لقاء الله

 
 
 
 
 
امير:امروز بحث دشوار ولى شيرينى را داريم:بحث ديدارخدا و لقاء الله! قرآن از يكسو مى فرمايد:چشم ها و بصيرت ها توان درك او را ندارند(لا تدركه الابصار١) و از سوي ديگر مى فرمايد:زيانكارند آنانكه لقاءالله را تكذيب نمايند(قَد خَسرَ الَّذین کَذَّبوا بِلقاءِالله٢).حدود بيست آيه قرآن با مشتقات لقاء به اين موضوع پرداخته و روايات هم براى نمونه از ريشه (لقی) فقط در فهرست بحارالانوار بیش از ۱۷۰ مورد ذكر شده است.مسعود به ما مى گويد كه اين ديدار به چه معناست؟ مسعود:روشن است كه اين ديدار با چشم سر نيست بلكه با چشم دل و نور ايمان است.اين لقاء را به لحظه حضور فرشته ،هنگام حسابرسي قيامت،اقامت در بهشت و…گفته اند ليكن لقاء خدا در دنيا هم ميسر است و مطلب همان است كه امير مومنان(ع)در پاسخ ذعلب يمانى كه پرسيد آيا خدايت را ديده اى؟فرمود: من کسی نیستم که خدای نادیده را عبادت کنم…خدای را با چشم سر نمی‌ توان دید، بلکه با چشم دل باید زیارت کرد و با ایمان واقعی به وصالش نایل آمد٣… 
 
بعد گفت:وقتى هيچكس توان احاطه علمى بر خداوند ندارد (لا یُحیطُونَه بِهِ علماً٤)و عقول و بصيرت ها و چشم ها دسترسي به او ندارند(احْتَجِب عَنِ الْعُقول كما احتجب عن الابصار٥)و افکار بلند ژرف‌اندیش کنه ذاتش را درک نمی‌کنند و غواصان دریای علوم از پی بردن به کمال هستی‌ او عاجزند(لا یُدرکه بُعد الهِمَم و لا تناله غوص الفطن٦) چگونه چشم به او راهى دارد؟ پس لقاى او از نوع ديگر است چنانكه خود در قالب ادعيه از زبان سفيرانش ما را با آن آشنا كرد «الهی… لا تَحجُبْ مُشْتاقیکُ عَن النّظر الی رُؤیتک٧» خدایا مشتاقانت را از دیدار جمالت محروم مفرما؛ «وَ لِقائُک قُرَّةَ عَینی… وَ رُؤیَتک حاجَتی٨» ; خدایا لقا تو روشنی چشم من است و دیدن جمالت آرزویم؛«وَ لَوْ عَتی لا یَطفیها اِلاّ لِقائُک٩» ؛ خدایا، آتش محبتم را جز ملاقات تو خاموش نمی‌کند؛ «و اجعل… قلبی بحبّکَ متیّماً١٠» خدایا قلب مرا لبریز از عشق و محبت به خودت قرار ده…
 
جواد:همانطور كه مسعود گفت، رويت قلبى و وجودى معناى لقاء الله است ، همانگونه که در حدیث قدسی آمده است:زمین و آسمان گنجایش مرا ندارد، ولی دل بنده مؤمن جایگاه من است(لَا یَسَعُنی ارْضی وَ لا سَمائی وَ لکِنْ یَسعُنی قَلْبُ عِبدی المؤمِن١١). و مومنان چنان با خدا انس مى گيرند و دل مى دهند و نجوا و مناجات مى كنند كه دورر شدن از او را عذاب مى شمرند: گيرم كه آتش سوزان دوزخ را تحمل كنم،بر دورى و فراق تو چگونه صبر كنم؟(صبرت على حرّ نارك فكيف اصبر على فراقك١٢)و در مناجات شعبانيه مى خوانند:خدایا عنایتی فرما تا با همه وجودم، از غیر تو گسسته و به تو به پیوندم و چشم دلمان را به روشنایی دیدارت منوّر فرما، تا چشم‌ های دلمان حجاب‌ های نور را در نَوَردد و به سرچشمه بی‌ پایان عظمت متصل شود و روح ما به عزّ قدست بپیوندد. خدایا، مرا از کسانی قرار ده که صداشان کردی، پس ندای تو را اجابت نمودند و گوشه چشمی به آنها کردی. پس به تجلی جلالت مدهوش شدند، پس با آنها در پنهانی سخن گفتی و آشکارا برای تو عمل کردند١٣…
 
مسعود ادامه داد:يك صورت ديگر لقاء الله هم،وجدان فقر و عجزانسان  در شرايط سخت و بحرانى است.وقتى او در خطرات و بحران ها قرار مى گيرد و مى بيند از دست خودش و ديگران هيچ كارى بر نمى آيد همه منيت ها و انانيت ها و غرورهايش فرو مى ريزد و بيچاره و درمانده مى گردد؛در اين وجدان فقر و عجز كه حتى ممكن است زبانش هم از كار بيفتد ،با تمام وجود خويش مى يابد كه نجات بخش او تنها خداست و بايد به او ملتجى شود و او را صدا بزند كه اين همان لقاء قلبى است.قرآن يك نمونه از اين موارد را در خصوص كسانى كه در دريا در خطر مرگ قرار گرفته اند و اميدشان از همه قطع شده گزارش مى كند كه در آن موقع از سويداى دل خدا را مى خوانند اگرچه وقتى خدا نجاتشان مى دهد و به ساحل مى رساند،فراموش مى كنند: (پس هنگامى كه بر كشتى سوار شوند (و خطر را احساس كنند،) خدا را با اخلاص مى‌خوانند (و غير او را فراموش مى‌كنند) پس همين كه (خداوند) آنان را به سوى خشكى رساند و نجات داد، باز ناگاه به شرك بر مى‌گردند(فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ١٤) 
——————
١.انعام/١٠٣
٢.انعام/سوره۶، آیه۳۱.    
٣.بحار الانوارص٢٦-٤٤
٤.طه/ آیه۱۱۰؛ بقره/ آیه۲۵۵.    
٥.بحار الانوار٦٦ص٢٩٢
٦.نهج البلاغه، خطبه١
٧.مفاتیح الجنان، مناجات الخائفین، ص ۲۱۸.
٨. مفاتیح الجنان، مناجات المریدین، ص ۲۲۵
٩. مفاتیح الجنان، مناجات المفتقرین، ص ۲۲۸.
١٠.امير مومنان(ع):دعاى كميل
١١.بحارالانوار، ج ۵۸، ص ۳۹
١٢.مفاتيح الجنان،دعاى كميل
١٣.همان،مناجات شعبانيه
١٤.عنكبوت،آيه ٦٥
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *