شكايت ،به معانى گلايه ، شكوه، تظلم، دادخواهى، ناليدن و اظهار ناخشنودي و رنج و فغان است(غیر حق جمله عدو و دوست اوست / با عدو از دوست کی شکوه نکوست ؟مطلبی جز شکر غم های وفادار تو نیست/ خوانده باشی نامه های شکوه آشوب مرا.شكوه از كج خلقي دوران كنم/ناله از هجران آن خاقان كنم…).وقتى كسي در چنبره مشكلات و غم ها،فشرده و افسرده مى شود زبان به گلايه مى گشايد چنانكه يعقوب پس از شنيدن خبر فقدان يوسف،به خدا شكايت برد و دادخواهى نمود:همانا من غم و حزن خويش را به خدا شكوه مى برم: إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ.آري شكايت و دادخواهى را بايد نزد خدا برد زيرا تنها اوست كه مى تواند دادرس و فرياد رس باشد…
ما با تقدير هاي متفاوت به دنيا آمده ايم و تفاوت هم لازمه زندگى است(جهان،چون چشم و خال و خط و ابوست /كه هر چيزي به جاي خويش نيكوست) اما اين تفاوت ها دليل برتري هيچكس بر ديگري نيست و با توجه به اينكه همه از گوهر اختيار برخورداريم ،سرنوشت خويش را خود رقم مى زنيم لذا تفاوت ها نبايد موجب گلايه و شكوه باشد.اما در دنيا گاهى از سوي مردم ، مورد بي مهري و ظلم واقع مى شويم و كسى هم نمى تواند گره از كار ما بگشايد.در اين شرايط شكايت و دادخواهى نزد كه بريم و از چه كسى پناه جوئيم؟ تنها خداست كه شكايت ما را بخوبي مى شنود و مى بيند و توان رسيدگى و حل مشكل دارد.اگر به هر دليلى از جمله سوء اختيار خود يا ديگران،دچار بليّه اى شده ايم، گلايه و دادخواهى فقط نزد خدا مى بريم و رفع آن بليّه از او مى خواهيم كه او شنوا و دادرس مظلومان است…
ما مى توانيم از رنج هاي كوچك و غم هاي عادي كه بطور روز مره ممكن است براي هركسي پيش آيد گلايه مند شويم اما اگر نيك بنگريم كمال ما در صبوري بر ناملايمات و گذر از آزمون هاست و چه بسا تقدير چنان است كه در اين غم ها چون فولاد آبديده شويم و در مدارج انسانى،به درجات بالاتر صعود كنيم.چنانكه پيامبر گرامي ما مورد بيشترين آزار ها واقع شد و فرمود هيچ پيامبري همچون من آزار نديد اما بر آنها بردباري كرد لذا برترين نزد خدا گرديد.اما گاهى كه به قدرت لايزال الاهى مى نگريم توقع خويش را بالاتر مى بريم و از خدائى كه خالق و مدبر تقديرهاست،تقديرهاي ديگر طلب مى كنيم كه ارزش ما هم در اين دعاها و خواستن هاست زيرا نشانه عرفان ماست..
امام ،مولا و آموزگار بزرگ ما يعنى حضرت بقية الله در دعاي افتتاح ،نوع و نحوه شكايت بردن به پيشگاه الاهى و كوبيدن درهاي اجابت را در دعاي افتتاح به ما مى آموزد:اللهم انا نشكو اليك..خدايا از نبود پيامبرمان و از ناپيدايى مولايمان، و بسيارى دشمنانمان و كمی نفراتمان، و سختى فتنه هايي كه به سويمان آمده و از گردش زمان عليه ما به درگاه تو شكوه مى آوريم، خدايا ،بر محمّد و خاندانش درود فرست و ما را در برابر اين همه يارى فرما از طريق گشايشى از جانب خويش كه زود برسانى، و بدحالى كه برطرف كنى، و پيروزى با عزّت برايمان قرار دهى، و سلطنت حقى كه آشكارش فرمايى، و به رحمتى كه از سويت ما را فرا گيرد، و به سلامتى كاملى كه از جانب تو ما را بپوشاند، اى مهربان ترين مهربانان…
