نقد منكران

 
 
 
 
 
امير:مسعود جان ،براى ما بگو دستاويز منكران معاد چيست؟ مسعود:در گفتگوى بهشتيان و دوزخيان ديديم يكى از گروه هائى كه مقيم دوزخ شده اند،منكران قيامت اند(وَ كُنّا نُكذّبُ بِيَوم الدين١)؛آنها جز استبعاد،هيچ چيزى در چنته ندارند:”آیا وقتی خاک شدیم به راستی آفرینش جدیدی خواهیم داشت(أَإِذَا كُنَّا تُرَابًا أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ٢)؟!”و يا اينكه:”آیا وقتی بمیرم راستی زنده (از قبر ) بیرون آورده می‌شوم”(أَإِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا٣)؟! خدا اين سخن آنان را تعجب آور مى خواند(وَإِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ٤) و مى فرمايد:آیا انسان به یاد نمی‌آورد که ما او را قبلا آفریده‌ایم و حال آنکه چیزی نبوده است(أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا٥)! راستى از انسان بعيد نيست كه بخاطر شگفت بودن چيزى منكر آن شود؟! مگر خلقت اوليه او از هيچ،شگفت نبوده است؟!چرا منكر خلقت شگفت خودش نمى شود…؟!
 
مسعود ادامه داد: شبيه اين پاسخ را به آن منكرى مى فرمايد كه استبعاد كرد استخوان مرده اى دوباره زنده شود:”و برای ما مثلی آورد و آفرینش خود را فراموش کرد گفت چه کسی این استخوانها را که چنین پوسیده است زندگی می‌بخشد. بگو همان کسی که نخستین بار آن را پدید آورد و اوست که به هر (گونه) آفرینشی داناست٦”!؛و بعد فطرت و عقول آنها را با استفهام انكارى بيدار مى فرمايد كه: ” آیا کسی که آسمانها و زمین را با آن همه عظمت و عجایب و نظامات شگفت انگیز آفریده، توانایی ندارد که همانند این انسانهای خاک شده را دوباره بیافریند(و آنها را به حیات و زندگی جدیدی باز گرداند؟!) آری می‌تواند و او آفریننده آگاه و دانا است” (أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ٧).اين پاسخ منطقى و فطرى ،بهانه شگفت بودن خلقت دوباره را از منكران معاد سلب مى كند،مگر آنكه اصل خدا را منكر شوند كه در اين صورت ابتدا بحث خدا را بايد با آنها گشود…اشاره به خلقت آسمانها و زمین نيز كه بزرگتر و شگفت تر از خلقت انسان است(خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ٨) براي بيدار نمودن بيشتر وجدان آنها در باور به قدرت الاهى است… 
 
امير:بعضى دستاويزهاي ديگر مثل بحث اعاده معدوم،آكل و مأكول و تناسخ هم مطرح مى كنند،پاسخ آنها چيست؟ مسعود:اينكه مى پندارند،انسان بعد از مرگ معدوم مى شود و بازگشتش محال است،اولاً انسان معدوم نمى شود و ذرات اصلى بدن او هست،همانها دوباره زنده مى شوند همچون روئيدن دوباره برگ و شكوفه و ميوه در بهار بر قامت درختان پس از مرگ آنها در زمستان.ثانياً بفرض مذكور، برهان قاطع آفرينش اوليه از هيچ ،اعاده معدوم را باطل مى كند.اما اينكه ذرات بدن در خاك تبديل به گياه و ميوه مى شود و انسان ديگرى آن را مى خورد و اختلاط آدم ها پيش مى آيد(آكل و مأكول)،چنانكه گفته شد،ذرات اصلى انسانها (مثل عالم ذر)باقيست و همانها دوباره زنده مى شوند.تناسخ نيز باطل است و قرارگرفتن دو روح در يك بدن ،محال است؛چون هويت انسان در تركيب روح و بدن است و نمى شود اين هويت و وحدت به هم بخورد چون در قيامت محال است يك بدن پاسخگوى دو روح باشد و نيمى از بدن كه مربوط به روح مومن است به بهشت برود و نيمى ديگر كه مربوط به روح كافر است به دوزخ!چنين چيزى هم محال است و هم با عدل الاهى ناسازگار خواهد بود،لذا اين دستاويزها راه به جائى نمى برد…
 
امير: آيا معاد مختص اسلام است و اديان ديگر منكر آن هستند؟مسعود:معاد در همه اديان الاهى،از باورهاي اصلى است و در همه كتب آسمانى بر آن تأكيد شده است.اما اديان و مذاهب جعلى و بدلى همچون بهائيت،منكر معاد جسمانى هستند و از آنجا كه گرايش به ماندگارى و جاودانگى در فطرت انسانهاست حتى در مصريان قديم و حتى برهمائيان و بودائيان به نوعى باور آخرت ديده مى شود.تغييرات انحرافى نيز مربوط به تحريفاتى است كه در آنها بوقوع پيوسته است.در آئين زرتشتى هم باور به معاد وجود دارد:”روزى اين جهان هستى به آخر خواهد رسيد و رستاخيز عام واقع خواهد شد”و حتى به جزئيات معاد، از قبيل محاكمه و پل صراط و ترازوى اعمال و… باور دارند٩.در دين يهود و مسيحيت نيز باور به معاد آمده است. در تورات مى خوانيم:”مردگان تو زنده خواهند شد و اموات برمى خيزند، اى شما كه ساكنان در خاكيد، بيدار شده ترنم نماييد; چون كه شبنم تو، مثل شبنم گياه است و زمين، اموات را بيرون خواهد انداخت١٠”؛و در انجيل:”خواهش پدر، كه مرا فرستاد، اين است كه هر چه به من بخشيد، من هيچ چيز آن را ضايع نكنم، بلكه در روز باز پسين آن را برخيزانم١١”…
—————-
١.سوره مدثر،آيه ٤٦
٢.سوره رعد،آيه ٥
٣.سوره مريم،آيه ٦٦
٤.سوره رعد،آيه ٥
٥.سوره مريم،آيه ٦٨
٦.سوره يس،آيات ٧٨و٧٩
٧.همان،آيه ٨١
٨.سوره مومن،آيه ٥٧
٩.جان بى ناس، تاريخ جامع اديان، ص ٤٦٤
١٠.”معاد،انسان و جهان”ص٣٩، به نقل از: عهد عتيق، كتاب اشعياء، باب ٢٦، جمله ى ١٩
١١. همان، ص ٤٠ به نقل از: انجيل يوحنا، فصل ٦، جمله ٣٩
 
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *