جبران

 
 
 
 
 
چون متوجه شد كه خطا از او بوده است و سخنش موجب هتك حرمت آن فرد شده است،گفت :جبران مى كنم. گفتم: چگونه جبران خواهى كرد؟ گفت در همان مجلس و همان سايت و رسانه اي كه آن حرف را زدم،رسماً معذرت خواهى نموده و خواهم گفت:آن حرف اشتباه بوده است و او را از خود راضى خواهم كرد.گفتم: از آبروي خود نمى ترسي كه با اين پوزش طلبى آسيب مى بيند؟ گفت: اگر اكنون اين كار را نكنم در آخرت تاوان سنگين ترى را خواهم پرداخت؛ ضمن آنكه شرط صداقت با مردم ايجاب مى كند وقتى حرفى را به آنها زدي كه بعداً فهميدي غلط بوده است بروي و راستش را به آنها بگوئى.اين اتفاقاً نشان صداقت توست و آبرويت افزون خواهد شد.شجاعتش را تحسين كردم و گفتم اي كاش بقيه نيز اينگونه صادق باشند.البته توصيه كردم بعداً سخن را سنجيده بگو تا مجبور به پوزش نشوي! 
 
جابر و جبار از ريشه جبر است كه گاه به معنى قهر و غلبه و نفوذ اراده مى‏آید و گاه به معنى جبران و اصلاح. شكسته بند را هم كه شكستگى را درمان مى كند جابر گفته اند چنانكه در دعا ها داريم: يا جابر العظم الكسير(اي كسي كه استخوان شكسته را پيوند مى دهى).به گفته راغب در مفردات : “اصل جبر اصلاح کردن چیزى است با غلبه و قدرت. این واژه هنگامى که در مورد خداوند به کار رود بیانگر یکى از صفات بزرگ او است که با نفوذ اراده و کمال قدرت به اصلاح هر فسادى مى‏پردازد.آرى خداست كه چالش ها و كمبودها و مشكلات را جبران و شكستگى ها و شكست ها را جبران و اصلاح مى نمايد.این اسم هر گاه در مورد خداوند استعمال شود هم به معنای “بسیار چیره و غالب” و هم به معنای “بسیار ترمیم کننده و جبران کننده دلهای شکسته” است.چنين است كه امام سجاد عليه السلام به خدا عرض می‌کند: «و لا اری لکسری غیرک جابراً» يعنى خدایا من برای درمان شکستگی هایم جز تو جابر – ترميم كننده اي – ندارم…
 
سوال كردم:چه چيز انسان را مي شكند؟ گفت:اين خطاها و گناهان است كه انسان را مي شكند و در انسانيت او شكاف ايجاد مى كند.گفتم درمانش چيست؟ گفت: پشيمانى، توبه و بازگشت به سوي خدا و جبران آن با اعمال صالح .اگر حقى از كسي ضايع شده است، استرداد آن حق، جبران است و همزمان از خدا هم خواسته شود كه اين جسارت را ببخشد(يا جابر العظم الكسير).نام “جبّار” فقط زيبنده خداست یعنی کسی که در پادشاهی و حکومت و قدرت ، مقامش بسیار عظیم است(هُوَ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ)و اگر در مورد غير خدا به كار رود به عنوان مذمت است و منظور افراد گردنكش و ظالم و مفسد است كه به دروغ در برابر خدا ادعاي قدرت كنند در حاليكه همه چيز آنها عاريتى است…
 
در دعاي شريف افتتاح كه از ناحيه امام عصر ارواحنا فداه صادر شده است، خدا را با صفت “قاصم الجبارين” مي ستائيد(الحمد لله قاصم الجبارين،مبير الظالمين،مدرك الهاربين،نكال الظالمين، صريخ المستصرخين) اوست كه شكننده جباران، ميراننده ستمگران، پناه ده گريختگان،كيفر ده ظالمان و دادرس فريادخواهان است.اگر چه خداوند هماره در طول تاريخ چنين بوده است اما بزرگ ترين جلوه اين قدرت را در حكومت حقه صاحب الزمان عليه السلام نشان خواهد داد تا آن دولت كريمه را برپا كند.دولتى كه در آن ترسناكان به امنيت رسند و صالحان نجات يابند و مستضعفان رفعت يابند و متكبران خوار شوند(يؤمن الخائفين و ينجّى الصالحين و يرفع المستضعفين و يضع المستكبرين) و نهايتاً مومنان عزت يابند و منافقان خوار و ذليل گردند و جلوه عظيم صفت جباريت خدا را همگان ببينند…
 
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *