“هنگامی که منافقان نزد تو میآیند، میگویند: ما شهادت میدهیم که حتما تو رسول خدائی-و البته خداوند میداند که تو قطعا رسول او هستی- ولی خداوند شهادت میدهد که منافقان دروغگو هستند(و در دل، رسالت تو را قبول ندارند)!”؛دورویی و دو زبانی (زبان سر و زبان دل)و دو عقیده بودن، از مظاهر و مصادیق نفاق است. منافق،واژهای است قرآنی از ماده «نفق» و «نفاق» به معنی نقب ، که از راهى به دین وارد و از راه دیگرى خارج میشود و در اصطلاح به کسى گفته مى شود که در باطن کافر است اما در ظاهر خود را مسلمان جلوه مى دهد٢.قرآن کریم در آیات فراوانی به موضوع منافقین می پردازد تا آنجا که سورهای مستقل نیز در شرح حال آنها به نام سوره منافقون وجود دارد كه بیان کننده اهمیت موضوع است.صفت نفاق در ادبیات اسلامی بسیار منفی و زشت شمرده شده به گونه ای که منافق بدتر از کافر و مشرک خوانده شده است٣.پیامبر(ص)فرمود:”کسی که باطنش با ظاهرش ناسازگار باشد، او منافق است هر که می خواهد باشد”٤…
منافقان بزرگ ترين خطر براى جوامع اسلامى هستند زيرا در لباس مسلمانى هستند و مردم آنها را مسلمان مى پندارند و اسرار خود را از آنها نمى مثل كفار و مشركان از آنها پرهيز نمى كنند و اسرار خود را از آنها نمى پوشانند و از پشت به مسلمين خنجر مى زنند.آنها براى جلب اعتماد مومنان، حتى حاضرند سوگند بخورند؛ولى به فرموده قرآن،قسم های خود را چون سپری بر خود گرفته اند٥؛آنان قسم می خورند که ایمان دارند اما حتی قسم آنان سپری برای آنان است تا ادعاشان مورد قبول واقع شود؛چه بسا اشک هم بریزند و داد دین هم سر دهند! پیامبر(ص)فرمود: “منافق، چشمانش در اختیار اوست، هر طور بخواهد گریه می کند!”٦؛اعمال و کردار منافق ریاکارانه است و دینداری او برای جلب توجه است٧.كار منافق بر دروغ استوار است ؛خلف وعده می كند؛ درامانت، خیانت می کند؛خدعه و حیله به كار مى برد٨.به فرموده علی(ع)، منافقان فقط مدح و ثنا را دوست دارند و آن را به همدیگر قرض می دهند و همين را از همدیگر انتظار دارند٩…
منافقان با اين روش خود قصد فريب دارند:” منافقان میخواهند خدا را فریب دهند در حالی که او آنها را فریب میدهد و هنگامی که به نماز ایستند از روی کسالت میایستند، در برابر مردم ریا میکنند و خدا را جز اندکی یاد نمینمایند١٠”؛ مردان و زنان منافق،باهم همكارى مى نمايند و به جاى امر به معروف و نهى از منكر،امر به منكر و نهى از معروف مى كنند١١؛دل هاى آنها بيمار است و و وعده هاى الاهى را دروغ مى شمارند:”به خاطر بیاورید زمانی را که منافقان و آنها که در دلهاشان بیماری بود می گفتند: خدا و پیامبرش جز وعدههای دروغین به ما ندادهاند١٢”؛به خاطر اين رفتارها،فاسق نام گرفته اند(إِنَّ الْمُنافِقِینَ هُمُ الْفاسِقُون١٣)؛دستور اكيد خداوند،دورى از آنان است:”اى پيامبر!راه تقوى پيش گير و از كافران و منافقان ،اطاعت مكن”(یا ایُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ الله وَ لاتُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ١٤).ايشان تا آنجا که ممکن بود با منافقان با مدارا و گذشت رفتار میکرد اما حرکت های آنان را زیر نظر داشت و برنامه های آنان را خنثی می نمود و در مورد شایعه سازی های آنان، حقایق را به آگاهی مسلمانان میرساند و در مواردى مثل تخریب مسجد ضرار با آنها برخورد مى نمود…
به خاطر اين رفتارها و خطرى كه براى جامعه پديد مى آورند، خداوند منافقان را به عذابی دردناک در روز قیامت بشارت داده است:( بَشِّرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِیما١٥)؛بلكه جايگاه آنان را در پایین ترین نقطه جهنم قرار داد(إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ١٦)؛علاوه بر عذاب،لعنت خويش را نصيب آنان ساخته به طور ابدى آنها را مقيم جهنم نموده است١٧.در آیه ای دیگر از قرآن، خداوند منافقان را به دو بار عذاب، وعید داده است(سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ یُرَدُّونَ إِلی عَذابٍ عَظِیم١٨) كه مفسران اين دو عذاب را یک مرتبه در دنیا به اسیر شدن و کشته شدن و بار دیگر عذاب قبر يا عذاب جهنم شمرده اند يا عذاب رسوایی میان مردم و یکی سخت جان دادن شمرده اند١٩.ديگر ، دور بودن از شفاعت شافعان است؛ قرآن به این نکته اشاره دارد و می فرماید: آنگاه که منافقان از مؤمنان، نور و رحمتشان را می طلبند، با پاسخ منفی مؤمنان مواجه می شوند و شفاعت آنان ،نصيب شان نمى شود٢٠…
————————-
١.منافقون/١.
٢.المعجم الوسیط، ص٩٤٢؛قاموس قرآن، ج٧،ص٩٨.
٣.نساء/١٤٥.
٤.بحارالانوار،ج٧٢،ص٢٠٧.
٥.منافقون/٢.
٦.كنزالعمال،ح٨٥٤.
٧.نساء/١٤٢؛كنزالعمال،ح٨٦٢.
٨.توبه/٧٧؛نساء/١٤٢؛منافقون/١؛حشر/١١؛نهج الفصاحه،ص٥٣٨؛بحارالانوار٢٠٧/٧٢.امالى صدوق/٥٣٨.
