آزادى

 

 

 

 

آنقدر اين كلمه مهم است كه بعضى شعار زندگى ،مبارزات ، فعاليت هاى اجتماعى و حتى فلسفه و مكتب خود را،”آزادى نهاده اند.مهدى كه دكتراى حقوق دارد براى ما از همه جوانب آن سخن مى گويد.مهدى: در غرب،پس از رنسانس،همه مولفه هاى انسان را پاك كردند و فقط آزادى را باقى گذاشتند و انسان را فقط با آزادى تعريف كردند و حتىٰ، چون سارتر و نيچه خدا را هم كنار گذاشتند چون خدا را محدود كننده آزادى انسان ،فرض كردند! اما در صحنه عمل و جامعه، مجبور شدند به آن حدّى مثل قانون بزنند با اين استدلال كه اگرچه قانون،براى آزادى بى قيد و شرط، ايجاد محدوديت مى كند ،ولی هدف و نتیجه ‏اش حفظ آزادی ‏های قانونی و مشروع است. به تعبیر دیگر اگر در عرصه اجتماع، قائل به آزادی بی قید و شرط شویم، تزاحم آزادی‏ ها عملا باعث برهم خوردن نظم، که زمینه استفاده از آزادی است، می‏شود. پس در عمل چاره‏ای نیست مگر این که به وسیله قوانینی، حداقل آزادی‏ها را، برای حفظ حداکثر آزادی، قربانی کنیم… 

 

على گفت:اصلاً آزادى مطلق،امكان پذير است؟مهدى پاسخ داد:اساساً آزادی مطلق با عقل سلیم و منطق بشری سازگار نيست و با فلسفه ضرورت زندگی جمعی بشر مغایرت دارد. زندگی جمعی و مدنی، مستلزم وجود برخی محدودیت ‏هاست.گفتم:نسبت آزادى و دين چيست؟گفت: بدون هیچ شک و تردیدی انسان در اسلام، آزاد است، آزاد به اين معنا كه حتی در اساسی ‏ترین موضوع يعنى انتخاب دين، داراى اختيار است اما براى همزيستى با ديگران در كنار اين اختيار و آزادى نياز به قانون و برنامه دارد كه اگر از سوى خدا باشد همان دين است و اگر از سوى خدا نباشد بايد ساز و كار آن را قوانين ملى يا بين المللى(منشور هاى سازمان ملل) تعيين نمايند. گفتم :امروز از اين آزادى ها سخن گفته مى شود، نظر دين در مورد آنها چيست؟:آزادی مذهب،آزادی پوشش،آزادی اقتصادی،آزادی تجمع‌ های صلح‌ آميز، آزادی رأى و انتخابات آزاد و دمکراتيك، آزادی‌ های اجتماعى،آزادی جنسی ،آزادی سیاسى، آزادی آکادمیک ،آزادی‌ های قومی و ملیتى، آزادی‌های مدنى،آزادی بیان،آزادی رسانه ،آزادی انتقاد از قدرت،آزادی اعتراض ،آزادی مبارزه،آزادی هنرى،آزادی تجارى،آزادی اجتماع، آزادی ادیان،آزادی انجمن،آزادی اندیشه،آزادى قلم و…

 

مهدى گفت:چون انسان داراى اختيار است،همه اين آزادى ها محترم است و انسان مى تواند از كفر تا ايمان و از شقاوت تا سعادت،سير كند؛اما بايد در چارچوب قانون تعريف شود تا از اين عناوين سوء استفاده نشده و هرج و مرج در جامعه به وجود نيايد.البته مواردى هم هست كه طبق تعاليم دينى، منطقه ممنوعه است مثل آزادى جنسى به معناى همجنسگرائى،آزادى كورتاژ، آزادى اهانت به افراد و هتك حيثيت آنها ، آزادى فتنه انگيزى،جاسوسى و…كه در فرهنگ و قوانين كشورهاى اسلامى تعريف شده است.يكى از تفاوت هاى آزادى در نگاه غربى با نگاه دينى ،غايت و هدف آزادى است؛ به اين معنا كه آزادى براى چيست؟ يعنى انسان با آزادی و اختیار خود ، قرار است در کدام جهت حرکت كند و برای نیل به کدام مقصود و هدف از آن استفاده  نمايد؟ در نگاه غرب،مسئوليتى متوجه اولياى جامعه نيست و مى گويند به ما ربطى ندارد و به خود فرد مربوط است كه چه راهى برود؛ اما در نگاه دينى،اين آزادى مقدمه كمال انسان است و فرد حق ندارد خود را با انتخاب بد و استفاده غير صحيح از آزادى،نابود كند مثلاً معتاد نمايد يا خودكشى كند…

 
يكى از تفاوت هاى ديگر در موضوع آزادى در جوامع دينى و غير دينى،مسئوليت هاى افراد نسبت به يكديگر و مسئوليت جامعه نسبت به افراد است.هرفرد در انتخاب خود آزاد است ولى افراد ديگر با انگيزه هدايت يا امر به معروف و نهى از منكر، وظيفه مندند در نهايت ادب و حسن خلق و شيوه نيكو، به ديگران كمك كنند تا بهترين گزينه را انتخاب نمايند.جامعه نيز از طريق تريبون هاى عمومى و رسانه اى ، بايد همين روش را دنبال نمايد.اين به معناى اجبار افراد نيست زيرا هدايت و اهتداء يك امر الاهى است كه خداوند مى خواهد حق را از مَجراى طبيعى به همه افراد برساند و بهترين مَجرىٰ هم ، از طريق همنوعان به ويژه دوستان و افراد خوشنام و بى طرف است.بدين ترتيب،تعداد كسانى كه از روى جهل يا موانع ديگر،انتخاب هاى سوء و مخرب براى خود و جامعه مى كنند،كاهش مى يابد و اين مزيتى است كه  در دين وجود دارد…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *