مبلغان

 
 
 
 
 
بحث “رسالت” در نشست بعدى كه مقارن ايام غدير بود در خانه پسرعمو ادامه يافت. او در تدارك آماده سازى منزل براى برگزارى جشن غدير بود.او هر سال در چنين ايامى با برنامه هاى جالبى به بزرگداشت غدير مى پرداخت؛ بدين ترتيب كه همه فاميل و بعضى دوستان و همسايگان را به منزل خود دعوت كرده و با تبليغ پيام غدير ،ياد اين روز بزرگ را گرامى مى داشت .بچه هاى فاميل ما از كودكى و نوجوانى از اين مراسم خاطره هاى جالبى داشته و بعضاً جوايزى هم از مسابقاتى كه برگزار مى شد دريافت كرده بودند.به او گفتيم :خسته نباشى پهلوان! مرحبا به همت و غيرت دينى و تلاش هايت.مى شود از انگيزه ات در اين تلاش ها براى ما بگوئى؟مسعود گفت: همه ما در مورد غدير، رسالتى به عهده داريم كه بايد به انجام برسانيم و من تأسف مى خورم كه چرا نمى توانم اين كار را در سطحى گسترده تر و براى جمع بيشترى برگزار كنم و اين پيام را به افراد زيادترى برسانم…
 
گفتم:چه كسى اين رسالت را بر عهده شما گذاشته كه با اين جديت، از يكى دو ماه قبل ،خود و همسر و بچه هايت را بسيج نموده و به برگزارى جشن و همايش غدير همت مى كنى؟ گفت: پيامبر! گفتم:چطور پيامبر اين رسالت را به دوش تو گذاشته است؟ گفت:فقط به دوش من ننهاده بلكه همه را مامور اين كار نموده است. گفتم:بيشتر توضيح بده؛ گفت:پيامبراكرم(ص)در روز غدير،خود با عبارت “بَلِّغْ” از سوى خدا مأمور تبليغ اين پيام شد.١لذا انبوه حاجيان را در راه بازگشت از مكه در غديرخم نگه داشت و با ايراد خطبه اى جاودانه،ماموريت تبليغ فرمان الاهى در معرفى على عليه السلام به عنوان جانشين خويش را انجام داده و سپس در عبارتى بسيار مهم -كه منشأ اين ماموريت براى همگان است- فرمودند: “پس اين پيام را حاضران به غائبان و پدران به فرزندان برسانند و تبليغ نمايند(فليبلغ الشاهد الغائب و الوالد الولد)٢. بدين ترتيب با اين فرمان،همه دريافت كنندگان پيام غدير،مأمور شده اند كه آن را به غائبان -يعنى كسانيكه از اين پيام مطلع نيستند- برسانند.همچنين همه پدران موظف اند ،فرزندان خود را نسبت به پيام غدير آگاه سازند…
 
 گفتم: مسعود جان،آيا غير از تبليغ غدير،مسئوليت و رسالت ديگرى هم داريم؟ مسعود گفت:آرى، اصولاً تبليغ آموزه هاى الاهى براى كسانى كه به آئين،باورمند شده اند و از چشمه سار ايمان نوشيده اند و توان تبليغ هم دارند، ضرورى است.قرآن كريم به صراحت از رسالت اين مبلغان و ويژگى هاشان با عبارت “الذين يبلّغون رسالات الله”(يعنى كسانى كه به تبليغ رسالت هاى الاهى مى پردازند)سخن گفته و آنها را ستوده است:”كسانى كه پيام‌هاى الاهى را تبليغ مى نمايند و از خدا مى‌ترسند، و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند، و خداوند براى حسابرسى كافى است.”الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفى‌ بِاللَّهِ حَسِيباً)٣.اين آيه شريفه،نشان مى دهد مبلغانى بايد باشند كه رسالت هاى الاهى را شجاعانه انجام دهند و در اين راه كه قطعاً مخالفانى دارد، از هيچكس جز خدا بيمى نداشته باشند و به خدا توكل كنند كه او حساب صبر و تحمل آنان را خواهد داشت و پاداش خواهد داد…
 
منصور در آن جمع از مسعود پرسيد:گاهى انسان به لحاظ نوع مخاطبان و شرايط محيطى و اجتماعى،امكان  توانائى تبليغ ندارد يا تبليغ را در آن محيط موثر نمى بيند؛چه بايد كرد؟مسعود گفت: در اين شرايط، مبلغ وظيفه دارد محيط تبليغى خود را عوض كند و در جاى ديگرى كه پذيرش وجود دارد،به تبليغ بپردازد.حتى گاهى بايد به مكان ديگرى مهاجرت كند و در شرايط جديد ماموريت تبليغى خود را انجام دهد.قرآن در مورد كسانى كه شرايط سخت را بهانه عدم انجام وظيفه مى كنند مى فرمايد: ” آيا زمين خدا،گسترده نبود كه در آن مهاجرت مى نموديد؟!”(أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا)٤؛ و سپس مهاجرت را وسيله گشايش در امور و يافتن امكانات بيشتر شمرده و پاداش مهاجرانى كه در راه انجام وظيفه تبليغ ، مهاجرت مى كنند و در اين راه از جان خود هم مايه مى گزارند بسي بزرگ دانسته كه تنها خدا از محاسبه اجرشان آگاه است(وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً ۚ وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا)٥…

———————-

١.سوره مائده،آيه٦٧.

٢.مدارك فراوان حديث غدير را در كتاب گرانسنگ الغدير علامه امينى جلد نخست،ببينيد.

٣. سوره احزاب،آيه ٣٩.

٣.سوره نساء ،آيه ٩٧.

٥.همان،آيه ١٠٠.

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *