فرهنگ

 

 

 

 

 

موضوع بحث امروز ما،”فرهنگ”بود .آرى “فرهنگ”- واژه اى آشنا،مشهور و پركاربرد- كه سروش ارائه مى داد. گفتم: سروش ، فرهنگ به چه معناست؟ سروش: فرهنگ (معادل كالچر)،واژه اى فارسى، مرکب از دو جزء (فر – هنگ) به معناى بركشيدن شكوه و عظمت است اما در اصطلاح، تفکر جمعى جامعه را گويند که در پدیده‏ ها و رفتارهاى اجتماعى تجلى مى‏ یابد و بر تمامى امور اقتصادى، اجتماعى، سیاسى، نظامى، مادى و معنوى اثر مى گذارد. البته فرهنگ داراى معانى متنوعى است كه ادب، تربیت، معرفت، مجموعه آداب و رسوم ، آموزش و پرورش، مکتب و ایدئولوژى را هم در بر مى گيرد. گفتم: سوال من اين است :با توجه به اينكه دين هم يك مجموعه كامل از معارف، عقايد و احكام و سبك زندگى براى انسان است و به نوعى خود يك فرهنگ محسوب مى شود كه وجه اشتراك ها يا افتراق هائى با فرهنگ جوامع پيدا مى كند، آيا اين دو مى توانند با هم تعامل داشته باشند؟ در صورت تعارض، طرف كداميك را بايد گرفت و چالش هاى اين تعارض را چگونه مى توان چاره جوئى كرد…؟

 

سروش پاسخ داد: دين يك امر قدسى است كه از سوى خداوند آمده اما شواهدى داريم كه اجزائى از فرهنگ جوامع را تاييد كرده و تغيير نداده است.مثلاً پيامبر اكرم(ص) در پيمان جوانمردان(حلف الفضول) كه در دوران پيش از بعثت براى حمايت از مظلومان بود،مشاركت نمود و عضو  شد و بعد از بعثت نيز آن را تاييد نمود و فرمود:اگر اكنون نيز به چنين پيمان هائى فراخوانده شوم عضو خواهم شد١؛يا تأييد جشن نوروز ايرانيان توسط پيشوايان دين بر اساس روايتى از امام صادق(ع)٢ و يا استفاده از تجربيات سلمان در آداب جنگ ايرانيان براى جنگ خندق يا احزاب٣…ضمن آنكه با برخى رسوم و فرهنگ اقوام هم مخالفت نموده يا آنها را ملغى ساخت همچون رسم نسيئ در جاهليت براى به تاخير انداختن ماه هاى حرام به منظور آغاز زودتر جنگ٤ و يا جلوگيرى على(ع) از رسم مردم انبار (دويدن در جلوى حاكم به عنوان تكريم و استقبال از او،كه حضرت آن را موجب خفت مردم و خلاف كرامت انسانى شمرد و منع نمود٥…

 

قرار نيست دين با سنت هاى نيكوئى كه در جوامع بوده و بخشى از فرهنگ آنان شده است، درافتد بلكه بر آن سنت ها،سنت هاى نيكوى جديدى مى افزايد تا موجبات رشد معنوى و معرفتى و تربيتى آنان را فراهم آورد. به طورى كه آنها، هم فرهنگ نيك گذشته خود را حفظ كنند و هم با فرهنگ جديد آشنا شوند و به رشد و تعالى برسند.حتى توسط فرهنگ خود به فرهنگ دينى خدمت كنند چنانكه در مورد خدمات متقابل ايران و اسلام تحقيق  نموده اند و خدمات متقابل اين دو فرهنگ را برشمرده اند و گفته اند كه ايرانيان بيش از هر مليت ديگرى در علوم مختلف به فرهنگ اسلامى كمك كرده اند٦…به عقيده متفكران اسلامى ، دين به دنبال يك فرهنگ پویا، پیشرو و هدفدار است لذا در محيط خود،از ظرفيت هاى فرهنگى موجود،بهترين بهره بردارى را مى نمايد.گفتم:چطور در خرده فرهنگ ها اثر مى گذارد يا اثر مى پذيرد؟

 

گفت: مثلاً اگر براى تكريم معلم، مادر، پدر، كارگر و… در نهادهاى بين المللى روزهائى تعيين كرده اند،آئين ما نه تنها مخالفت نمى نمايد بلكه همراه مى شود و تاييد مى كند و نقطه نظرات خود را هم بيان مى نمايد.و يا اگر در فرهنگ ملى يا جهانى براى بهداشت،محيط زيست، درختكارى،حفظ جنگل ها،نيكوكارى و مسئوليت اجتماعى، برنامه هائى تدارك ديده اند، دين با آنها همراه مى شود و تاييد مى كند و آن راعبادت و ثواب مى شمرد. به گواهى تاريخ ،ادیان الاهی و آسمانى هماره در ترویج فضایل، آرمان‏ها، آداب مثبت و خصلت‏هاى نیکو در جوامعى كه حضور داشته اند، نقش مؤثرى ايفا نموده اند؛حتى در جوامع با تنوع زبان و فرهنگ و آداب و رسوم مختلف، عامل وحدت شده و اگر موانعى كه توسط دشمنان ايجاد شد نمى بود،روح برادرى و يگانگى را حاكم مى نموده اند.در واقع دین و فرهنگ همواره یک تعامل و رابطه تنگاتنگ و ناگسستنى داشته اند.همان گونه که دین در تمدن و فرهنگ انسان‏ ها نقش مؤثرى را ایفا مى‏کند، فرهنگ نیز، در بهره ‏مندى بایسته و شایسته از فعالیت‏هاى حیات مادى و معنوى انسانها که مستند به طرز تعقّل صحیح و احساسات عالى است، انسان را در زندگى مبتنى بر خرد و دانش کمک مى‏ کند و عامل تکامل انسان مى ‏گردد…

—————–

١.سيره ابن هشام،ج١،ص١٣٤

٢.مستدرك الوسائل،ج٦ص٣٥٣

٣.المغازى واقدى،ج٢،ص ٤٤٥،سيره ابن هشام،ج٣،ص٢٣٥

٤.تفسير مجمع‌ البيان‌ طبرسى طبع‌ صيدا؛ ج‌٣،ص٢٩ ذيل آيه ٣٧سوره توبه

٥. نهج البلاغه،حكمت٣٧

٦.ر.ك:مرتضى مطهرى،”خدمات متقابل اسلام و ايران”

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *