-: آيا كسى از گفتگوى بهشتيان و دوزخيان خبر دارد؟ آيا در قرآن در اين موضوع مطالبى هست…؟سعيد كه آمادگى پاسخ داشت،گفت:بله،آن هنگام كه تكليف افراد پس از انجام حساب و ميزان و صراط مشخص شد و گروهى در بهشت و گروهى در دوزخ مستقر شدند،چند گفتگو بين آنها انجام مى پذيرد كه قرآن آنها را گزارش نموده است.ظاهراًشرايط بگونه ايست كه بهشتيان اگر اراده كنند مى توانند دوزخيان را با سازوكار خاصى ببينند و با آنها سخن گويند.يك گفتگو در مورد علت دوزخى شدن دوزخيان است از زبان خودشان:“بهشتيان مىپرسند: چه چيز شما را روانه دوزخ كرد؟ (دوزخيان)گويند(به چند علت): (اول اينكه)ما از نمازگزاران نبوديم ؛ و(دوم ) افراد مسكين را اطعام نمىكرديم؛ و (سوم)با اهل باطل در سخنان باطل فرو مىرفتيم. و (چهارم)پيوسته روز جزا را تكذيب مى نموديم تا آن كه مرگ به سراغ ما آمد١”…و بدين ترتيب چهار عامل دوزخى شدن خويش را برمى شمرند:ترك نماز،ترك اطعام مساكين،همرنگ و همراه اهل باطل شدن؛تكذيب معاد و روز جزا.این در حالی است که بعض اهل بهشت و دوزخ در دنیا با هم آشنا بوده و مراوده داشتهاند و مى خواهند بدانند چرا سرنوشت آنها اينگونه شد …
امير گفت :آيا بهشتيان نمى دانند علت دوزخى شدن چه بوده كه سوال مى نمايند؟! سعيد گفت چرا مى دانند شايد مى خواهند ببينند اينها كه در دنيا منكر بودند،حال متوجه شده اند كه انكارشان چه سرنوشتى برايشان رقم زد؟گفتگوى دوم در همين موضوع است و اتفاقاً علل دوزخى شدن از زبان بهشتيان مطرح مى گردد:آنها دوزخيان را مورد خطاب قرار مى دهند و مى گويند شما که در دنیا در کنار ما بودید، با ما زندگی میکردید، همسایه و برادر و خویشاوند ما بودید، مگر چه عملی انجام دادهاید که مستحق دوزخ و آتش شدهاید؟!…”آنها را صدا میزنند: «مگر ما با شما نبودیم؟!»[بعد خود پاسخ خويش را مى دهند:] «آری، ولی شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار ( نابودى دين را) کشیدید، و (در همه چیز) شکّ و تردید داشتید، و آرزوهای دور و دراز شما را فریب داد تا فرمان خدا فرا رسید، و شیطان فریبکار شما را در برابر (فرمان) خداوند فریب داد٢…
سعيد ادامه داد:موضوع گفتگوى سوم درباره حقانیت وعده های خداوند است:”اهل بهشت، دوزخيان را صدا زنند كه: ما آنچه را پروردگارمان وعده داده بود، حقّ و راست يافتيم (و به آن رسيديم)، آيا شما وعدههاى پروردگارتان را حقّ يافتيد؟ (ما طبق وعده خدا در لذّت و نعمتيم، آيا شما هم طبق همان وعده ها در رنج و عذاب هستيد؟) گويند: آرى. پس منادى ميان آنان اعلام كند كه لعنت خدا بر ستمكاران باد٣…اما گفتگوى چهارم بين خود بهشتيان است: “بعضى بهشتيان رو به ديگرى نموده و از يكديگر سؤال مىكنند (كه رمز اين همه كاميابى در اينجا چيست)،دوستان بهشتى آنها گويند: ما پيش از اين (در دنيا) نسبت به خانواده خويش خيرخواه بوديم (و آنان را از عذاب الهى هشدار مىداديم).پس خداوند بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سوزان حفظ كرد.زيرا ما پيش از اين هماره او را مىخوانديم، همانا اوست نيكوكار مهربان٤”…
.موضوع گفتگوى پنجم خبرگيرى از دوستان سابق است:”پس بعضى از آنان بر بعضى ديگر روى كرده و از يكديگر سؤال مىكنند؛ يكى از آنان گويد: مرا در دنيا همنشينى بود كه پيوسته مىگفت: آيا تو از باوردارندگان (قيامت) هستى؟ آيا هرگاه مرديم و خاك و استخوان شديم (دوباره زنده شده و) جزا داده خواهيم شد؟گويد: آيا شما (بهشتيان) مىتوانيد (از سرنوشت او) اطلاع يابيد؟ پس (توسط آنها يا فرشتگان)از حال او اطلاع مىيابد و او را در ميان دوزخ مىبيند و (به او )مى گويد: به خدا سوگند نزديك بود كه (علاوه بر خودت)مرا(هم) به نابودى كشانى و اگر نعمت (و لطف) پروردگارم نبود، قطعاً (من نيز)از احضار شدگان (در دوزخ همانند تو) بودم٥…اين گفتگوها نشان مى دهد كه بهشتيان مى توانند وضعيت دوزخيان را ببينند و با آنان سخن گويند و نتيجه اعراض و انكارشان را كه به دوزخ انجاميده،مشاهده نمايند و از اينكه به سرنوشت آنها دچار نشده،خدا را سپاس گويند…
————-
١.سوره مدثر،آيات٤٠-٤٦.
٢.سوره حديد آيه١٤
٣.اعراف،آيه٤٤
٤.سوره طور آيات ٢٥-٢٨
٥.سوره صافات ،آيات٥٠-٥٧