حشر بزرگ

 

 

محشر كبرىٰ است قيامت! تمام انسانها از ابتدا تا انتهاى خلقت در آنجا حاضر مى شوند:”بگو اولين و آخرين انسان،همگى در موعد روز معينى،گردآورى مى شوند”(قل ان الاولین والاخرین لمجموعون الی میقات یوم معلوم)١؛“هر كجا باشید، خداوند همه شما را حاضر می‌کند”(این ما تکونوا یات بکم الله جمیعـا)٢؛”بدانيد كه به سوى او محشور خواهيد شد”(واعلموا انکم الیه تحشرون)٣؛” همه شما را روز قيامت مجتمع خواهيم نمود و ترديدى در آن نيست”(لیجمعنکم الی یوم القیـمة لا ریب فیه)٤؛ “روزى كه همه آنان را محشور خواهيم نمود”(ویوم نحشرهم جمیعـا)٥؛ “پروردگار تو، قطعاً آنها را (در قیامت) جمع و محشور می‌کند؛ چرا که او حکیم و داناست”!(وانّ ربک هو یحشرهم انه حکیم علیم)٦؛ “و روزی را به خاطر بیاور که کوه‌ ها را به حرکت درآوریم؛ و زمین را آشکار (و مسطح) می‌بینی؛ و همه آنان (انسانها) را برمی انگیزیم، و احدی از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد!”(ویوم نسیر الجبال وتری الارض بارزة وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا)٧ و آياتى ديگر كه همگى به حشر كلى اشاره دارند٨…

حشر به معناي جمع كردن و گرد آوردن در قيامت، ميعادگاهى الاهى براى همه آدميان است. حشر اين همه افراد در يك زمان و مكان معين،ممكن است در نظر بعضى محال و يا دشوار باشد اما خداوند مى فرمايد اين حشر براى ما آسان است”( ذلک حشر علینا یسیر)٩. روشن است براى خداوندی که خود آفریننده آسمانها و زمین و آنچه ميان آن دو و خالق همه مخلوقات است ؛حشر و نشور مردگان برای او کار ساده‌ای می‌باشد. اصولا مشکل و سختى برای کسی است که قدرتش محدود باشد، آن کسی که قدرتش نامحدود است همه چیز برای او یکسان و آسان است. وقتى گروه هاى كافران مجتمع شدند:”آنها همه در یک صف به (پیشگاه) پروردگارت عرضه می‌شوند؛ (و به آنان گفته می‌شود:) همگی نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شما را آفریدیم! اما شما گمان می‌کردید ما هرگز موعدی برایتان قرار نخواهیم داد!”(وعرضوا علی ربک صفـا لقد جئتمونا کما خلقنـکم اول مرة بل زعمتم أَن لَن نجعل لکم موعدا)١٠…
 
اگر قيامت و حشر و نشورى وجود نمى داشت،كل آفرينش بدون معنا و لغو و به عبارت ديگر ظالمانه بود.زيرا هر كس با اختيارى كه داشت،خود را مجاز به هركار زشت و فساد و گناه و ستم مى ديد و چون مجازاتى هم نبود ،بدون اين كه تحت تعقيب قرار بگيرد و تنبيهى در كار باشد،هر جرمى را مرتكب مى شد. وجود قيامت است كه به آفرينش،هدف و معنا مى بخشد و لازمه عدل الاهى،رسيدگى دقيق به اعمال هر انسان و سپس پاداش و جزاست.قيامت ،روز جداسازى مجرمان و صالحان است:”امروز،روز جداسازى است.شما و همه انسان هاى قبل از شما را گرد آورديم”(هـذا یوم الفصل جمعناکم والاولین)١١. اما در مورد زمان و مكان اين اجتماع عظيم: درباره زمان قیامت ،هیچ شکی نیست که آگاهی از زمان برپائى قيامت ،فقط مخصوص خداوند است و هیچ کس دیگری زمان وقوع قيامت را نمى داند نمی داند:”از تو در مورد قيامت سوال مى كنند كه كى لنگر مى اندازد؟بگو علم آن نزد خداست”(يسألونك عن الساعة أيّان مرسٰيها،قل علمها عند ربّى)١٢…
 
 امّا مکان قیامت کجاست ؟آیا در همین زمین برپا می‌شود یا در زمین دیگری و یا اصلاً نه در این زمین و نه زمین دیگر بلکه در آسمان‌ها و یا آسمان‌های دیگر برپا می‌شود؟قرآن مى فرمايد در زمين است اما”در آن روز (روز قیامت) زمین و آسمان، به زمین و آسمان دیگرى تبدیل می‌شوند”١٣. زيرا در آغاز برپائى قيامت،تحولات عظيمى در جهان روى مى دهد:”زمانی فرا می‌رسد که زمین درهم کوبیده می‌شود”١٤؛” زمین به زلزله می‌افتد و سنگینی‌های درونش را بیرون می‌ریزد”١٥؛”زمین و کوه ها برداشته و درهم کوبیده می‌شوند و در آن روز واقعه عظیمی روی می‌دهد”١٦؛”از تو درباره کوه‌ ها سؤال می‌کنند، بگو پروردگارم آنها را از هم متلاشی می‌کند، سپس آن را به صورت زمینی هموار در‌می‌ آورد، آن چنان که اعوجاج و پستی و بلندی در آن نخواهی دید”١٧.بنا بر اين آيات،محل و مکان حشر انسان‌ ها در روز قیامت زمین است امّا نه این زمین فعلی، بلکه زمین دیگری که بعد از به هم خوردن نظام فعلی عالم پدید می‌آید و زمين به زمين ديگرى تبديل مى شود.پيامبر(ص)فرمود:”(روز قیامت) من نخستین کسی هستم که به پیشگاه خدا حاضر می شوم، سپس قرآن و پس از آن اهل بیت من وارد می‌ شوند و بعد امتم بر من وارد شده می‌ایستند، خداوند از ایشان می پرسد که با کتاب من (قرآن) و اهل بیت پیامبرتان چه کرده‌اید؟١٨…
——————

١.واقعه/٤٩-٥٠.

٢.بقره/١٤٨.

٣.بقره/٢٠٣.

٤.نساء/٨٧.

٥.انعام/٢٢.

٦.حجر/۲۵.    
٧.کهف/۴۷.    

٨.همچون:مرسلات/۳۸؛آل عمران/٩و٢٥ و١٥٨؛نساء/١٧٢؛مائده/٩٦؛انعام/١٢،٣٨،٧٢،١٢٨؛يونس/٢٨و۴۵؛ هود/١٠٣؛ابراهيم/٢١و…

٩.ق/۴۴.    

١٠.كهف/٤٨.

١١.مرسلات/۳۸.   

١٢.اعراف/١٨٧.

١٣. ابراهيم/٤٨.

١٤.فجر/٢١.  

١٥.زلزال/١و٢.    

١٦.حاقّه/١٤و١٥.  

١٧. طه/١٠٥-١٠٨.

١٨. بحارالانوار، ج ۷، ص ۲۶۵؛صدوق، خصال، ص۳۴۲؛ حویزی،تفسير نور الثقلین، ج۵، ص۱۱۹.    

    

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *