پاك و هدايتگر

 

 

 

دهمين پيشوا و رهنماى الاهى ما پس از پيامبر، امام علی بن محمدالجواد(ع)، با لقب هادى و نقى (٢١٢-٢٥٤)در يكى از حساس ترين دوران هاى فرهنگى و سياسى به مدت ٣٣ سال ،امامت را به عهده داشت.با تعدادي از حاكمان جائر عباسى همزمان بود كه به اجبار آن حضرت را از مدينه به يك مقر نظامى در سامرا منتقل نمودند تا زير نظر بوده و كسى نتواند به راحتى با ايشان ارتباط داشته باشد.او همچون پدر در سنين نوجوانى حامل لواي امامت شد و جز معدودى همه شيعيان امامتش را پذيرفتند و ان معدود نيز اندكى بعد گرويدند زيرا امامت را چون نبوت منصبى الاهى مى دانستند كه تابع ضوابط بشرى نيست.نام امام هادى عليه السلام در فرهنگ شيعى ما با دو سند جاودانه “زيارت جامعه” و “زيارت غديريه” قرين شده كه هر دو يادگار آن امام همام است و والاترين ديدگاه ها را در مقام و مرتبت راهنمايان الاهى رقم زده است.آن حضرت و فرزندش امام حسن عسكرى(ع) را به دليل آنكه در منطقه نظامى(عسكر) سكونت دادند ،عسكريين خواندند و مدفن آن دوبزرگوار را كه در سامرا در همان منزل بوده حرم عسكريين گويند.در روايات ايشان را ابوالحسن سوم گفتند تا با ابوالحسن اول(امام كاظم)و ابوالحسن دوم(امام رضا)اشتباه نشود…

 

گفتم:از ويژگى دوران امام بگو.گفت: گرايش هاى انحرافى اهل حديث و نيز غاليان در دوران امام به حداكثر رسيده بود و امام بايد در هر دو زمينه روشنگرى نموده و مردم را هدايت مى كردند.متوکل حاكم جائر عباسى خود از نظر کلامی به جریان اهل حديث كه جبرى مسلك و ضدّ معتزله و شيعه بودند،گرايش داشت. اهل حدیث متوکل را علیه شیعیان تحریک می‌کردند و در نتیجه سرکوبی شیعه با شدّت هر چه بیشتر دنبال شد.متوكل براى حفظ جايگاه سياسى خود به شيعيان و امام بسيار سخت مى گرفت.او در همین راستا مرقد امام حسين(ع) را تخریب کرد و زمین آن منطقه را شخم زد و نسبت به زائران آن حضرت سخت گیری شدید و مجازات‌های هولناکی به کار بست…آن خبيث روزى دستور داد امام را نزد او آورند. وقتی امام به مجلس متوکل وارد شد، او کاسه شرابی در دست داشت؛ متوکل به آن حضرت شراب تعارف کرد. امام عذر خواست و فرمود: گوشت و خون من به شراب آلوده نشده است. آنگاه از حضرت خواست برایش شعری بخواند که او را به وجد آورد. امام فرمود: کمتر شعر می‌خوانم. اما متوکل اصرار ورزید و آن حضرت اشعاری در مورد مرگ و قبر و حساب و زائل شدن جبروت دنياطلبان خواند اشعار وی متوکل و دیگران را تحت تاثیر قرار داد، به گونه‌ای که متوکل از کثرت گریه صورتش خیس شد و دستور داد بساط شراب رابر چينند و امام را با احترام به خانه‌اش بازگردانند…

 

از سوى ديگر غاليان بودند كه افكار انحرافى داشتند و واجبات و محرمات را تاويل مى كردند و نسبت هاى غلوآميز به امامان مى دادند و عجيب آنكه خود را از اصحاب و نزدیکان حضرت هادی معرفی می‌ نمودند! امام اما ضمن ردّ يكايك آنها چون جرجانى و نصيرى و ابن حاتم و ابن حسكه و محرر و…انحرافات آنان را تبيين و مردم را از آن افكار پرهيز مى دادند.اقدامات امام در مبارزه با غاليان موجب شد آن افكار در انزوا قرار گيرد و به مرور از جامعه رخت بربندد و مردم آنها را از جامعه خود برانند و طرد كنند.در اين ميان ،افراط هائى هم انجام مى شد مثل آنكه مغرضان حتى براى تخريب بعضى اصحاب امام،آنها را به غلو منسوب مى كردند كه حضرتش با نوشتن نامه،آنان را از اين اتهام مبرا مى ساخت؛ مانند آنچه در مورد محمد بن ارومه اتفاق افتاد كه او را به  اتهام غلو از قم اخراج کردند و امام طى نامه‌ اى خطاب به اهل قم او را از اتهام غلو تبرئه نمود…

 

از امام هادی(ع) در منابع روائى حدود ٣٥٠ حديث در امور اعتقادی، تفسير،فقه و اخلاق و آداب نقل شده و به لحاظ انحراف اهل حديث در موضوع توحيد و تشبيه و تنزيه و جبر و اختيار،روايات متعددى از امام در اين موضوعات رسيده است.رساله‌ای ازآن امام نيز در موضوع جبر و اختيار در توضيح و تبيين روايت(لا جبر و لا تفویض بل امر بین الأمرین) رسيده كه بسيار راهگشاست. همچنین در میان روایاتی که به عنوان احتجاجات امام هادی(ع) نقل شده، بیشترین حجم، مربوط به مسأله جبر و تفويض است.زيارت گرانسنگ جامعه كبيره و زيارت غديريه نيز از آن حضرت است.در موضوع خلق قرآن و حدوث و قدم آن كه خلفا به آن دامن مى زدند هم ، امام اصل موضوع را فتنه خوانده و ورود به آن بحث را موجب هلاكت دانسته بر کلام خدا بودن قرآن تأکید نموده و گفتگو درباره آن را بدعتی دانسته که هم سؤال‌کننده و هم پاسخ‌ دهنده در گناه آن شریک اند.امام همچنين سازمان وكالت را از طريق وكلاى خود در شهرهاى مختلف توسعه داده با شیعیان ارتباط داشتند. عبدالعظيم حسنى، عثمان بن سعيد، ايوب بن نوح،حسن بن راشد و حسن بن على ناصر از اصحاب مخصوص او به شمار بودند اما شمار همه اصحاب امام هادی(ع) بر اساس رجال شيخ طوسى حدود ۱۹۰ تن ذكر شده كه از آن حضرت حديث نقل نموده اند. محققان علت كم بودن احاديث از آن امام را اقامت اجباری در سامرا تحت‌ نظر حاكمان عباسى می‌دانند که فرصت انتشار علوم و معارف را بطور كامل به آن حضرت ندادند و جامعه بشرى را از فيوضات امام محروم ساختند…

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *