خدا و تقدير

 
 
 
 
 
از او دعوت شده بود در يك ميزگرد با موضوع “تقديرالاهى” در يكى از شبكه ها شركت كند.مجرى پس از مقدمه و معارفه گفت: استاد،اين بحث از پر چالش ترين بحث ها از ابتداى تاريخ بوده و كمتر كسى است كه ذهنش درگير آن نشده باشد.شما ابتدا تعريفى از موضوع مورد بحث ارائه فرمائيد تا بعد به سوالات بينندگان بپردازيم:استاد گفت: تقدير، از قدر و اندازه است و به معناى اندازه گذارى و تعيين حدود و باصطلاح مهندسى كردن هر موضوع است، كارى كه همه شما در كليه فعاليت هاى خود انجام مى دهيد و از قبل ،نقشه ريزى مى نمائيد.مراد از تقدير الاهى در آفرينش هم همين است كه خداوند براى همه آفريده ها، اندازه و هندسه مشخص و دقيقى نهاده كه همه براساس آن اندازه و تقدير،بوجود آمده و در مسير خود قرار گرفته و ادامه مسير مى دهند و هيچ كار خدا بدون تقدير نيست…
 
استاد ادامه داد: اجازه دهيد اين معنا را در قرآن دنبال كنيم: يكى از نام هاى خداوند “قدیر” است یعنی بسیار توانای اندازه گذار،که ۳۶ بار در قرآن تکرارشده است.اين اندازه گيرى را در آياتى اينگونه بيان نموده است:هر چیزی را آفرید و دقیقاً برای آن قدر و اندازه قرار داد (وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا)؛و فرمود: مطمئناً هر چیز را به اندازه آفریده‌ایم (إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ) و نيز فرمود: آنکه آفرید و سامان داد و اندازه گذاشت و هدایت کرد( الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ )؛همچنين :هیچ چیز نیست مگر آنکه خزائن آن دراختیار ماست و جز به اندازه و تقدير معین عرضه نمی‌کنیم (وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ )؛ همه چیز نزد او اندازه ( و حساب)معین دارد( وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ).مى بينيد كه به همه سطوح تقدير آفرينش اشاره شده است…
 
مجرى گفت: در اين قسمت ترديدى نيست زيرا همه مى بينيم كه امور جهان،آسمانها ،كهكشان ها و خلقت بديع الاهى در همه زمينه ها با چه نظم شگفت انگيزى برنامه ريزى و تقدير شده كه بطور مثال دانشمندان مى توانند زمان نزديك شدن مثلاً ستاره دنباله دار هالى را به خورشيد كه هر ٧٦ سال يكبار اتفاق مى افتد،دقيقاً مشخص كنند و يا مثلاً زمان دقيق خسوف و كسوف را در هر سالى حتى ده ها سال بعد مشخص سازند.سوال اين است كه آيا اعمال ما انسان ها هم مثل ستاره و ماه و ساير موجودات تكوينى از قبل تقدير شده و ما اجباراً طبق همان تقدير پيش مى رويم يا شكل ديگرى دارد؟ استاد گفت:تقدير خداوند در تكوين با تقدير خداوند در تشريع متفاوت است. تقدير او در مورد موجوداتى مثل انسان اين است كه مختار و داراى اراده و حق انتخاب باشند و به آنان اجازه داده است در حوزه امور اختيارى، انتخابگر بوده و با اراده خود عمل كنند چنانكه اين آزادى را همه ما وجدان مى كنيم…
 
مجرى گفت:اگر در علم ازلى حق ،سرنوشت همه ما رقم خورده ، آيا ما مى توانيم اعمال خود را خلاف علم حق انجام دهيم؟ استاد گفت علم ازلى خدا با تقدير اختيار براى انسان منافاتى ندارد.مثل معلم كاركشته اى كه بر اساس علم و تجربه خود پايان كار دانش آموزى را مردودى اعلام مى كند و همينطور هم اتفاق مى افتد.اين علم معلم،اراده دانش آموز را از بين نبرده و او را مجبور نمى سازد.خداوند گوهر اختيار را در انسان قرار داده تا با هدايت انبيا، به بالاترين مدارج سعادت برسد و يا با انتخاب بد، سقوط كند و به شقاوت دچار شود و مشمول پاداش يا عقاب گردد.هيچ عاقلى مجبور را چوب نمى زند يا هديه نمى دهد،انتخاب آگاهانه و اختيار است كه منشأ پاداش يا عقاب است.همه ما وقتى به كارهاى اختيارى خود فكر مى كنيم وجداناً مى يابيم در انجام آن فعل آزاد بوده ايم لذا در صورت تخلف،معذرت خواهى مى كنيم.در حاليكه اگر مجبور بوده باشيم،معذرت خواهى و توبه معنا ندارد…
 
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *