“همانا دين، نزد خدا اسلام است”(إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ)١؛ دينى كه خداوند از آغاز براى انسان ها برگزيده است، يعنى همان دين حنيف و دين فطرت، جز اسلام نيست:”إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّینَ”٢. همين دين بود كه خداوند در آيه اكمال دين در غدير، فرمود:”من راضى شدم كه اسلام دين شما باشد” (وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا)٣؛ اين جمله ،مى رساند كه دينى كه من براى شما برگزيدم نامش اسلام است به معناى تسليم و مطيع و منقاد بودن در برابر خداست؛ يعنى شما در دوره هر پيامبرى باشيد با تسليم بودن در برابر دستوراتى كه او از جانب من مى آورد، به دايره دين اسلام وارد مى شويد و مسلمان ناميده مى شويد!مباد كه جز بر طريق اسلام، از دنيا برويد! اين وصيت ابراهيم و يعقوب به فرزندان خويش است:”و ابراهیم و یعقوب، پسران خود را به همان [آیین] سفارش کردند[و در وصیت شان چنین گفتند:]ای پسران من! خداوند برای شما این دین را برگزید؛ پس البته نباید جز مسلمان بمیرید!(وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّینَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)٤…
به گزارش قرآن، اصطفاء و برگزيدگى ابراهیم ، زمانی بود که “پروردگارش به او گفت:” اسلام آور” و او هم برای خدای رب العالمین اسلام آورد”(إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ، قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ)٥، بنابراين كاربرد واژه اسلام براى دين ، سابقه چند هزار ساله دارد تا زمان مى رسد به پيامبر اكرم(ص) و شريعت در طول بيست و سه سال تكميل مى گردد و با تعيين جانشينى و خلافت پس از پيامبر،تكميل مى شود و مى فرمايد:”امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما [به عنوان] دين برگزیدم”(الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا)٦. حال اگر كسى اين دين با سابقه چندهزارساله از آدم تا خاتم كه به مرور زمان و شرايط دوران به كامل ترين شكل خود درآمده است،نپذيرد از او پذيرفته نيست:”هركس جز اسلام،دينى ديگر برگزيند از او پذيرفته نيست و در آخرت از زيانكاران است(وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْه وَ هُوَ فِى الاخرةِ مِنَ الْخٰاسرين)٧…
این مبانى،مبين آن است كه اين دین، دین ابدی است زیرا اين دین همه ويژگى هاى يك آئين برتر را دارد و بهترين دين است؛و وقتى بهترين هست،گزينه ديگرى براى جانشينى وجود ندارد. اراده بعدى خدا بعد از تشريع اين بهترين دين،تمكين و استقرار اين دين در سراسر جهان است:”آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند”(وَلَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ)٨.این گسترش و غلبه نيز چنانكه در روايات آمده در زمان حضرت مهدى(ع) خواهد بود که به فرموده امام باقر(ع)در مجمع البيان،و نيز تفاسير عياشى و برهان و صافى ذيل اين آيه(نور/٥٥) كه وعده خدا را به تمكين دين و حاكميت خدا و فراگيرى زمين از ايمان و داد مطرح مى نمايد، “در زمین کسی نماند مگر آنکه به نبوّت حضرت محمّد (ص)باورمند شود و اقرار کند”٩ كه اين وعده صريح خداوند به مومنان است(وَعَد اللهُ الذين آمنوا منكم…)…
