جاودانگى

 
 
 
 
 
-: تصور جاودانگى در قيامت،بسيارجالب و آرمانى است! امروز سعيد مى خواهد در مورد آن براى ما سخن بگويد. سعيد گفت:بله ، مطالبى آماده كرده ام كه عرض خواهم نمود: يادمان هست اين حديث پيامبر(ص) را كه فرمود:”نه براى فناء بلكه براى بقاء و جاودانگى آفريده شديد و با مرگ فقط از خانه اى به خانه ديگر منتقل مى شويد١”.اين همان جاودانگى است كه با عنوان “خلود” و مشتقات آن در مورد سرنوشت افراد در قيامت در حدود نود آيه قرآن بر آن تأكيد شده است.ميل به زندگى جاودانه و هميشگى، در فطرت و دل همه انسان ها نهفته است. خدا انسان ها را به گونه اى آفريده كه دوست دارند هميشه زنده باشند و تا ابد زندگى كنند، اما چون عمر انسان در اين جهان محدود و كوتاه است، براى آنكه انسان را به آرزوى جاودانه اش ـ كه سعادتِ هميشگى و پايدار است ـ برساند، جهان جاودانه، پايدار و برتر آخرت را آفريد و در اين جهان، با فرستادن پيامبران از انسان ها دعوت كرد تا خود را براى ورود به آن جهان آماده كنند. قرآن، درباره اين آرزوى جاودانه انسان و آفريدنِ جهان جاويدان و پايدار آخرت مى فرمايد:”بهشت را براى پرهيزگاران نزديك آورند بى آنكه دور باشد،(و به آنان گويند:) اين است آنچه به شما وعده داده مى‌شد كه براى هر انسان پرانابه توبه‌ كار و حافظ (حدود الهى) است.به سلامت وارد بهشت شويد كه اين روزِ جاودانگى است٢”، بنابر اين جهان آخرت هميشگى و جاودانه است و فرجام و نهايتى ندارد…
 
-:چه اعمالى موجب خلود در بهشت و دوزخ است؟-:صفات و اعمالى كه موجب ورود به بهشت و در پی آن خلود بهشتیان در بهشت است،در صفات بهشتيان آمد چون ایمان و عمل صالح،تقوا،پیروی از خدا و رسول او،راست‌ کرداری و راست‌ گفتاری،احسان و نیکوکاری،انفاق در راه خدا،استقامت و پایداری،جهاد با مال و جان،تزکیه و خودسازی،و تولی و تبری٣(دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا).نيز صفاتى كه موجب خلود در دوزخ است و در بیش از چهل آیهٔ قرآن آمده كفر و شرك و نفاق است و این افراد یا گروه‌ها در قرآن به خلود در آتش وعیدداده شده‌اند: کافران،مشرکان و منافقان٤.امير پرسيد:خلود به معناى ماندگارى طولانى است يا ماندگارى ابدى؟ سعيد پاسخ داد:در آیات بشارت به ثواب، هر جا تعبیر «خالدین فیها» همراه با لفظ «ابداً» آمده، خلود به معنای جاودانه ماندن است. در آیات بیم‌دهنده از عذاب که «ابداً» بعد از «خالدین فیها» ذکر شده، به خلود ابدی کفار دلالت دارد و ذکر نشدن «ابداً» در آیات وعید دربارهٔ گناهکاران مؤمن نشان می‌دهد که عذاب ایشان قطع می‌شود؛ زیرا آنان به سبب ایمانشان، مستحق ثواب دائم و به سبب گناهانشان، سزاوار عذاب پایان‌پذیرند٥…
 
امير: پس، درنگ مومنان در بهشت دائمى است؟سعيد: بله ،حتى غير از عبارت خلود ،عبارت “غير مجذوذ” هم در مورد آنها آمده است.جمله (عَطَـآءً غَيْرَ مَجْذُوذ) درباره سعادت مندان، به طور صريح مى گويد كه اين عطا و پاداش قطع شدنى نيست و جاودانه است٦. اما در مورد موحدان خطا كار كه پس از مدتى از آتش آزاد خواهند شد، چنان كه در برخى روايات اشاره به اين مطلب شده عذابشان در برزخ يا دوزخ جاودانه نيست و در اختيار خداست لذا استثنا فرمود: (إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيد)پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مى دهد٧. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: «گناهكاران و شقاوتمندان براى هميشه در آتش جاودانه خواهند ماند، مگر گناهكارانى كه اهل توحيد باشند كه بعد از پاك شدن وارد بهشت خواهند شد٨.
 
امير:پاداش بيكرانه و جاودانه خدا براى اطاعت محدود مومن،نشان لطف عميم اوست،چطور اين لطف شامل گنهكاران نمى شود و در عذاب خالد مى شوند؟سعيد:ميزان بزرگى و كوچكى جرم به نسبت كسيكه نسبت به او جرم واقع شده،سنجيده مى شود.اگر كسى از امر كارفرماى خودش تمرد كرد يك جرم مرتكب شده اما اگر از امر فرمانده و حاكم و امام و پيامبر و بالاتر از همه خدا ،تمرد كرد،درجات جرمش متفاوت است.كافر و مشرك و منافق،نسبت به خالق جهان و انسان كه ولى نعمت اوست،عصيان نموده جرمش،عذاب ابدى است؛چرا كه او آگاهانه و با اختيار، قدم در راه تباهى گذاشته و اگر عمر جاودانه هم مى داشت،همچنان همان مسير را ادامه مى داد و همان ظلم و ستم ها را به خلق خدا مرتكب مى شد لذا گرفتار عذاب ابدى گرديد.هنگامى كه گناه و كفر و طغيان و سركشى سراسر وجود انسانى را احاطه كند تمام بال و پر روح و جان او در آتش بيدادگرى و نفاق مى سوزد و نيّتش اين مى شود كه هماره چنين كند. در حديثى از امام صادق(ع) به اين مطلب اشاره شده است:به اين سبب[ جمعى از] اهل دوزخ هميشه در آن مى مانند كه نيّت آنها اين بوده كه اگر جاودانه در دنيا بمانند، همچنان گناه و معصيت خدا كنند چنانكه قصد مومنان هم اين بوده كه اگر هميشه در اين جهان بمانند، فرمان خدا را اطاعت كنند، بنابراين هر دو دسته به خاطر نيت و قصدشان «خلود» يافتند٩… 
—————
١. بحارالانوار،ج٦ص٢٤٩
٢.سوره ق،آيات ٣١-٣٤
٣.بقره: ۸۲؛ بینه: ۷-۸؛ آل‌عمران: ۱۵؛ نساء: ۱۳؛ فتح: ۱۷؛ مائده: ۱۱۹؛ مائده: ۸۵؛ توبه: ۱۰۰؛ آل‌عمران: ۱۳۴-۱۳۶؛ احقاف: ۱۳-۱۴؛ توبه: ۸۸-۸۹؛ طه: ۷۵-۷۶؛ مجادله: ۲۲
٤. سوره آل‌عمران،آیه ۱۱۶؛سوره بینه،آیه ۶، سوره احزاب،آیه ۶۴-۶۵ ؛سوره بینه،آیه ۶؛ سوره فرقان،آیه ۶۸-۶۹؛ سوره توبه،آیه۶۸،سوره مجادله،آیه ۱۴-۱۷
٥.فخر رازی، التفسیر الکبیر، ذیل بقره: ۲٥
٦.هود،آيه ١٠٨
٧.همان،١٠٧
٨.تفسير البرهان،ذيل همان آيه 
٩.وسائل الشيعه، ج ١، ص ٣٦
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *