برنامه و پايش

 
 
 
 
 
“كجا مى رويد؟”،طبيعى ترين سؤالى است كه از شما مى شود وقتى شال و كلاه مى كنيد و از خانه بيرون مى آئيد يا مى خواهيد به سفرى برويد.پاسخ شما به اين سؤال ،هدف و مقصد شما را از اين رفتن بيان مى كند.سوال طبيعى دوم “چگونه مى رويد؟”است كه پاسخ شما مشخص مى كند نحوه رفتن و برنامه رسيدن به مقصد چگونه است.هر بنگاه،سازمان،تشكل و موسسه اى بايد هدف رفتن و برنامه رفتن خود را مشخص كند.بدون برنامه يا به مقصد نخواهيد رسيد و يا دير و وامانده و خسته و با هزينه گزاف خواهيد رسيد.آيا وقتى مى خواهيد انسان يا انسان هائى را هدايت كنيد،نبايد برنامه داشته باشيد؟! هدفى چنين مقدس و با ارزش عظيم را چگونه مى خواهيد بدست آوريد؟ گام به گام اين رفتن، برنامه مى خواهد.بايد نقشه راهتان را از آغاز تا پايان،علامت زده باشيد…
 
“پايش” يا نظارت و ارزيابى مستمر، ديگر كار ضرورى است كه بايد انجام دهيد.يعنى هرلحظه بايد ببينيد كجائيد؟چقدر از راه را رفته ايد و چقدر از راه باقى مانده و آيا طبق پيش بينى ها ، داريد حركت مى كنيد و انحراف از برنامه داريد يا نداريد؟ جداول “گانت چارت”مديريت، شما را در اين راه يارى خواهد نمود و نمودار خوبي براي پايش برنامه هاست.مدير، شخصاً مسئول فرايند پايش است تا بداند سازمان يا بنگاه را دارد كجا مى برد و آيا درست مى روند يا از برنامه انحراف دارند.خوب گفته اند: ترسم نرسى به كعبه اى اعرابى/اين ره كه تو مى روى به تركستان است!
 
تشكل هاي دينى،همچون هر نظامِ مبتنى بر مديديت علمى، حتماً بايد به اين دو مهم اهتمام كنند. چه آموزشي باشند يا تبليغى يا تقابلى يا ارشادى و هدايتى، بايد داراي برنامه يكساله(كوتاه مدت)و پنج و ده ساله(بلند مدت) باشند و چشم انداز اهداف شان كاملاً تبيين و مكتوب شده باشد. نظام پايش و نظارت را هم طراحى كرده باشند. پايش هم بايد هم از درون سازمان انجام شود و هم از بيرون.پايش درونى ،همان ساختار جداول گانت است كه بطور هفتگى و ماهانه،مختصات حركت را مشخص مى كند و پايش بيرونى،استفاده از نظارت ديگران است با فرم هاي نظر سنجى و گزارش بازديد يا مقايسه و تطبيق با جريان هاى همسو و اگر تقابلى باشند تعيين ميزان تأثير در وضعيت طرف مقابل.هر اقدام و پرتاب بايد سنجيده شود كه به هدف اصابت كرد يا نه.نفس پرتاب،جوابگو نيست…
 
بسياري از تشكل هاي دينى،به دليل فقدان نظام برنامه و پايش،در نيمه راه از رفتن باز مانده يا دچار چالش و انشعاب شده اند.بايد مخاطرات آينده را پيش بينى كرد و در برنامه وارد نمود.تشكل هائى ديرپا و ماندگار شده اند كه اهل برنامه و پايش بوده اند.وجود گروه مخالف،در بسيارى از مواقع،به رشد تشكل كمك مى كند زيرا ضعف هاي رقيب را درشت نمائى مى كند و تشكل ، وقتى از طرف رقيب نقائص خود را شناخت اقدام به رفع نواقص خويش مى كند و چالش را به فرصت تبديل مى نمايد.تشكل هاي مهدوى،  بلحاظ انتساب به مولاى جهان،بيشتر بايد به پايش خود بپردازند چون بدخواهان نقائص و كاستى هاي آنان را پاي مقتدا و مولا مى نويسند و هيچ خدمتگزارى نبايد به خود اجازه دهد كه مولايش بخاطر ضعف و نقص او ملكوك  شود و در معرض بدگوئى و اتهام نادرست قرار گيرد…

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *