اگر چه “زبان ” خود يك رسانه است،اما رسانه هاي ديگرى هم هستند كه نقش مكمل اين رسانه را دارند.هنر نوشتن،هنرهاى نمايشى،هنرهاي تصويري،نگارگرى و هنرهاي تجسمى ،هنرشعر،هنر آوازى و موسيقيائى و…
عنصر “زيبائى”،جوهره هنر است: بيانى جادوئى و مسحوركننده كه هم چشم نواز است و هم دل نواز.چنان مفاهيم را ملموس و رسا و گيرا مى كنند كه بر روح افراد تأثيرگذار مى شوند.استفاده كنندگان آن،به اثربخشي فوق العاده آن ،اذعان دارند.اما اگر ابزار دست نا اهلان شود، مفاهيم باطل با آن ترويج مى شود و اگر به كمك ارزش هاي اصيل انسانى آيد،جان هاي بيشترى به اردوي حق مى پيوندند. هنر براي هنر نيست،بلكه هنر در خدمت آگاهى مردم است…
گرافيست باشم يا سنگتراش،بازيگر يا سناريست،شاعر باشم يا نقاش،خواننده باشم يا كاريكاتوريست،قلمزن يا خاتمكار،فيلمساز يا نگارگر…من هنرمندم و با هنر خود ،ارزش ها را جلوه مى بخشم و زيبائى آنها را نمايان تر مى كنم.گاهى مجبور مى شوم بدي ها را چنان زشت جلوه گر سازم كه پلشتى آن را همگان دريابند دهم و هوس رفتن به سوي آن نكنند! در بعضي از انواع خود مثل هنرهاي تصويري و تجسمى ، نياز به ترجمه ندارم و بين المللى مى شوم و با همه مردم جهان ارتباط برقرار مى كنم.گاهى چنان ماندگار مى شوم كه زمان را در مى نوردم و قرن ها پايدار مى مانم و پيام خود را منتقل مى كنم.هيچ مخاطبى بي نياز از من نيست زيرا نهاد هر انسانى با زيبائى و هنر ارتباط برقرار مى كند…
پيشوايان دينى ما باهنرمندان عصر خود ارتباط برقرار نموده و آنها را با دادن صله و تشويق،تقدير مى نموده اند زيرا اثر هنري آنان رسانه شده و بر جان انسان هاى بسياري تأثير تبليغى مى گذاشته است همچون تقدير پيامبر اكرم(ص)از حسّان بن ثابت،و امام زين العابدين(ع)از فرزدق و امام على بن موسى الرضا(ع)از دعبل خزاعى و…كه با آثار هنري شعر خويش غدير و امامت و ولايت را رسانه اى نموده و براي قرن ها جاودانه ساختند …
عصر ما با همه دوران هاي گذشته از نظر رسانه ،متفاوت است زيرا بلحاظ ايجاد رسانه هاي بسيار مهم چون اينترنت،عصر رسانه نام گرفته است و چنان شده كه بسان يك دهكده جهانى،همگان در كوتاه ترين مدت از همه اخبار و پيام ها مطلع مى شوند.اكنون بهترين زمان براي رسانه اي كردن ارزش هاي الاهى است و تاثير آن با ابزار هنرها مضاعف خواهد شد.بهترين پيام براي اين ارتباط فراگير،همسويي همه انسان ها در ايجاد يك جامعه پاك جهانى و ترسيم يك آينده روشن براي همگان سرشار از معنويت و انسانيت است كه در قالب مهدويت مى توان براي آنها ترسيم نمود و دل آنها را با مسيح رهائى بخش و موعود هدايت محور و عدالت گستر پيوند داد.آيا براي چنين امر پر اهميتى نبايد هريك از ما خود را به هنري مجهز نموده و با بيان هنري اين پيام را فراگير و رسانه اى سازيم؟!
