نيروى انسانى

 
 
 
 
 
سرمايه موسسات فرهنگى، “نيروي انسانى” آنهاست. شما معلم را از نظام آموزشى حذف كنيد، ببينيد چه چيز برايش باقى مى ماند جز در و ديوار و تخته سياه و گچ و زنگ ؟! هر چقدر در سازمان خود نيروي انسانى كارآمد بيشترى داشته باشيد،ثروتمندتريد! هرچقدر روي مهارت افزايي و ارتقاي نيروي انسانى خود بيشتر سرمايه گذارى كنيد، بازده بيشترى خواهيد داشت.اين انسان ها هستند كه بر انسانها تأثير مى گذارند و آينده يك كشور را مى سازند. كشوري كه دائماً نيروهايش مى گريزند و به كشورهاي ديگر مهاجرت مى كنند به بيمارى فرار مغزها مبتلاست، مثل تاجرى است كه دزدها دائم به سرمايه او دستبرد مى زنند تا نهايتاً ورشكسته و  مسكين و زار شود…
 
وقتى توفيق هر سازمان در گرو منابع انسانى آن است، وظيفه مبرم مدير، جذب و تربيت كادر ورزيده و كارآمد است. آموزش يا بازآموزي يا روزآمد سازي دانش كارگزاران، بايد بخشى از برنامه هر موسسه باشد.نگهدارى اين نيروها هم هنر مى خواهد: هرچقدر نيروهاي سازمان پخته تر و دانشمندتر شوند،اداره آنها فنى تر و دشوارتر مى شود. نيروهاي انسانى،ميز و نيمكت نيستند كه بشود به راحتى آنها را جابجا كرد.بايد با تدبير و حكيمانه كارى را متناسب با تخصص شان به آنها سپرد تا با علاقه  و رغبت و مهارت آن كار را متحول كنند.بايد آنها را به حساب آورد و به مشورت طلبيد و نظر آنها را شنيد و در مديريت سهيم شان نمود و دستورات فله اي براي آنها صادر نكرد!
 
بايد ببينيم و متوجه باشيم كه به مختصر بي توجهى يا غفلت يا سرزنش بيجا، ممكن است كسي را از دست بدهيم و بعد براي هميشه افسوس بخوريم كه چرا او را از دست داديم.نيروي انسانى دغدغه هائى دارد،بايد مدير به اين دغدغه ها توجه كند و به نوعى در حد توان آنها را پوشش دهد.براي نمونه مثلاً نيروي انسانى كه درگير مريض دارى است يا تحت فشار صاحبخانه است يا قرض دار است،بايد احساس كند مديرش به فكر اوست و از او حمايت مى كند.حمايت مدير الزاماً و هميشه كمك مادى نيست بلكه  گاهى همدردى و همدلى و دلسوزي زبانى بسيار موثر است. همين همراهى موجب تسلاى خاطر فرد مى شود و احساس مى كند فراموش شده نيست و چون ابزار با او برخورد نمى شود.گاهى يك تشويق ،گاهى يك هديه،گاهى يك تقديرنامه و يا يك بليط سفر زيارتى،آنها را در سازمان ماندگار مى كند…
 
در تشكل هاي دينى كه كارشان تربيت و هدايت و نشر معارف و تبليغ است،جايگاه نيروي انسانى ماهر و توانمند ، سرنوشت سازتر است.يك مربي ناپخته گاهى همه زحمت هاي مربيان ديگر را برباد مى دهد.پايش مداوم فرايند آموزش، براي تشويق ماهران و شناسائى و انتقال ناپختگان ضرورى است.هميشه مربيان و كارگزاران و نيروهاي انسانى نياز به انرژى جديد و شارژ روحى و انگيزه دهى دارند نبايد از اين مهم غافل شد.بايد در برنامه هائى به شارژ روحى آنها اقدام نمود.بايد يادآورى كرد كه آنها مورد عنايت ولى الله الاعظم عليه السلام هستند و كارشان مورد نظر و عنايت آن بزرگوار است و اگر ارتباط معنوى شان را با آن عزيز بيشتر كنند در كارشان موفق تر خواهند بود…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *