انديشه ورزى

 
 
 
 
 
انسان در پرتو “انديشه ورزى”است كه انسان شده است! تفكر،همان كوشش و جولان فكر و انديشه به اقتضاي عقل و خرد است كه حركت از مجهول به سوى معلوم است و سبب شناخت و معرفت مى شود.اين رهپوئى در مشهد عقل، صورت مى پذيرد.عقل چراغ تابانى است كه در پرتو آن انسان مى انديشد و مطالبى را كشف مى كند.كاشفيت عقل با انديشه و تفكر تحقق مى يابد.انسان با آزادى و اختيار خويش مى تواند از اين ابزار حياتى خود استفاده كند و به كشف نائل آيد و يا اينكه انديشه ورزي را تعطيل نمايد و چراغ عقل خويش را خاموش دارد و به رتبه حيوانيت، رضا دهد و بلكه فروتر از آنان شود(بل هم اضلُّ سبيلاً)…

 

ابزار ما براي پژوهش و كسب علم، تفكر و انديشه ورزي در روشناي عقل است. به عبارت ديگر به كارگيرى عقل، انسان را به بهترين مدارج مى رساند.از آنجا که نیروی عقل ،انسان را از کارهای ناهنجار باز می­دارد، به آن عقل گفته می­شود كه از عقال است و آن ريسمانى است كه بر پاي اشتران بندند تا حركتى خلاف نكنند.اين است كه در روایات آمده است: «الْعَقْلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ» … «ما خَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً اکْرَمَ عَلَیْهِ مِنَ الْعَقْلِ»،(عقل آن است كه توسط آن خداي رحمان،عبادت مى شود…و خداوند آفريده اى گرامى تر از عقل ،نيافريده است).ادراكات انسانى با تفكر و تعقل حاصل مى شود.خداوند در قرآن مى فرمايد : «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»؛این داستانها را (براى آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند!  «تدبر»نيز با همين كاركرد اما بررسى و انديشه در عواقب و نتایج امور است چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً»آیا درباره‌ی قرآن نمى‏اندیشند؟! اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏یافتند….

 

انسان، براي رسيدن به علم و آگاهى بايد چراغ انديشه و تعقل خويش را روشن كند.همين كه آغاز كند و به خود و اطراف بنگرد و بينديشد، به معرفت و شناخت مى رسد:مى يابد كه من در تحول و چرخش از حالتى به حالت ديگرم و ديگرى است كه مرا متحول مى كند؛به آسمان ها و خورشيد و ستارگان مى نگرد و مى يابد اين ها بيهوده خلق نشده اند؛به موجودات و حيوانات مى نگرد و مى يابد كه خلقتشان شگفت و هدفدار است؛به گياهان و ميوه ها و بهار و تابستان و چرخش ايام مى نگرد و مى يابد كه اين تحولات و آفريده ها با نظمى شگفت پديد آمده اند و آفريننده اي بزرگ و توانا دارند…اين معرفت و شناخت او را به كرنش در برابر خالق بزرگ رهنمون مى شود و اين ها در پرتو تفكر و تدبر و تعقل بدست مى آيد…

 

دريغا

اگر انسان اين چراغ را خاموش دارد،چه عواقبى را براي خويش رقم مى زند.اصولاً كسانى هستند كه او را از  انديشيدن و تعقل باز مى دارند.در رأس اين دشمنان،شيطان است كه سوگند ياد كرده انسان را تيره بخت كند.البته شيطان كاركردى جز دعوت و وسوسه ندارد و انديشه و تعقل انسان،باطل السحر شيطان است به شرط آنكه عقل و فكر خويش را به كار اندازد.در قيامت دوزخيان مى گويند:اگر ما حرف حق را شنيده بوديم و از عقل خويش بهره مى برديم امروز از اصحاب دوزخ نبوديم(لو كنّا نسمع او نعقل ما كنّا في اصحاب السعير).اگر عقل را بكار مى گرفتند پيرو فرقه هاي گمراه و متنبيان و متمهديان نمى شدند و دست از اطاعت پيامبران و امامان نمى كشيدند و در غيبت امام مهدى عليه السلام با وسوسه هاي شياطين، خود را از پيروي حجت خدا محروم نمى نمودند…

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *