راستى اگر هدايت با گفتن يك شهادتين، حاصل و تمام مى شد پس چرا هر روز كمينه ده بار در نمازهاي واجب ، باز از خداوند طلب هدايت مى نمائى و “اهدنا الصراط المستقيم “مى گوئي ؟! اين نشان مى دهد كه هدايت يك فرايند دائمى است كه هرلحظه بايد نگرانش باشى كه نكند از مسير آن منحرف شوي و تحت تأثير هواي نفس يا يك عامل بيرونى آن را از دست بدهى.ما البته هدايت را يك توفيق الاهى مى شمريم و هادي را خدا مى دانيم اما سهم ما در هدايت،اراده ما براي هدايت شدن و رد نكردن و پس نزدن هدايت هاي ارسالى از ناحيه خداست.آرى،بر خداست كه هدايت را بفرستد و بر ماست كه وقتى هدايت خدا رسيد انكار و جحود نكنيم و بپذيريم.گزارش قرآن از جحود و انكار كافران و فاسدان اين است كه آنها با اينكه در دل يقين داشتند سخن انبياء و آيات الاهى حق است اما بخاطر ظلم و تكبرشان انكار مى كردند(وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ)…
انسان ها در بازه بلوغ تا مرگ ، دائماً در فرايند تحول و دگرگونى جسمى و روحى هستند.در اين تحولات روحى شياطين و هواهاي نفسانى آنها را به ضلالت دعوت مى كند و الهامات ربانى و قواي عقلانى ايشان را به هدايت فرا مى خواند؛ لذا انسان هرلحظه در موقعيت هاي مختلف، در معرض يك انتخاب قرار دارد كه كدام را برگزيند:هدايت را و يا گمراهى را؟ براي همين است كه هماره از خدا مى خواهيم و دعا مى كنيم كه حتى يك لحظه ما را در چنگال هواي نفسمان رها نكند و به خود وا نگذارد(ولا تكلنا إلىٰ أنفسنا طَرفة عينٍ أبداً) و بايد از شرّ اضلالات شيطان به خدا پناه بريم و استعاذه كنيم(أعوذ بالله من الشيطان الرجيم)…
اگر هدايت يك فرايند دائمى است،نياز داريم هماره كارگزارانى باشند كه از هدايت مردم در برابر هجوم وسوسه ها و دعوت هاي گمراه كننده شياطين جن و انس ، نگهبانى و محافظت كنند.اين همان حقيقت است كه قرآن كريم از آن اين گونه ياد مى كند:”و باید از شما گروهی باشند که مردم را به سوی کار خیر دعوت نمایند و به کار نیک امر کنند و از کار زشت بازدارند ، و آنهایند که رستگارانند ( وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَي الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)… اين دعوتگران به خير و نيكى ،همان محافظان هدايت يا هدايت بانان اند كه وظيفه مندند مواظب تحولات روحى مردم در هر دوره اي باشند و متناسب با زمان و شرايط،هدايت را به مردم برسانند…
بايد اين هدايتگران باور داشته باشند كه هدايت دست خداست (إنّ علينا لَلْهدىٰ) و دگرگون كننده قلبها هماوست(يا مقلب القلوب و الأبصار) و اگر هدايت و إمداد او نبود ما هدايت نشده بوديم(الحمدلله الذى هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا آن هدانا الله) و ريسمان هدايت دست اوست نه ما(إنّك لا تهدى من احببتَ ولكنّ الله يهدى من يشاء) اما هدايت الاهى واسطه مى خواهد كه همان مبلغان و دعوتگران و هدايت گستران دينى هستند كه رسالت هاي الاهى را اين سوى و آن سوي زمين مى گسترند و در اين راه جز از خدا،از هيچ احدي بيم ندارند(الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا).اينان ياوران هادي امت يعنى حضرت مهدى(ع)هستند كه در غيبت او و با امداد و ياري او براي هدايت مردم پيشگامند و لحظه اى اين ماموريت را رها نمى كنند…
