مى گفت:عقل داريم و نيازى به راهنما نداريم؟! گفتم: ما فقط يك بار به اين دنيا مى آئيم و تجربه و اطلاعاتى براي زندگى در اينجا نداريم.مثل مسافرى مى مانيم كه به كشوري ناشناخته وارد مى شويم و اطلاعاتى از ويژگى هاى زندگى در آن كشور نداريم و اگر بخواهيم با سعى و خطا،اين زمان را طى كنيم،مقدار زيادي از وقت و امكانات و فرصت هاي خود را نابود كرده ايم و چه بسا با خطرات و چالش هاي زيادي روبرو مى شويم و سلامتى و حيات خود را به مخاطره مى اندازيم.سفر بدون راهنما مخاطره آميز است.عقل حكم مى كند بدون راهنما به جاهاي ناشناخته سفر نكنيم.ما مسافران اين دنيا نيز كه براي بار اول و آخربه اينجا سفر كرده ايم ،عقلاً نيازمند راهنما يا راهنمايانى هستيم كه ابعاد زندگى سالم و امن و موفقيت آميز و خوش عاقبت و سعادتمندانه را براي ما ترسيم و در طول راه ، چالش ها و فرصت ها را نشانمان دهند.تازه اگر به ما خبر دهند كه دشمنان بدخواهى مثل شياطين در كمين مايند تا ما را با خطراتى مواجه كنند، براى رهائى از دام هاى آنها بيشتر نيازمند كمك و مساعدت راهنمايان هستيم…
گفت:اما ويژگى هاي اين راهنماچيست؟ گفتم: اگر دانش و تجربه اين راهنما براي هدايت ما كافى نباشد و فردي همسطح خود ماباشدكه نمى تواند راهنماى ما گردد زيرا خود نيازمند راهنماست. كسي كه مى خواهد راهنماي زندگى ما در دنيا باشد بايد از دانش كافى برخوردار باشد كه اين دانش تنها در اختيار خالق ماست كه هم ما را مى شناسد و هم آگاه به راه هاي سعات و شقاوت و قانونمندي هاي جهان است.او پيشاپيش اين كار را انجام داده و راهنمايانى به نام پيامبر و امام براي هدايت ما تعيين فرموده و اطلاعات لازم براي سعادتمند ساختن ما را از طريق وحى در اختيار آنان نهاده است و هيچگاه زمين را خالى از راهنما نگذاشته است.اين از كمال لطف اوست…
گفت:نمى شد اين اطلاعات را خداوند به تك تك ما الهام يا وحى نمايد؟ گفتم:نه،زيرا اولاً همگان ظرفيت دريافت وحى را ندارند چنانكه همه نمى توانند استاد دانشگاه باشند و ظرفيت ها يكسان نيست و ثانياً وجود اختيار مانع الزام يك فرد به ماموريت رسالت است.زيرا اگر فردي حامل وحى باشد نمى تواند اختياراً از وحى سرپيچى كند.گفت:آيا عقل براي هدايت ما كافى نيست؟گفتم :مى بينى كه نيست و خود عقل به ما مى گويد مكمل من وحى است تا در جاهائى كه نورافكن من نمى تابد،از تابش وحى استفاده كنيد.گفت:آيا مردمى كه اكنون لائيك اند و سكولار زندگى مى كنند،مشكلى دارند؟گفتم :مى بينى كه دارند و مجبورند با سعى و خطا جلو بروند و اين روش هم مشكلات عظيم فعلى جهان را براي آنان پديد آورده كه از حل آنها ناتوانند.گفت:مگر معتقدان به دين بى مشكل اند؟! گفتم:نه! آنها هم مشكل دارند و مشكل آنها عمل نكردن به دين است مثل كسى كه نقشه راه را دارد ولى طبق آن حركت نمى كند…
گفت: پيامبران بايد حتماً حضور فيزيكى داشته باشد؟ گفتم اولاً و بالذات ،بله .اما اگر هدايت ها را آورد و مردم ظرفيت گرفتن هدايت و عدم تحريف آن را پيدا كردند،در برهه هائى حضور فيزيكى از الزام مى افتد اما راهنمايانى از جنس امام و حجت هماره براي تبيين بايد باشند و زمين خالي از حجت نخواهد شد.گفت:هدايت و راهنمائى هاي آنها روحى و معنوى و الهامى هم خواهد بود يا فقط با تماس حضوري بدست مى آيد؟گفتم:هر دو.گفت امروز؟ گفتم: امروز در زمان آخرين حجت حق هستيم و او راهنماي الاهى ماست كه. در غيبتش هم به گونه اى خاص،هادي و راهنماي مردم جهان است به شرط آنكه هدايت پذير باشيم نه هدايت گريز…
