جنگ نرم

 
 
 
 
 
اين موضوع را به امير سپرده بودم .او چنين آغاز كرد: تفاوت اصلى دو جنگ سخت (Hard war ) و جنگ نرم(soft war ) كاربرد ابزارهاست: در اولى ادوات نظامى حرف اول را مى زند و در دومى انواع اقدامات روانى و تبليغى به منظور تاثیر گذاری بر باورها و عقاید ، فرهنگ ، سیاست ، احساسات ، تمایلات ، رفتار و مختصات فکری طرف مقابل از طريق انواع رسانه ها به ويژه فضاي اينترنتى و عوامل نفوذى با ظاهرى دوستانه و موجه و دلسوز و هر شيوه اى كه به پيشرفت نقشه هاى آنها كمك كند.جنگ نرم باخلق ارزش های جدید ، اسطوره سازی و نماد سازی ، هیجان سازى و مديريت احساسات و مهندسى افكار از عواطف و احساسات جامعه برای نفوذ در افكار و اندیشه ها در جهت ایجاد دگرگونی در باورها استفاده كرده و بحران آفرینى مى كند.جنگ نرم از محیط های آسیب دار جامعه مثل نقاط داراى محروميت،اقشار ضعيف و اقليت ها شروع می شود و با ایجاد گسل های متعدد در بخش های گوناگون جامعه ،به تضادها دامن زده و همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را از بين برده و زمینه های بروز بحران و درگیری های داخلی را فراهم می سازد و سپس از اين ضعف ها براى رسيدن به اهداف خود در شكست حريف بهره بردارى مى نمايد…
 
حميد پرسيد:آيا جنگ نرم مربوط به زمان ماست؟امير پاسخ داد: نه، جنگ نرم ،مسئله نوینی نبوده و از سابقه تاریخی برخوردار است البته در ابتدا چهره ای ساده داشته و از طريق شایعه پراکنی،دروغ و اهانت و شبهه افكنى روى روان دشمن كاركرده  و قواى او را رو به تحليل مى بردند اما با گذشت زمان و تحولات و پیچیدگی های روز افزون اجتماعی، این رویکرد نیز پیشرفت نموده و از پیچیدگی، ظرافت و تاثیر گذاری بیشتری برخوردار گشته است.ويژگى هاى جنگ نرم عبارتند از:آرام ، تدریجی و زیرسطحی است؛به سراغ نقاط آسيب پذير مى رود؛ چند وجهی و پر دامنه است و از تمامی علوم ، فنون ، شیوه ها و روشهای شناخته شده و ارزشهای موجود استفاده می كند؛ تردیدآفرین است ؛با ایجاد نااميدى و يأس، دل ها را خالى مى كند؛ از ابزار و تكنيك هاى روز و جاذبه هاى گوناگون استفاده كرده و امكان اغواگرى را فراهم مى كند؛
 
گفتم : در دوران معاصر چگونه جنگ نرم توسعه يافت؟ امير گفت: در دوران معاصر با فروپاشی شوروی در سال ١٩٩١ میلادی و پایان جنگ سرد ، کارشناسان امريكا با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و… دست یافت.آنها با استافده از این نوع جنگ و انقلاب هاى مخملى و رنگى موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای بلوک شرق چون لهستان، گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان شدند و در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی كرده و از طریق جنبش‏ های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی را جابجا كردند.شبيه همين رفتار را در حوزه فرهنگ و باورها به منظور استحاله فرهنگى انجام داده ،الگوهاى اعتقادى افراد را با شبهه پراكنى و تقدس زدائى مورد حمله قرار داده و از آنها افرادى لائيك يا وابسته به فرقه هاى گمراه ساخته و مى سازند.بعضى از تاكتيك هاى آنها: برچسب زدن، شايعه پراكنى، كلى گوئى، دروغ بزرگ، پاره حقيقت گوئى،اخلاق زدائى،قطره چكانى اخبار و اطلاعات،پيشگوئى هاى بي پايه و مبنا، حذف و تحريف و سانسور، جاذبه هاى جنسى،تفرقه و تضاد، ترور شخصيت، تكرار،مبالغه،ايجاد ترس و نا اميدى،مبالغه،مغالطه …
 
 
حميد گفت:حتماً در اين جنگ،راه هاى مقابله را هم تدارك ديده اند؟ امير پاسخ داد: البته، شيوه هاى مقابله با جنگ نرم ، عبارتند از :١. تشديد و توسعه و گسترش دامنه فعاليت هاى فرهنگى عالمانه و تأثيرگذار ٢.افزايش محصولات فرهنگى و هنرى جاذب براى جامعه به ويژه جوانان ٣.ايجاد بسترهاى مناسب براى رفع نيازهاى فكرى و فرهنگى و اجتماعى  ٤.استفاده از فضاى گفتگو و مناظره و مصاحبه براى توسعه فرهنگى و ديپلماسى عمومى ٥. استفاده از راهبردهاى ويژه در مورد اقوام و اقليت ها در جوامعى كه تنوع قومى و مذهبى وجود دارد با تقويت گروه هاى تخصصى و پژوهشى براى هريك از آنها به منظور ساماندهى و راهبرى عالمانه و وحدت آفرين و قطع نفوذ كانون هاى خارجى براى نفوذ در آنها ٦.عمليات روانى متقابل در برابر دشمن براى مجاب ساختن افكار عمومى ٧.آگاهى بخشى و هدايت عمومى به شكل عالمانه و حكيمانه با شيوه هاى هنرى و جاذب و تأثير گذار…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *