همه ما وامدار معلمان خود هستيم .ما ثمره آموزشي و تربيتى آنها هستيم و آنها ثمره معلمان قبلى . اين دايره آموختن وقتى به آدميان ختم شود،محدود به دانش بشري است و محدويت هاي فراوان دارد؛ بايد اين دايره محدود را شكست و به دريا پيوست زيرا دانش بشري هرچه باشد اندك است و قليل(وما اوتيتم من العلم الّا قليلاً).بايد پيوند گرفت با درياهاي دانش و معرفت الاهى كه به كنه واقع و وجود همه چيز محيط و مهيمن است(والله بكلّ شيئٍ محيط)…در وراى آموزش هاي ابتدائى بايد از آموزه هاي وحى توسط معلمان الاهى بهره مند شد.معلمانى كه دست آموز بشر نيستند و تعليم يافته الاهى اند.علمشان از منشأ علم لايزال الاهى سرچشمه گرفته و هدايت شان ناظر به همه جنبه هاي پيدا و پنهان روح آدمى و سعادت دنيوى و أُخروي اوست.به چنين معلمانى نيازمنديم:معلمان الاهى…
معلمانِ غير آموخته از بشر-يعنى پيامبران-از همه چيز سخن مى گويند:ازگونه زندگى صحيح و رفتارهاي شخصى و اجتماعى؛از زندگى اقوام گذشته و عبرت هاي تاريخى؛از عوالم قبل و بعد از اين دنياى فانى؛از جهان شناسى و پديده هاي تكوينى؛از معارف ناب مبدئى و معادى؛از اخلاق و تربيت و سلوك انسانى؛از دعا و نيايش و ارتباط روحانى؛ از شريعت و عبوديت و تهذيب و ملكات انسانى و در يك كلام هرآنچه براي كمال فردي و اجتماعى انسان لازم و ضروري است.اين مجموعه دانش ها را فقط در آموزه هاي وحيانى مى توان جست توسط معلمان الاهى…
انسان امروزى كه خود را محروم از اين آموزه ها كرده ، چه بدست آورده است؟ مشكلات روحى خويش را حل كرده،يا مشكلات اقتصادي يا مشكلات اجتماعى يا محيط زيست را؟ مشكل جنگ و كشتار را حل كرده يا نابسامانى هاي خانوادگى و تربيتى را بسامان آورده است؟تبعيض ها را ريشه كن نموده يا شكاف نسل ها و فرهنگ ها و نژادها را چاره جوئى كرده است؟براستى دانش محدود بشري كه از حل فقر و تورم و ازدواج و اشتغال و تبعيض و جنگ و ترور و جهان خوارگى ابرقدرت ها و…عاجز است چطور قادر به حل مسائل و نيازهاي روحانى و ماورائى و آن جهانى خواهد بود؟بس نيست تجربه چند هزارساله ناتوانى بشر در اداره خود و اجتماع؟باز هم سعى و خطا؟!
اگر دل بدهند به آموزه هاي وحيانى،و باور كنند همه از يك پدر و مادريم و ارزش فقط به تقوىٰ است و تعدي به حقوق ديگران ،حرام و از كوچك ترين كارها سوال و جواب خواهد بود و برترين انسانها،سودمند ترين آنهاست براي مردم، و ارزش هدايت يك انسان برتر از هر چيزي است كه خورشيد بر آن مى تابد؛و بدترين امور آغشتگى به گناه و حرام و تعدي و تجاوز وفساد و تباهى است و…ودانش حقيقي نزد معلمان الاهى،انبيا و امامان است و بايد به سخنان و ميراث علمى آنها مراجعه حقيقى نمود و به آنان متوسل و متمسك شد تا به سعادت رسيد،جهان شان نورانى خواهد گشت…
