گفتم :رسالت و مأموريت دانشگاه چیست؟ گفت:این پرسشی است که باید به تکرار با خود در میان بگذاریم. دانشگاه و درس دانشگاهی را ابزاری برای رسیدن به مدرک و منصب پنداشتن،از تصوراتی است که اساس و حیثیت دانشگاه را برباد میدهد.رسالت اصلی دانشگاه رسیدن به رهایی از راه علم و تعقل است ؛آرى، رهيدن از انواع اسارتها، که خطرناک ترینش اسارت فکر و ذهن و عقل است.دانشگاه جایی است که انسان اندیشیدن را تمرین کند، جایی است که پرسش كردن را بیاموزد، جایی است که اسطوره هاى دروغین فرو بریزند و مرجعیتهای ساختگی در سايه پژوهش کنار بروند و در زلال علم،حقايق كشف شوند و جامعه از موهبت آن بهره مند شود.اين رسالت و بلكه ماموريت دانشگاه است.در دانشگاه بايد علم و شِبه علم از هم باز شناخته شوند. شبه علم انباشتن ذهن است با معلومات حلاجى نشده، تفکرات کلیشهیی، و اسیر بودن در دام پیشفرضها و پیشداوریها اما علم ، رهائى از كليشه و قالب هاى از پيش ساخته و پژوهش و تلاش آزاد براى كشف حقيقت است.اگر دانشگاه به تکرار مکررات اکتفا کند، و اندیشههای مدار بسته را بر دانشجویان تحمیل کند و بهجای جرأت فکر کردن، به آنان هراس از اندیشیدن را تعلیم بدهد، آنجا دیگر دانشگاه نیست. آنجا معبد دیگری برای کاهنان جهل و تاریکی است…
گفتم:نقش دانشگاه در حوزه فرهنگ چيست؟ گفت:نقش سنتى دانشگاه،آموزش، پژوهش، خدمات اجتماعی و فناوری بوده است. در آغاز هزاره جدید با توجه به تهاجم فرهنگى گسترده اردوگاه اخلاق و معنويت ستيز،لازم است نقش جديدى هم توسط دانشگاهيان دنبال شود.دانشگاهها میتوانند نقش مؤثری در آمادهسازی شهروندان برای یک زندگی معنویتر داشته باشند. امروزه تهاجمهای فرهنگی هیچ فردی از جامعه را استثنا نمیکند و البته هسته مرکزی خود را قشر نخبه و دانشگاهی قرار میدهد زیرا که این اقشار بر کل جامعه تاثیرگذار هستند.فرهنگ مهاجم با استفاده از ابزارها و تاکتیکهای جدید زمینه را برای آسیبپذیری دانشگاهیان فراهم میآورد. برای مقابله با این تاکتیکها، دانشگاه بايد از کارکرد فرهنگی خود بهره برده با شناخت و توسعه و اعتلای فرهنگ خودى و غنابخشی فرهنگ عمومی، برای رشد و توسعه فرهنگ علمی، حفظ و انتقال و بازاندیشی سنتها و میراث فرهنگی گذشته تحولی بنیادین در مسیر اخلاقگرایی و تعالی انسان و جامعه را رقم زند…
گفتم:چگونه مى تواند به اين اهداف برسد؟ گفت: دانشگاه جائى است كه همه به ويژه دشمنان به آن دندان طمع دارند.دانشجويان و اساتيد و مديران دانشگاه بايد اين اصول را پى بگيرند:اول ، احیاء و حفظ ارزشهای اسلامی در محیطهای علمی با استفاده از روشهای کارآمد و هماهنگ با شئون محیطهای علمی ؛ دوم ، زمینه سازی به منظور ایجاد توانایی بحث و گفتگو و نقد و ارزیابی سایر فرهنگ ها و تمدن ها؛ سوم. نظارت و ارزیابی هدفمند و مستمر برنامه هاى فرهنگی جامعه و عكس العمل مناسب در مواقع هشدار و عبور از خطوط قرمز.اساتید دانشگاه مسئوليت خطيرى دارند.آنها علاوه بر توانایی و به روز بودن در محتواهای علمی، توانایی در تولید علم بومی، توانایی در روشهای آموزشی و استفاده از ابزارها و رسانههای آموزشی، توانایی در پژوهش و روشهای علمی حل مسئله، اکتشاف، استدلال، تفکر منطقی و انتقادی لازم است آراسته به صفات الهی و برخوردار از ویژگیهای پیامبران و پیشوایان الهی باشند تا دانشجويان را به سوى تعاليم وحى و پيشوايان الاهى جذب كنند که معلمی شغل انبیاست…
