معلمان

 

 

“آموزگار، معلم و مربى از زيباترين واژه ها در ادبيات جهان هستند…”محمد، كه در جمع فاميلى از رسالت معلمان سخن مى گفت،ادامه داد: اينان، در همه فرهنگ ها مورد احترام و تكريم اند.مكتب و مدرسه و آموزشگاه و حوزه و دانشگاه  از جمله مكان هاى مقدسى هستند كه همه انسان ها وامدار آنهايند زيرا دانش و رشد و ارتقاى خود را مديون معلمانى و مربيانى هستند كه در آن مكان ها،ايشان را تعليم داده اند.رسالت مربيان و معلمان،انتقال دانش خويش به متعلمان و نيز تربيت و رشد معنوى و اخلاقى آنهاست. پيشوايان الاهى براى خود،شأن معلمى قائل بوده و به آن افتخار مى نموده اند.پيامبر اكرم(ص)فرمود:همانا که من به عنوان معلم مبعوث شده ام(اِنَّمَا بُعِثْتُ مَعَلِّما)١. امير مومنان(ع)نيز فرمود: به پاس گرامی داشت پدر و معلم خود به پا خیز گرچه پادشاه باشی!(قُمْ عَنْ مَجْلِسِکَ لاَِبیکَ وَمُعَلِّمِکَ وَلَوْ کُنْتَ اَمیرا)٢.در عظمت مقام تعليم هرچه گفته شود كم است كه مقامى از آن بالاتر نيست…

گفتم: آيا رسالت معلمان فقط انتقال علم است؟ محمد گفت:اگر چه انتقال علم بسيار ارزشمند است،اما رسالت معلم علاوه بر انتقال علم،تربيت و تهذيب و رشد اخلاقى و تربيتى دانش آموز و دانشجوست.موثرترين راه تربيت نيز تربيت عملى است،يعنى خود معلم اگر مهذّب و با كمال باشد،خواه ناخواه در شاگردش ،اثر مى گزارد و تربيت عملى بسيار قوى تر از تربيت زبانى است؛ لذا به فرموده حضرت على(ع)معلمان مأمورند كه تربيت را از خود بياغازند كه در اين صورت سزاوارتر به تعظيم و بزرگداشت اند از كسانى كه فقط ديگران را بياموزد و تأديب نمايد(و معلم نفسه و مودّبها أحقّ بالاجلال من معلم الناس و مودّبهم)٣.چنين است كه خداوند در قرآن ،مأموريت پيامبران را همين تعليم همراه با تهذيب و تزكيه شمرده است(يزكيهم و يعمهم الكتاب و الحكمة)٤.اگر علم همراه تربيت و تهذيب نباشد،چه بسا اين علم مثل تيغى كه در دست زنگى مست باشد موجب مرگ و تباهى و زيادت در گمراهى شود…

 

مسعود پرسيد:همانطور كه معلمان حقوقى بر متعلمان دارند كه بايد أدا شود آيا آيا دانش آموزان و دانشجويان نيز داراى حقوقى هستند كه معلم بايد آنها را أدا كند؟ محمد گفت:آرى، امام سجاد(ع) در رساله حقوق، اين چنين از حقوق آنها سخن گفته اند:” حق شاگرد و دانشجو بر عالم آنست که بداند خداوند متعال او را امام و راهنما قرار داده است به جهت علمی که به او عطا کرده است و کلید خزانه حکمت را به دست او داده است؛ پس اگر با آنها که نمی‌دانند احسان و نیکی کرد و از علمی که خداوند به او عطا کرده با مهربانی به آنها آموخت و در نصیحت و راهنمایی آنان بـا صبر و حوصلـه قدم برداشت و برای نجات جامعه از جهـل و نادانی، از خزانه علمی که خدا در اختیار او گذاشته است، انفاق کرد؛ ایـن عالم و معلم هدایت‌ شده و هدایتگر است و از روی اعتقاد و ایمان؛خدمتکار جامعه انسانی است. اما اگر از آنچه می‌داند انفاق نکند و علم خود را از دیگران دریغ بدارد؛ خیانتکار بوده و نسبت به خلق خداوند ظالم محسوب می‌گردد”٥…  

 

گفتم:آيا رسالت ديگرى هم براى معلمان هست؟ محمد گفت: آرى،معلم بايد باور داشته باشد كه علم او قطره ناچيزى از علم كلى است و لذا نبايد به علمش مغرور شود و بر ديگران فخرفروشى كند كه اين آغاز سقوط اوست.درخت هرچه پربارتر است، خميده تر است؛ معلم هرچه دانشش افزون مى شود بايد متواضع تر شود و اقرار كند كه آنچه مى داند در مقابل آنچه نمى داند بسيار حقير و اندك است:تا بدانجا رسيد دانش من/ كه بدانم همى كه نادانم! آفت عالمان و معلمان،غرور و تفاخر است؛معلم و مربى،بايد اين آفت را در جان خود نابود كند.ضمناً بداند كه علم حقيقى نزد حجت خداست كه با اتصال قلبى و تمسك حقيقى مى توان از مجراى امام،به علم نجات بخش دست يافت. همان طور كه على (ع)باب علم پيامبر و دروازه ورود به دانش آن حضرت هستند، جانشينان او -و امروز صاحب الزمان(ع)- وارث علم پيامبرند و اگر نزد آنان رويم و به احاديث شان مراجعه كنيم به علم حقيقى دست يافته ايم… 

—————————–

١.کنزالعمال، ح٢٨٨٧٣

٢.غررالحكم،ح٢٣٤١

٣.نهج البلاغه،حكمت٧٣.

٤.سوره جمعه،آيه٢.

٥.رساله حقوق امام سجاد(ع):من لا يحضره الفقيه،خصال،تحف العقول

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *