سالن پر از جمعيت بود و او با تسلط كامل براي جمع چند صد نفره سخنرانى مي كرد و به راحتى مطالب خود را در شنوندگان انداخته و ايجاد باور مي كرد . يادش آمد روزي را كه از سخن گفتن در جمع چند نفره هم هراس داشت و نمى توانست منظورش را برساند.راهى را كه طي كرده تا بدينجا رسيده بود با خود مرور كرد:تلقين اعتماد به نفس به خود،تمرين زياد،تقويت انگيزه هاي معنوي براي تبليغ،شنيدن نوارسخنراني از سخنرانان موفق و تجزيه و تحليل آنها،بازخورد گيري از سخنرانى هاي خود و رفع نواقص آنها،تقويت بنيه علمى با مطالعه زياد و نكات ديگرى كه در مهارت سخنوري نقش آفرين هستند.از ياد نمى برد آموزش و تشويق معلمان خود را كه در اين مهارت او را ياري كرده بودند و او خود را وامدار همه آنان مى دانست و براي آنها دعا مي كرد و سعى داشت همين كار را براي ديگران انجام دهد..
بيان و سخن را خداوند به انسان آموخت آنجا كه فرمود:علّمه البيان.اين ابزار ارتباطي مهم ترين ابزار تبليغ و ارتباط بوده و سفيران الاهى از آن بهره ها برده اند تا بر مخاطبان تأثير گذارند.موسي وقتى خواست رسالتش را آغاز كند از خدا خواست گره از زبانش بگشايد تا سخنش فهميده شود(واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى).داعيان نور و هدايت،بوسيله بيان و خطابه،مبلغان رسالت هاي الاهى بوده اند كه در طول قرون ،انسان ها را با پيام وحى آشنا نموده اند.آنها در اين مسير جز خدا از هيچ نهراسيده اند و خدا براي حسابگري كارها كافى است(الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا).تبليغ وامدار بيان و بيان موهبتى الاهى است.
يك خطابه،گاهى كار يك لشكر عظيم را انجام مى دهد و يا كار آنها را تسهيل مي كند.خطابه ها گاهى از يك جنگ جلوگيري مي نمايند و غائله اي را پايان مى دهند و مشعل دوستى را فروزان مي كنند و اختلافات را به اتحاد مبدل مي سازند.اين بيان است كه ابزار كارتعليم و تربيت و تبليغ است و آموزه ها را بر جان و روح افراد تثبيت مي نمايد…چنين است كه بايد بيان و سخنوري بسيار ارج نهاده شود و والدين و اولياى تربيتى جامعه براي ايجاد و تقويت اين مهارت در فرزندان امّت كوشا باشند و خود افراد هم بايد در تجهيز خود به اين مهارت ترديد ننمايند…
فرهنگ فرازمند مهدوي نيازمند سخنوران و مبلغان توانمندى است كه با قدرت بيان خود بر سرزمين دل هاي انسانها باران هدايت ببارند و آنان را با ذكر كمالات و الطاف و عنايات مهدوى مشتاق تر كنند و معرفت نسبت به آن حضرت را بگسترند.هرچه اين سخنوران بيشتر و توانمند تر شوند، قادر خواهند بود انسانهاي بيشترى را بر ياران امام بيفزايند.اگر در تربيت سخنوران مهدوى ، قصور و يا فتور و يا كم كارى شود ضايعاتش جبران نشدنى است و همه مسئول خواهيم بود كه چرا كوتاهى كرده ايم.شايسته است هر روز زبان و بيان ما در كار باشد كه افراد يا جماعاتى را با نام و ياد و راه مولاي مهربان خويش ،آشنا و به حضرتش دلبسته كنيم تا با توسل و تمسك به او،فائز شوند…
