“فرمان جز برای خدا نیست؛ دستور داده است که جز او را نپرستید؛ این است دینِ قَيّم(مستقيم و استوار)، ولی بیشتر مردم نمیدانند”( إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ)١.در قرآن كريم براى دين،صفاتى ذكر شده كه در تبيين مفهوم آن بسيار موثر است.صفانى كه به همراه دين در قرآن آمده عبارتند از: دين قَيّم، دين حق، دين خالص، كه به اختصار در مورد هريك توضيحى ارائه مى گردد.نخست دين قيّم:اين واژه،شش بار به عنوان صفت دين به كار رفته است.قيّم،به معناى قائم و ايستاده و مستقيم بدون هيچ كجى و انحراف است و “دين قيّم” يا “دين قيّمه ” كه هر دو در قرآن آمده به معناى دين مستقيم،بدون هيچ كجى و تمايل به طرفين و گمراهى است:”بگو آری! پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است: دینی قيّم(مستقيم و استوار)، آیین ابراهیمِ حنيف ! و او از مشرکان نبود”( قُلْ إِنَّنِی هَدَانِی رَبِّی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ دِینًا قِیَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ)٢…
ديگر كاربردهاى “دين قيّم” در قرآن اين موارد است: “پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشت و فطرتى که خدا مردم را بر آن سرشته است؛ آفرینش خدا تغییرپذیر نیست. این است همان دین قيّم و پايدار، ولی بیشتر مردم نمیدانند( فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَت اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ)٣ كه در اينجا،دين قيّم،همان دين فطرى كه مطابق سرشت انسانى است، معرفى شده است.و نيز:”پس به سوی این دین قيّم (استوار و پایدارو مستقيم) روی بیاور، پیش از آنکه روزی از جانب خدا فرا رسد که برگشت ناپذیر باشد و در آن روز [مردم ] دسته دسته میشوند”( فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ یَوْمَئِذٍ یَصَّدَّعُونَ)٤؛ و نيز:”و فرمان نیافته بودند جز اینکه خدا را بپرستند و در حالی که به توحید گراییدهاند، دین [خود] را برای او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زکات بدهند و دین قيّم،مستقيم و پايدار همین است(وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوااللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاء وَیُقِیمُواالصَّلَاةَ وَیُؤْتُواالزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِینُ الْقَیِّمَةِ)٥…
“حق”(راستين) ، صفت بعدى دين است(دين الحق):”اوست کسی که پیامبر خود را همراه با هدایت و “دين حق” روانه ساخت، تا آن دين حق را بر تمام ادیان پیروز گرداند و گواه بودن خدا کفایت میکند(هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ و كفى بالله شهيداً)٦.سه كاربرد “دين الحق” در قرآن، نشانگر دينى است كه از طرف خداست در برابر دين هاى ديگرى كه يا از سوى خدا نيستند و يا زمان شان گذشته و بايد به اسلام بگروند:”با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خدا و فرستادهاش حرام گردانیدهاند، حرام نمیدارند و متدیّن به دین حق نمی گردند، کارزار کنید، تا با [کمالِ] خواری به دست خود جزیه دهند”(قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ)٧. “دين حق”،همچنين مى تواند منسوب به حق متعال باشد…
“دين خالص” تركيب ديگرى از دين با صفت “خالص”است به معناى دين زلال و محض و ناب و يكدست بدون هيچ اختلاط و امتزاج با باطل :”ما [این] کتاب را به حقّ به سوی تو فرود آوردیم، پس خداى را در حالیکه اعتقاد [خود] را برای او خالص کنندها،- عبادت کن. آگاه باشید: دين خالص و آیینِ پاک از آنِ خداست”(إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّینَ أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ)٨. عبادت خالصانه (و بدون شائبه ريا و تظاهر) شما بر اساس آئين زلال و خالص،فقط بايد براى خدا باشد. تأكيد بر خلوص و دين خالص در چند بخش از سوره زمر،نشان از پاك كردن دين از هرگونه امتزاج با آيين هاى مشركان است كه دوست مى داشتند كمى مومنان از توحيد خود كوتاه بيايند كه بكلى منتفى است.يك بار ديگر در آيات ١٤ و ١٥ همين سوره زمر، تاكيد مى فرمايد:”قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِینِی” و “فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ” :بگو من خدا را عبادت مى كنم كه دينم را براى او خالص گردانيده ام و شما (مشركان) هرچه خواهيد جز او، بپرستيد…!
—————————–
١.يوسف/٤٠.
٢.انعام/١٦١.
٣.روم/٣٠.
٤.روم/٤٣.
٥.بيّنه/٥.
٦.فتح/٢٨.
٧.توبه/٢٩.
٨.زمر/٢و٣.
