هنر

 

 

 

 

 

“هنر” را همه مى شناسند اگرچه نتوانند براى آن تعريف دقيقى ارائه دهند.محمد كه دانشجوى دكتراى هنر است براى ما از هنر و مناسباتش با دين مى گويد.محمد:بله، همانطور كه سعيد گفت، همه هنر را مى شناسند يعنى از شعر و نواى خوش و نقاشى و نمايش و فيلم و هنرهاى دستى وآثار ظريف و زيباى تجسمى هنرى و امثال آن لذت برده و آنها را دوست دارند.دامنه هنر به اندازه ای گسترده و وسیع و داراى تنوع است که نمی توان تعریف دقیقی از آن ارائه نمود و تعاریفی که در لغت نامه ها می یابیم، تنها کلیاتی در مورد هنر بوده و نمی توان با کمک آن، مصادیق هنر را دقیقا مشخص نمود. به عنوان نمونه، مرحوم دهخدا، هنر را این گونه توصیف نموده: ” آن درجه از کمال آدمی است که هشیاری و فراست و فضل و دانش را دربردارد و نمود آن، صاحب هنر را برتر از دیگران می­نماید”.هنرمند،يك مفهوم را با ذوق و مهارت و ابتكار و ظرافت و جودت ذهن و ويژگى هاى خدادادى،به يك نماد زيبا تبديل مى كند كه وقتى در منظر ديگران قرار مى گيرد،تحسين آنها را برمى انگيزد و لذت مى برند…

 

سامان پرسيد:آيا هنر،منطقه ممنوعه هم دارد؟محمد گفت:آرى،وقتى كه آن را به ابتذال بكشانند يعنى مفهوم و پيام بى ارزشي را جلوه هنرى بدهند؛وقتى كه آن را در خدمت ظالمان عليه مردمان به كار گيرند؛وقتى در خدمت پول و مقام آن هم نوع بى ارزش آن قرار گيرد.هميشه دغدغه هنرمندان واقعى، گريز از اين جنبه هاست.با يك اثر هنرى مى توان مردم را آگاه ساخت و شورى در آنها ايجاد و به انجام كارهاى نيك واداشت و با اثرى ديگر مى توان روح يأس و نااميدى را در آنها دميد يا جنبه هاى منفى را در آنها برانگيخت.نفوذ كلام،مهارت شعر، آواى خوش، قدرت قلم، توان بازيگرى، فن تصويرگرى،مهارت فيلمسازى،چيرگى در هنرهاى دستى و صدها گونه ديگر از جلوه هاى هنرى ، امروز در هر دو جنبه به كار گرفته مى شود و اصحاب زر و زور و تزوير بيش از ديگران با صدها كمپانى عظيم چون هاليوود و باليوود مُرداك و…نوعاً هنر را به آن منطقه ممنوعه كه تو گفتى كشانده اند و تجارت مى كنند.هنرمندان متعهدى هم هستند كه با جان و روح خويش،فداكارانه آثار فاخرمى آفرينند و به آگاه سازى مردم مى پردازند…

 

گفتم:مناسبات هنر با دين چيست؟محمد گفت:اين را در فلسفه هنر،بحث كرده اند كه هنر براى چيست؟هنر براى هنر است يا هنر براى مردم يا هنر براى ارزش هاى قدسى و معنوى؟ دين هم اساس قضاوتش بر نيت ها و ارزش هاست.می توان رفتارهای دنیوی انسان را با نگاهی دينى و ارزش مدارانه، در سه محدوده “با ارزش” و “ضد ارزش” و “بی ارزش” تقسیم بندی نمود. ارزش ها هم در دين، نيت پاك،كمك به مردم براى هدايت و رشد و تعالى،شناخت آفات و موانع رشد و روشنگرى نسبت به آنهاست. هنرى كه در خدمت اين امر قرار گيرد با ارزش است و نقطه مقابل آن كم ارزش يا بى ارزش يا ضد ارزش.مى توان اينگونه جمع بندى نمود كه از نظر دين آن اثر هنرى ،مقبول است که در راستای ترویج و تبلیغ آموزه های دینی و اصول فطری بشری و آگاه سازى و رشد فرهنگى و معنوى آنها و نیز توجه دادن انسان ها به معاد و دنیای آخرت باشد و ديگر آنكه هنرمند، در اجرای هنر خود، از موازین پذیرفته شده دینی تخطی و سرپیچی ننماید…

 

سامان گفت:خوانده ايم كه “إن الله جميل يحب الجمال١”؛خداوند جميل است و جمال و زيبائى را دوست دارد؛نيز در قرآن خوانده ايم خدا زينت ها را براى مومنان آفريده و كسي حق تحريم آنها را ندارد:”بگو چه كسي زينت هائى را كه خدا براى بندگانش قرار داده،حرام نموده است؟”(قل من حرّم زينة الله اللتى اخرج لعباده٢)؛چرا با اين آموزه ها،ما در هنر پيشتاز نيستيم؟محمد گفت:دردمان را تازه كردى!اين همه سوژه هاى عالى در فرهنگ خود داريم كه مى تواند مبناى ساخت هزاران اثر هنرى ماندگار و موثر براي بشريت امروزى باشد؛ اما تنبلى مى كنيم و كارهنرى توليد نمى كنيم و ميدان را به كاسبكاران منحرفى واگذار مى كنيم كه مفاهيم مبتذل را توليد كرده و در بسترهاى نمايشي يا رسانه اى به خورد ما و فرزندان ما مى دهند و آثار سوء آن هم به خود ما باز مى گردد.ما هستيم كه بازار آنها را گرم مى كنيم و معدود آثار فاخرى هم كه توليد مى شود حمايت نمى كنيم.اگر چه بستر هنر براى جوانان لغزنده است اما با حفظ ضوابط بايد جوانان متدين و فرهيخته اى را به اين حوزه وارد نمود تا آثار هنرى تأثير گذار كه تأثيرش گاهى از صدها كتاب و سخنرانى بيشتر است،توليد و به جامعه عرضه نمايند…

———————-

١.كافى،ج٦،ص٤٣٨

٢.سوره اعراف،آيه ٣٢

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *