“هيچ جامعه اى بدون نياز به دستگاه قضا نمى تواند به حيات خود ادامه دهد”.امير كه بيان مسئوليت قاضيان را به عهده داشت ادامه داد:مردم با هم،مشكلات و اختلاف هائى پيدا مى كنند و بعضى بر بعض ديگر ستم روا مى دارند،اگر جائى نباشد كه رسيدگى كند و حقوق را استيفا نمايد،هرج و مرج همه جا را فراگرفته و جامعه متلاشى خواهد شد.اما كسانى كه بر مسند قضا مى نشينند،مسئوليت سنگينى دارند.حضرت امير(ع)خطاب به شریح قاضی فرمود:” ای شریح در جایی نشستهای (منصبی را بر عهده گرفتهای) که در این جایگاه جز سه نفر قرار نمیگیرند، یا پیامبر یا جانشین و وصی پیامبر یا انسان شقی و بدبخت!”١؛امام صادق(ع)هم فرمود:”قاضیان چهار دستهاند، سه دسته از آنها در آتش و فقط یک دسته در بهشت اند…قاضی که عادلانه و به حق حکم میکند و این قضاوت را از روی علم و آگاهی انجام داده است، او در بهشت است.”٢
پرسيدم:مطابق فرمايش حضرت امير(ع) يعنى غير معصوم نمى تواند بر مسند قضا تكيه زند؟ امير گفت:منظور امام این نیست که یکی از شرایط قضاوت عصمت است، بلکه مقصود این است که اصل منصب قضاوت اختصاص به پیامبر و یا امام معصوم دارد؛ غیر پیامبر و امام معصوم در صورتی میتوانند منصب قضا را به عهده بگیرند که به گونهای از طرف معصوم اذن و اجازه داشته باشند؛چنانچه ائمه فقيهانى را براى قضاوت معين مى نمودند و حضرت امير(ع)،به مالك اشتر مى فرمايند:”برای حکم کردن بین مردم برترین رعایای خود را برگزین”٣. مبناى قضاوت هم احكام خداست كه قرآن فرمود: ” و هر کس به احکامى که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است”٤ همچنین روایاتی که در باب اصناف قاضی وارد شده و میفرماید: “حکم کردن و قضاوت کردن به دو گونه است یا حکم خدا است یا حکم جاهلیت است، کسی که حکم و قضاوتش مطابق حکم خدا نباشد و خطا کند، قضاوتش قضاوت جاهلیت است”٥.يعنى كسي مى تواند عهده دار اين منصب شود كه به احكام الاهى مسلط باشد و گرنه، صلاحيت قضاوت ندارد…
گفتم :پيشوايان ما چه ويژگى هايي براي قاضيان شمرده اند؟گفت:امير مومنان فرمود:”قضاوتی که با تکیه به ظن و گمان باشد، عادلانه نیست”٦و “دست رحمت خدا ، بر فراز سر قاضى در حرکت است. پس هر گاه ستم و حقّ کشى کند ، خداوند او را به خودش وا مى گذارد”٧؛ و خطاب به شريح فرمودند:در مجلس قضاوت با کسى در گوشى صحبت مکن و اگر عصبانى شدى ، برخیز و در حال خشم و گرسنگى و خستگى هرگز داورى مکن…”٨. پيامبر (ص) هم فرمودند:”در روز قیامت قاضى دادگـر را مى آورند و چنان حساب سختى از او کشیده مى شود که آرزو مى کند کاش هرگز حتّى درباره یک خرما میان دو نفر داورى نکرده بود”٩ و نيز:”هدیه گرفتن امیر نارواست و رشوه گرفتن قاضى کفر است…هرگاه قضاوت مى کنید، عادلانه قضاوت کنید و هرگاه سخن مى گویید، نیکو بگویید، زیرا خداوند نیکوکار است و نیکوکاران را دوست دارد”١٠…
گفتم:بنابر اين،رسالت و مسئوليت قاضى، اجراى عدالت بر اساس احكام الاهى است گفت:آرى،امام صادق(ع) فرمود:”کسى که اندکى فقه (مسائل حقوقى و احکام قضایى) مى داند ، هرگز نباید به کار قضاوت چشم طمع داشته باشد”١١. و پيامبر(ص)نيز فرمودند:” هر که میان دو کس که داورى بدو برند، داورى کند و به حق میانشان قضاوت نکند لعنت خدا بر او باد” و “دو قاضى در جهنم اند و يك قاضى در بهشت است: قاضى اى که حق را بشناسد و بدان حکم کند در بهشت است، و قاضى اى که حق را بشناسد و دانسته منحرف شود، یا ندانسته قضاوت کند هر دو در جهنم اند” و “خداوند یار قاضى است تا موقعى که ستم نکند، وقتى ستم کرد خدا او را رها می کند و شیطان قرین او مى شود”١٢…
———————–
١.کافی ،قم ،دارالحديث ج١٤ص٦٣٨.
٢.همان؛و خصال ج١ص٢٤٧.
٣.نهج البلاغه،نامه٥٣.
٤.«وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»، مائده ٤٥.
٥.كافى،ج١٤،ص٦٣٩.
٦.نهج البلاغه،حكمت٢٢٠.
٧.كافى،ج٧،ص٤١٠.
٨.همان،ص٤١٣.
٩.كنز العمال ،١٤٩٨٨،منتخب میزان الحکمة ، ۴۷۰.
١٠.نهج الفصاحه، ح ٢٠٠.
١١.بحار الأنوار : ۱۰۴ / ۲۶۴ / ۵.
١٢.نهج الفصاحه.
