تغيير

 
 
 
 
 
 
سخن را به “تغيير” كشاند و نظرم را در مورد آن جويا شد كه  موافقم يا نه و اصولاً تغيير را چگونه مي بينم.گفتم: تغيير واژه اي بسيار پر كاربرد و شعاري جذاب است كه برخى با تأكيد بر آن در تبليغات انتخاباتى خويش، طرفداران بسيارى پيدا كرده و بعضاً به رياست يا مقاماتى رسيده اند! البته تغيير مثبت، دگرگون ساختن وضع موجود به سوي وضع مطلوب است و گرنه عكس آن هم نوعى تغيير محسوب مي شود. تغيير در همه عرصه ها كاربرد دارد، هم در عرصه فردي و هم اجتماعى و نيز تغيير در اخلاق، تربيت، سياست، اقتصاد، الگوهاي رفتارى، روابط خانوادگى ، مناسبات اجتماعى، نگرش ها و …گاهى تغيير جنبه درمانى پيدا مى كند و تغيير آب و هوا و محيط، و نيز سفر و يا مهاجرت حال جسمى و روحى افراد رابهبود مي بخشد.تغييرات گاهى دشوار است و در مقابل آن مقاومت هائى صورت مي گيرد چون بعضي به وضع موجود عادت كرده اند ، اما به هرحال تغيير اجتناب ناپذير است …
 
پرسيد: اراده انسان در تغيير چقدر نقش دارد؟ گفتم: بسيار! امور تكوينى دست ما نيست،مثلا اينكه در كدام نقطه جهان و در چه خانواده اي به دنيا بيائيم و كى طوفان و زلزله و باران بيايد و…كه از اراده ما خارج است اما در امور اختياري،اين اراده ماست كه تعيين كننده است:چه بخوريم و كجا برويم و چكار كنيم و با كه بنشينيم و دوست شويم و سفر رويم و راستگو باشيم يا دروغگو، منظم يا نا منظم،شكيبا و صبور يا شتابگر و عجول و خلاصه همه كارهائى كه در آن اختيار داريم و بخاطر آنها تشويق يا بازخواست مي شويم، اراده و انتخاب ما تعيين كننده است و در اين امور تغيير به دست ماست.نشانه آن هم اين است كه وقتى به خطا كاري مي كنيم بعداً پوزش مي خواهيم و به اصطلاح توبه مي كنيم و رفتار خود را تغيير مي دهيم…حتى خداوند نيز برخى تغييرات تكوينى را منوط به تصميم ها و رفتارهاي  ارادي ما نموده و فرموده اگر مردم ايمان و تقوى پيشه كنند بركات خود را بر آنها مي فرستيم و اگر ناسپاسي و كفران كنند، از آنها سلب مي كنيم و نيز عذاب هاي تكوينى را نتيجه ظلم و كفر و اعراض آنها شمرده است.در يك آيه مشهور نيز فرموده تا زمانى كه مردمى خود را تغيير ندهند خداوند نيز اوضاعشان را تغيير نمى دهد(إنّ الله لا يغيّر ما بقومٍ حتى يغيروا ما بأنفسهم)…
 
گفت:در تغييرات ما فقط مسئول خويشيم يا نسبت به ديگران هم وظيفه منديم؟ گفتم: بي تفاوتى نسبت به شرايط اجتماعى و عدم تلاش در راه بهبود ديگران هم مذموم است .يعني همان كه با عنوان نظارت عمومي و امر به معروف و نهي از منكر بر آن تأكيد شده است تا همه در برابر هم مسئول باشيم و تغييرات نادرست را در ديگران رصد كنيم و به آنها كمك كنيم تا فريب شيطان هاي مختلف را نخورند و راه را گم نكنند يا اگر گم كردند ، بازگردند.يك تغيير اساسي در كار جهان را هم خداوند وعده داده است كه اوضاع را از شرايط نا مطلوب به شرايط عالي تغيير دهد و بوسيله وليّ خويش عدل و داد را جايگزين ظلم و بيداد نمايد.در اين تغيير هم اراده انسانها تأثير گذار است چنانچه با مكانيزم هاي مطرح شده در وظايف منتظران،مردم مي توانند نقش آفرين باشند و تاريخ  تحقق آن را دور يا نزديك كنند…
 
گفت سيماي تغييرات در حكومت مهدوي چگونه است؟گفتم :كوتاه ترين عبارت ها در نويد هاي قرآنى اين است: صالحان ،حاكمان زمين خواهند شد،و همگان به عبوديت و ايمان مي گرايند؛روايات نيز اين تغييرات را بسط داده عبارت جايگزينى عدل و قسط بجاي ظلم و جور را به كار برده اند.امير مومنان عليه السلام نيز در مورد تغييرات آن زمان در يك بيان كلى و نمادين فرموده است :آن موعود الاهى هدايت را جايگزين هوىٰ و پيام قرآنى را به جاي آراء بشري خواهد نشاند چنانكه پيش از آن هواها را به جاي هدايت و آراء خود رابه جاي قرآن نشانده بودند (يَعْطِفُ اَلْهَوَى عَلَى اَلْهُدَى إِذَا عَطَفُوا اَلْهُدَى عَلَى اَلْهَوَى وَ يَعْطِفُ اَلرَّأْيَ عَلَى اَلْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا اَلْقُرْآنَ عَلَى اَلرَّأْيِ)…
 
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *