روضه خدا

 
 
 
 
 
وقتى شنيد يكى از علماي بزرگ و خطباي متقى حدود پنجاه سال قبل در يك منبر،روضه خدا خوانده است،تعجب كرد زيرا عرف همه منابر خواندن روضه براي مصائب آل الله بوده است نه روضه براي الله!   چگونه مى توان براي خدا روضه خواند؟مگر خدا هم مصيبت دارد؟ براى كدام موضوع خدا مي شود روضه خواند؟ بايد نوار را پيدا مى كرد.اين شد كه به جستجوي  نوار آن سخنرانى برآمد و گشت و گشت تا اخيراً آن را پس از سال ها از طريق يكى از علاقمندان آن استاد مرحوم بدست آورد و خوشحال از اين فتح ، نشست و به استماع آن پرداخت .با شنيدن آن نوار آن چنان سرمست عرفان ربوبي شد كه تا بحال از هيچ منبر و كتاب و كلاس و درسي اينگونه در عرفان خالق نشنيده و به وجد نيامده بود لذا خدا را بر اين نعمت سپاس ها گفت…
 
خطيب در بيشتر مدت خطابه با حالت گريه و حال و تذكر و شبيه به روضه از خدا سخن مى گويد و از اينكه آن خالق عظيم و جليل و قادر را از ياد برده و مراعات او را نكرده ايم و بدتر از آن با جسارت به ساحت قدسي اش معصيت و نافرمانى او كرده و حتى به اندازه يك بچه كه اگر ناظر كار ما باشد بخاطر او كارهائى را انجام نمى دهيم پاس او را نداشته و در مقابل فرمانش عصيان كرده ايم و بعد خطاها و عصيان هاي ما را يكي يكي مى شمرد و بر خجلت و شرم از اين معاصى در برابر آن خدا سخن مى گويد…
 
سپس ادامه مى دهد: راستى كدام ظلم و ستم بالاتر از اين كه در مقابل آفريننده رحيم و كريم كه ما را هستى بخشيده و انعام فرموده چنين جسارت ها كنيم؟ خطيب آنگاه ،خود به حالت روضه و گريه،جسارت ها و عصيان ها را مى شمرد و سپس داستانى از خويش نقل مى كند كه چگونه در حين خواندن دعاي شريف علوى مصري (كه از ادعيه بسيار عالى المضامين است ودر كتاب مهج الدعوات سيد بن طاووس اعلي الله مقامه آمده است)با يادآوري عظمت خدا و گناهان و جسارت هاي خويش آنچنان به گريه و غشوه افتاده كه نزديك بوده قالب تهى كند و از فرط خجالت در برابر اين خدا،در خواست كرده كه معدوم شود(نه اينكه بميرد،چون مردن فقط رفتن روح است از بدن دنيوي به بدن برزخى)اما خدا نخواسته كه او بميرد و وقتى به حالت عادي برگشته ديده است از فرط گريه هايش همه لباس و زيرانداز و كتاب دعايش از اشك ها خيس شده است…و ادامه مى دهد كه خداوند پس از آن جلوه جلال، جلوه جمال هم نشانش داده كه آن خداي جليل در عين حال كريم است و غفور است و مهربان است و بخشنده است …و پس از بروز اين جلوه براي او، با همه گناهان به خداوند اميدوار مى شود و باز از او طلب لطف بيشتر مى نمايد…
 
بيان حال و عرفان و معنويت نوار”روضه خدا” در اين مختصر نمى گنجد؛ بايد خود بشنويد و وجدان كنيد.با خود مى گويم يك انسان عادي وقتى در دقايقى محدود اينچنين مى تواند شور عرفانى توحيدي ايجاد كند چگونه خواهد بود منابر حجت برگزيده خدا؟ آن وليّ خدا و امام هُدىٰ و حضرت بقية الله عليه السلام كه داعى الله است،چون به منبر رود و خطابه آغازد و از خدا سخن گويد،چه امواج عظيم عرفانى را به جوشش خواهد آورد؟ وقتى او به شرح و تفسير آيات توحيدي و بيان صفات جمال و جلال الاهى بپردازد و دروس معارف مبدئي و معادي را بياغازد چه طوفان معرفتى و معنوي بپا خواهد كرد؟ وقتى او كه ترجمان قرآن است به تلاوت آيات الاهى بپردازد چه معنويت و معرفتى خواهد گسترد؟ از اين انديشه كه در دوران غيبت از اين نعمت ها محروميم چنان بغضم گرفت كه ملتمسانه فرياد زدم:اللهم عجل لوليك الفرج…

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *