تو را سپاس می‌گویم»…

 

گفتم :انگيزه زندانى كردن امام چه بود؟گفت:ترس از محبوبيت امامان نزد مردم و شايستگى شان براى خلافت.به نوشته زمخشرى در ربيع الابرار،هارون در یکی از ملاقاتها به امام پیشنهاد نمود فدك را تحویل بگیرد و حضرت نپذیرفت، وقتی اصرار زیاد کرد فرمود می‌پذیرم به شرط آنکه تمام آن ملك را با حدودی که تعیین می‌کنم به من واگذاری.هارون گفت حدود آن چیست؟ امام فرمود یک حد آن به عدن است، حد دیگرش به سمرقند و حد سومش به افریقا و حد چهارمش کناره دريا تا ارمینیه و خزر!هارون از شنیدن این سخن سخت برآشفت و گفت: پس برای ما چه چیز باقی می‌ماند؟ امام فرمود: می‌دانستم که اگر حدود فدک را تعیین کنم آن را به ما مسترد نخواهی کرد(یعنی خلافت حق من است). از آن روز هارون ،دوبار امام را در بدترين شرايط در سياهچال هاى تاريك زندانى كرد كه بار دوم چهار سال بطول انجاميد و سرانجام با زهر، امام را به شهادت رساند…درود خدا بر آن امام مظلوم و غريب…

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *