ختم نبوت

 
 
 
 
 
آيا جامعه مسلمانان جهان بعد از پيامبر اكرم حضرت محمدبن عبدالله(ص)، منتظر پيامبر ديگرى هستند تا امثال بهائيت،با ادعاي پيامبرى و شريعت جديد،مشروعيت و مقبوليتى داشته باشند؟ پاسخ اين سوال بطور قطع منفى است.نه متون اسلامى(قرآن و روايات)از آمدن پيامبرى بعد از پيامبر اسلام سخن گفته اند و نه مسلمانان در انتظار پيامبر ديگرى بوده و هستند بلكه برعكس قرآن و روايات بر خاتميت ايشان تأكيد نموده و دين اسلام را آخرين دين و شريعت جاودانه شمرده اند و همه مسلمين اصل خاتميت را اصلى تغيير ناپذير باور داشته و بر آن اتفاق نظر دارند.
قرآن كريم ،حضرت محمد(ص) را “خاتم النبيين” (خاتم به معناي پايان بخش در همه واژه نامه ها)خوانده  و روايات در حد تواتر و باور قطعى، دين اسلام را آخرين دين الاهى و پيامبرش را آخرين فرستاده حق شمرده اند…
 
بهائيان هرچه تلاش كردند در اصل خاتميت پيامبر اسلام با توجيهات مختلف خدشه وارد كنند تا راهى براي اثبات آئين خود به عنوان دين جديد باز كنند،ناكام ماندند و سستى مطالب شان بر هر متتبع و پژوهشگرى اثبات گرديد. ناگزير مجبور شدند ادعا كنند مقام رهبرشان از نبوت و رسالت بالاتر است و خود خداوند اين بار در چهره بهاء الله ظاهر شده و او مظهر ظهورالله است! حال در پى نقد اين سخن آنان نيستيم بلكه مى گوئيم آنان با اين ادعا در واقع به خاتميت پيامبر اكرم(ص) اعتراف مى نمايند و پايان بودن ايشان را صحه مى گذارند چنانكه خود بهاء الله در صفحه ٢٩٣ كتاب اشراقات خويش چنين معترف مى شود:درود بر سيد عالم و مربى امت ها(حضرت محمدصلى الله عليه و آله) كه به وجود او نبوت و رسالت به انتها رسيد(…به انتهت الرسالة و النبوه)يعنى نبوت و رسالت پايان يافت…
 
با اين سخن بهاء الله،ديگر هيچ بهائى نمى تواند منكر ختم رسالت و نبوت  پيامبراسلام شود و به دستاويزهائى براي توجيه خاتميت چنگ زند.پس اگر پيامبري و رسالت بوجود پيامبراكرم (ص) پايان يافته ،آوردن پيامبر و دين جديد باطل است.اگر بخواهند با تغيير لغت نبى و رسول به “مظهرظهور”،از تن دادن به خاتميت بگريزند مى گوئيم اين لغت جديد اگر به معناى آوردن شريعتى از ناحيه خداست باز معنايش نبوت و رسالت است كه به نص بهاء الله دورانش به پايان رسيده و ديگر شريعتى نخواهد بود و اگر اين لغت به معناي آوردن شريعت نيست پس چرا بهائيت ادعاى دين و شريعت جديد مى نمايد! اگر بهاء الله ، مظهر خداست آيا پيامبران قبلى مظهر غير خدا بودند؟! اين واژه نوپديد كه بهائيت مدعى است نه تنها مشكل خاتميت را حل نمي كند بلكه مشكلات ديگرى برايش پديد مى آورد كه پاسخ به آنها بسياردشوارتر از خاتميت است چنانكه نتوانسته اند و نخواهند توانست…
 
اما خداي بزرگ با خاتميت نبوت پيامبراكرم(ص)،جاودانگى دين اسلام را رقم زده كه تا پهنه رستاخيز باقى و برقرار خواهد بود.اين دين در سايه راهبرد امامت امامان دوازدهگانه و باز شدن باب اجتهاد در غيبت امام عصر ارواحنا فداه و ميراث گرانقدر احاديث اهل البيت عليهم السلام آمادگى پاسخگوئى به نيازهاي همه زمان ها را دارد و احكام و دستوراتش هرگز زوال نمى پذيرد بلكه بر اثر بالا رفتن دانش مردمان،حكمت هاي آن بيشتر روشن مى شود و حقانيت آن آشكارتر مى گردد چنانكه حتى پژوهشگران منصف ديگر اديان نيز به عظمت آن معترف شده و بسيارى نيز به اين دين مشرف شده اندو اكنون نيز دو ميليارد انسان به آن دل سپرده اند كه اگر خوب عمل كنند بقيه انسانها نيز به آن دل خواهند سپرد.اگر جوامع مادى تاب بعضى احكام اسلام را ندارند،اين ضعف آنهاست كه در منجلاب نگاه مادى خويش اسيرند كه نتيجه اش همين دنياى پر آشوب و فاسد فعلى شده است و گرنه احكام الاهى اگر درست پياده شود تنها تضمين كننده سعادت انسانهاست…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *